شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

محققان دانشگاه‌های آلمان به روشی دست‌ یافته‌اند که با آن می‌توان کیفیت خواب را بهبود بخشید و حافظه را تقویت کرد. کافی است که هنگام کند شدن امواج مغزی، صداهایی همنوا با ریتم این امواج شنیده شود. امواج کند مغزی که در خواب عمیق ظاهر می‌شود برای بازیادآوری آموخته‌های پیشین و تقویت حافظه بسیار اساسی‌اند. […]

چند روز بیشتر به روز مادر نمانده هرکس با توجه به توانش می کوشد در این روز هر چند کوتاه از مادرش قدردانی کند و خستگی از تنش بیرون کند. امسال پیشنهاد های جالبی برای خوشحال کردن مادرها داریم. ۱ – لوازم منزل در تحریم ملتمسانه تقاضا می کنم برای روز مادر لوازم منزل،جارو،پارو،قوری،کتری حتی […]

هنگامی که یک مرد به صورت خوانگیخته و بدون درخواست همسرش برای او گل می برد، به همسرش نشان می دهد که به او اهمیت داده و نیازهای او را درک می کند. این نوع نمادها اهمیت زیادی در ایجاد عشق دارند. ترتیب دادن برنامه ای برای با هم بودن مرد برای زمانی خاص برنامه […]

یک روانشناس برخنداندن روزانه حداقل ۱۰ دقیقه کودک برای پرورش خلاقیت تاکید کرد. ریشه شکل‎گیری خلاقیت، در تربیت فرزند است و تربیت فرزند سخت‏‎ترین کار است. کودکان اگر عزت نفس داشته باشند خلاقیت دارند و یکی از راه‎های افزایش عزت نفس وقت گذاشتن برای کودک است. به‌عنوان مثال برای پرورش گل‎های یک باغچه باید به […]

یک جراح و متخصص ارتوپدی با اشاره به اینکه خصوصیات ذاتی و وراثت مهم‌ترین عوامل در رشد قد است، گفت: تغذیه مادر در دوران جنینی و هم‌چنین تغذیه دوران کودکی بسیار با اهمیت و در افزایش قد افراد در آینده تاثیرگذار است. رحیم تسلیمی با اشاره به اینکه رشد قد در دختران تا ۱۴ سالگی […]

هیچ چیز بدتر از این نیست که پیراهن و یا شلوار مورد علاقه شما روغنی شود مخصوصا” اگر ندانید که چگونه باید این لکه روغن را پاک کنید . اما نگران نباشید چند راه برای ازبین بردن لکه های روغن از روی لباس وجود دارد . دستورالعمل : ۱ – استفاده از مسواک چند قطره […]

متخصصان رژیم غذایی لیست سیاهی از مواد غذایی را جمع آوری کرده اند که نباید در صبح و با شکم خالی خورد. موز و ماست می تواند منجر به بیماری های قلبی عروقی شود. موز حاوی میزان بالایی منیزیم است و عادت خوردن موز در صبح می تواند تعادل کلسیم و منیزیم را بر هم […]

به بندگانم بگو: «سخنى بگویند که بهترین باشد! چرا که (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنها نزاع ودعوا می اندازد، همیشه شیطان دشمن آشکارى براى انسان بوده است! « سخن » ، وسیله وابزاری است که انسان ها را به یکدیگر مرتبط نموده وافکار درونی خود را به هم منتقل میکنند . این سخن گاهی […]

در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی […]

انسان امروزی برای رسیدن به خوشبختی و سعادت، تلاشهای زیادی را انجام می دهد، که گاها منجر به تحمل هزینه های سنگینی نیز می شود، این در حالی است که دین مبین اسلام روشهای کم هزینه ای را برای رسیدن به خوشبختی و آرامش توصیه کرده است، و فقط کافیست انسان با استفاده از مطالعه […]

بایگانی برای مرداد, ۱۳۹۱

بهترین راهها برای خشک کردن گوشی های خیس

بدون نظر

مناسب ترین راهکارها برای خشک کردن گوشی های خیس را در ادامه می خوانید:

۱- آن را به سرعت از آب خرج کنید! ممکن است کاملا امری کاملا بدیهی باشد، اما هر چقدر سریع‌تر بتوانید گوشی خود را از منبع رطوبت دور کنید احتمال خراب شدن آن کمتر می‌شود.

۲- وقتی گوشی شما از خطر دور شد، اولین کاری که باید انجام دهید این است که سیم‌کارت و هر تجهیزات دیگری که قابل برداشتن است، از گوشی جدا کنید. اگر باتری گوشی شما جدا می‌شود، آن را هم درآورید. با این کار از شوک الکتریکی جلوگیری می‌کنید.

۳- گوشی و همه قطعات آن را با پارچه یا حوله تمیز خشک کنید. تا جایی که ممکن است از دستمال کاغذی استفاده نکنید، زیرا ممکن است در شکاف‌های گوشی گیر کند و جلوی کار کردن آن را بگیرد. از سشوار استفاده نکنید، چون ممکن است آب را بیشتر به داخل گوشی فرو ببرد.

۴- گوشی را یک شبانه روز در جایی گرم و خشک قرار دهید (مثلا نزدیک رادیاتور یا بخاری) یا آن را در یک کیسه برنج بگذارید یا دور آن حوله‌ای بپیچید تا رطوبت اضافی آن جذب شود.

۵- وقتی همه این کارها را انجام دادید و گوشی شما خشک شد، اجزای گوشی را داخل آن قرار داده و امتحان کنید. اگر روشن شد، می‌توانید با آن کار کنید! یادتان باشد اگر گوشی شما دوباره کار کرد، اطمینان حاصل کنید که از تمام اطلاعاتی که نیاز دارید و می‌خواهید نگه دارید نسخه پشتیبان یا بک‌آپ تهیه کنید.


زشت ترین گوشی های موبایل جهان

بدون نظر

در میان ایده ها و طراحی هایی که برای گوشی های تلفن همراه هر ساله ارائه می شود برخی بسیار عجیب هستند و همچنین برخی دیگر نیز در بازار شکست های سنگینی متحمل می شوند. در ادامه به برخی از گوشی هایی که به عنوان زشت ترین گوشی در دنیا شناخته می شدند اشاره می کنیم.

زیمنس Xelibri:

این مدل از گوشی های زیمنس به همه چیز شباهت داشتند به غیر از یک تلفن همراه همچنین در دورانی که این گوشی ها به بازار عرضه شد امکانات بسیار کمی نیز برای زمان خودش داشت. این گوشی تنها برای مدت ۱۸ ماه در مغازه ها دیده شد.

 

Bang & Olufsen Serene:

شرکت Bang & Olufsen یکی از شرکت های تولید کننده لوازم صوتی و تصویری است و در این زمینه نیز بسیار خوب کار کرده است اما تلفن همراهی که این شرکت ارائه داد بسیار عجیب بود. دراین گوشی صفحه نمایش زیر صفحه کلید قرار داشت. برای این گوشی باید ۱۰۰۰ دلار پول نیز پرداخت می کردید.

نوکیا ۷۳۸۰:

نوکیا یک برند بسیار بزرگ در عرصه تولید گوشی های همراه است اما این شرکت نیز گاهی برای در طراحی گوشی هایش بی سلیقگی کرده است. مدل ۷۳۸۰ از یان شرکت بسیار گوشی بد ترکیبی است و حتی صفحه کلید نیز ندارد و نوکیا نیز هیچوقت امار فروش این گوشی را اعلام نکرد.

نوکیا ۳۶۵۰:

این گوشی را احتمالا افرادی که در اوایل دهه ۸۰ به دنبال گوشی بوده اند بسیار خوب یادشان است. مدل۳۶۵۰ با دکمه های دایره ای شکلی که داشت بسیار گیج کننده بود و هرکسی نمی توانست با آن به درستی کار کند و همچنین بسیار بزرگ نیز بود.

ورتو کبرا:

خریدن یک گوشی زشت خود بسیار دردناک و غیرقابل باور است اما اینکه کسی بخواهد برای همان گوشی بیش از ۳۰۰ هزار دلار نیز بپردازد بسیار عجیب است. گوشی شرکت ورتو در حالی که بسیار بی سلیقه طراحی شده است و امکانات خاصی نیز ندارد اما با برلیان تزئین شده و قیمت نجومی نیز دارد.


چند شماره‌ SMS مورد نیاز که باید بدانید

بدون نظر

شاید برای شما هم پیش آمده که در مکانی باشید و امکان مکالمه با نهاد و یا سازمان مربوطه را برای ارائه درخواست شکایت و یا بیان مشکلات و یا آگاهی از اطلاعات ضروری نداشته باشید.
شرکت مخابرات ایران امکانی را برای تعدادی از سازمان‌های خدمات‌رسان به مردم فراهم کرده است تا برای برطرف شدن برخی مشکلات شهری به شماره‌های مشخص شده به این نهادها پیامک ارسال و اطلاعات مربوطه را دریافت کنند.
مشترکان می‌توانند برای درخواست رسیدگی به مشکلات شهری (شهرداری) به شماره تلفن ۳۰۰۰۱۳۷ پیامک ارسال کنند. همچنین مشترکان خواستار رهگیری نامه پستی می‌توانند ابتدا حرف R و بعد شماره روی رسید پستی را به شماره ۲۰۰۰۴۴۱ ارسال کنند.
اطلاعات پرواز با ارسال پیامک فرمت filight – cod به شماره ۲۰۰۰۴۴۴ و همچنین نرخ ارزهای رایج با فرمت currency-name به شماره ۲۰۰۰۴۴۴ قابل دریافت هستند.
اطلاع‌رسانی تخلف تاکسی در صورتی که شماره پلاک ماشین به شماره ۳۰۰۰۴۲۴۶ ارسال شود، امکان‌پذیر است. همچنین اخذ خلافی ماشین با ارسال عدد عمودی کنار کارت ماشین به شماره ۳۰۰۰۵۱۵۱ ممکن می‌شود و برای استعلام کارت سوخت می‌توان عدد عمودی کنار کارت ماشین را به شماره ۳۰۰۰۵۰۵۰ ارسال کرد.
مشترکان برای اطلاع از اوقات شرعی نیز می‌توانند به شماره ۲۰۰۰۹۱۶ پیامک ارسال کرده و از اوقات شرعی باخبر شوند.
برای دریافت اطلاعات هوا، پیش‌شماره شهر مورد نظر را بدون وارد کردن صفر به شماره ۱۰۰۰۳۰۵ ارسال کرده و از اطلاعات آن باخبر شوید.
اگر می‌خواهید درباره بازی، سرگرمی و مکان‌های دیدنی اطلاعات دریافت کنید، برای اطلاع از مکان‌های دیدنی هر شهر به شماره ۱۰۰۰۳۹۴، و مسافت بین شهرها ۱۰۰۰۳۹۶، آخرین بازی‌های کامپیوتری ۱۰۰۰۴۰۰ و جدیدترین نرم‌افزارها به شماره ۱۰۰۰۴۰۱ پیامک ارسال کنید.
همچنین درصورت نیاز به اطلاع از ساعت کشورها باید نام کشور را به شماره ۱۰۰۰۳۹۲ ارسال کنید.


مطالبی جالب در مورد کره مریخ

بدون نظر

در زیر واقعیت های جالبی در مورد مریخ، ماه های اطراف آن، سیاره قرمز و رابطه اینها با خانه ما زمین آورده شده است…

توجهات اخیر در مورد آزمایش و اکتشافات در مورد سیاره مریخ توسط دانشمندان ناسا، واقعیت های خیره کننده ای را در مورد این سیاره آشکار کرده و به نظر می رسد که همگان توجه خاصی به این سیاره نشان می دهند. در زیر واقعیت های جالبی در مورد مریخ، ماه های اطراف آن، سیاره قرمز و رابطه اینها با خانه ما زمین آورده شده است.
واقعیت های زیبا در مورد مریخ
مریخ چهارمین سیاره از خورشید است.
در منظومه شمسی هفتمین سیاره بزرگ به شمار می رود.
مریخ به عنوان سیاره قرمز شناسایی شده و آن هم به دلیل خاک سرخ رنگ آن است که حاوی اکسید آهن یا همان زنگ آهن است.
مریخ یا همان مارس به نام یکی از خدایان جنگ در روم باستان نام گذاری شده است.
آمار موجود در مریخ
شعاع استوایی مریخ ۳٫۳۹۷ کیلومتر است.
قطر مریخ ۶٫۷۹۴ کیلومتر است.
وزن مریخ ۶۴۱,۸۵۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ کیلوگرم است.
دمای سطح مریخ متغیر است و از ۳۱۰ درجه کلوین تا ۱۵۰ درجه کلوین تغییر می کند.
ترکیبات اتمسفری موجود در مریخ از ۹۵% دی اکسید کربن، ۳% نیتروژن و ۵/۱ % آرگون تشکیل شده است.
یافته هایی در مورد سیاره مریخ
اخیرا دانشمندان مقادیر فراوانی یخ در زیر سطح مریخ پیدا کرده اند که می تواند دو برابر دریاچه میشیگان را پر کند.
از آنجایی که سطحی بسیار خاکی و خشک دارد لذا طوفان های شن در آنجا امری بسیار طبیعی و دائمی است.
مریخ خانه الیمپوس است. یکی از بزرگترین آتشفشان های منظومه شمسی. الیمپوس ۳ برابر اورست بلندی دارد و عرض آن هم به اندازه کشور مکزیک است.
Valles Marineris یکی از دره های ژرف و بسیار عمیق است که به اندازه کل ایالت متحده امریکا عمق دارد.
واقعیت هایی در مورد ماههای اطراف مریخ
مریخ دو ماه دارد که هر دو توسط Asaph Hall در سال ۱۸۷۷ بعد از یک تلاش پر زحمت به نام های دیموس و فوبوس کشف شدند. ممکن است که این دو ماه ،سیارات صغار مابین مریخ و مشترى باشند که در جاذبه مریخ گیر افتاده اند.
واقعیت هایی در مورد مریخ در مقایسه با زمین
مریخ نسبت به زمین از خورشید دور تر است فاصله زمین تا خورشید ۹۳ میلیون مایل است در حالیکه فاصله مریخ تا خورشید ۱۴۲ میلیون مایل است.
مریخ در مدار خورشید ۵/۱۴ مایل در ثانیه در حالیکه زمین با ۵/۱۸ مایل در ثانیه در مدار خورشید می گردد.
دمای مریخ از زمین بسیار سرد تر است دمای مریخ۸۷- درجه فارنهایت است در حالیکه دمای زمین ۵۷ درجه فارنهایت است.
یک سال در مریخ معادل ۶۸۷ روز در مریخ است این در حالی است که یک روز در زمین معادل ۰۲۶/۱ روز در مریخ است.


کاخ سفید چگونه به این اسم معروف شد؟

بدون نظر

دولت پول کافی برای ساختن یک منزل نو برای رئیس جمهور نداشت بنابراین اطاقهای همان خانه قدیمی دوباره ساخته و تعمیر شد و…
طـــی جنگ سال ۱۸۱۲ داخل خانه سنگی رئیس جمهور بدست سربازان انگلیسی که واشنگتن را اشغال کرده بودند به آتش کشیده شد ولی چون در آن موقع ایالات متحده کشور فقیری بود ، دولت پول کافی برای ساختن یک منزل نو برای رئیس جمهور نداشت بنابراین اطاقهای همان خانه قدیمی دوباره ساخته و تعمیر شد و دیوارهای دود زده را بار نگ سفید پوشاندند.
مردم که از این شکل جدید کاخ خیلی خوششان آمده بود اسم آنرا خانه سفید یا »کاخ سفید» گذاشتند بدین ترتیب از آن به بعد این کاخ قدیمی اسم و رنگ خود را تا امروز حفظ کرده است..

کاخ سفید چگونه به این اسم معروف شد؟

دلیل پیر شدن چیست؟

بدون نظر

دلیل پیر شدن چیست؟

دانشمنــــدان برای توضیح علت پیری نظریه‌های متعددی دارند اولین نظریه این است که سلول‌های مغز میمیرند و دیگر نمیتوانند با سلول‌های تازه جایگزین شوند، به این ترتیب است که با مرگ تدریجی سلول‌های مغز نشانه‌های پیری آشکار می‌شود.
این نظریه نمیتواند کاملا درست باشد، زیرا کسانی هستند که در سانحه دچار آسیب‌های شدید مغزی می‌شوند اما ظهور نشانه‌های پیری پس از این آسیب در آنها حتمی نیست.
نظــریه‌ای دیگر میگوید که با بالا رفتن سن، کم کم مواد شیمیایی بی‌مصرف در بدن ذخیره می‌شوند در بدن یک فرد مسن، مواد شیمیایی متعددی طی سال‌های عمر ذخیره شده‌اند.
نظــــریه سوم میگوید که بیشتر سلول‌های ما دائما تکثیر میشوند بعضی دانشمندان معتقدند که با افزایش سن، سلول‌های تکثیر شونده دچار “خطاهایی” میشوند این خطاها باعث تغییراتی در فعالیت اعضای بدن شده و میتواند دلیل پیری نیز باشد.


آیا می دانید به چه دلیل سکسکه می کنیم و به چه دلیل می باشد ؟

بدون نظر

سکسکه ناشی از انقباض دیافراگم، پرده عضلانی درون قفسه سینه است که نقش مهمی در تنفس دارد.در هنگام دم یا فروبردن هوا دیافراگم منقبض و در هنگام بازدم یا بیرون دادن هوا دیافراگم شل می‌شود.
سکسکه یک فعالیت عضلانی اسپاسمی و غیرارادی در دیافراگم است.
معده‌ مملو از غذا می‌تواند دیافراگم را تحریک کند و باعث رشته‌ای از سکسکه‌ها شود.ورزش یا استرس نیز می‌توانند حمله سکسکه را برانگیزند. اما سکسکه اغلب بدون علت مشخصی رخ می‌دهد.
یک فرضیه این است که سکسکه ممکن است بازمانده‌ای از یک بازتاب ابتدایی مکیدن – مربوط به دوران نوزادی- باشد. سکسکه هر کارکردی که در قدیم داشته، در زندگی امروز بیشتر  آزارنده است و هر کسی مدعی است که راه علاجی برای آن سراغ دارد.
شیوه‌‌هایی از نگهداشتن نفس،ترساندن ناگهانی،مکیدن قند، نوشیدن آب در حالت وارونه یا حتی انجام دادن ملایم مانور هیلمیک که در اصل برای خارج کردن لقمه گیر کرده در گلو به کار می‌رود.
بسیاری از این اقدامات در واقع به علت متوقف‌کردن موقت ریتم تنفس موثر واقع می‌شوند.


اولین دانشمند جهان چه کسی است؟

بدون نظر
اولین دانشمند جهان چه کسی است؟

در مقاله «نخستین دانشمند»، کارلو روولی به این مبحث می‌پردازد که این جایگاه در تاریخ به «آناکسیماندر»(Anaximander)، فیلسوف کمتر شناخته شده یونانی تعلق دارد.
ایسنا: کلمه دانشمند (scientist) از سال ۱۸۳۴ وارد زبان انگلیسی شده و از آن زمان تاکنون تلاش‌های زیادی برای شناسایی اولین دانشمند جهان صورت گرفته است.
قابل پیش‌بینی است که توافق کمی در مورد این شخص وجود داشته باشد؛ چرا که نامزدهای مشهور زیادی مانند گالیله، ارشمیدوس و حتی فیثاغورث، بسیاری از خصوصیات اساسی امروز در علوم مدرن را دارا بوده و کمک‌های طولانی‌ مدتی در این زمینه انجام داده‌اند؛ اما متفکران و اندیشمندان پیش‌از آنها نیز وجود داشته‌اند که می‌توانند مدعی این عنوان باشند.
در مقاله «نخستین دانشمند»، کارلو روولی به این مبحث می‌پردازد که این جایگاه در تاریخ به «آناکسیماندر»(Anaximander)، فیلسوف کمتر شناخته شده یونانی تعلق دارد.
طبق بسیاری از گزارش‌ها، آناکسیماندر، نخستین شخصی بود که درمورد شناور بودن زمین در فضا، برخوردار بودن تمام موجودات زنده از یک جد مشترک و بی‌ارتباط بودن وقوع پدیده‌های هواشناسی با خدایان یونانی سخن گفت.
چنین داستان‌هایی نشان دهنده آن است که آناکسیماندر می‌تواند دانشمند بزرگی در زمان خود باشد.
او مطمئنا از بسیاری از ویژگی‌هایی که فیلسوفان علمی از فرانسیس بیکن گرفته تا کارل پوپر در خود داشته‌اند، ‌برخوردار بوده است: وی مصمم، کنجکاو، شکاک و بالاتر از همه تا حدی مستقل و تکرو بود.
اما اساس بحث روولی را باید با احتیاط بیشتری در نظر گرفت. تنها چیزی که از کار اصلی آناکسیماندر باقی مانده، چهار خط نوشته است که با وجود الهام بخش بودن از دامنه محدودی برخوردار است.
لزوما انتخاب روولی بر اساس مدارک دست دوم از دیگر نوشته‌های قدیمی بوده و از این رو سرعت و تاثیر خود را از دست داده ‌است.
آناکسیماندر احتمالا به خوبی از دیگر نقاط قوت مورد نیاز یک دانشمند برخوردار بوده است.
اگرچه در نهایت کمبود میراث ملموسی از کارهای آناکسیماندر باعث شده که تلاش‌های روولی برای نامگذاری وی به عنوان نخستین دانشمند جهان تا حدی بلندپروازانه جلوه کند.


فمینیسم چیست؟

بدون نظر
فمینیسم چیست؟
فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگونی تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه می‌کند.
واژهٔ فمینیسم را نخستین بار شارل فوریه، سوسیالیست قرن نوزدهم، برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار برد.
فمینیسم مجموعهٔ گسترده‌ای از نظریات اجتماعی، جنبش‌های سیاسی، و بینش‌های فلسفی است که عمدتاً به وسیلهٔ زنان برانگیخته شده‌ یا از زنان الهام گرفته‌ شده، مخصوصاً در زمینهٔ شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن‌ها. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیش‌ترین تمرکز خود را معطوف به تحدید نابرابری‌های جنسیتی و پیش‌برد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است. فمینیسم عمدتاً از ابتدای قرن ۱۹ پدید آمد. زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب می‌شوند.
در طی یک قرن و نیم، جنبش رو به رشد زنان هدف خود را تغییر ساختارهای اقتصادی-اجتماعی و سیاسی مبتنی بر تبعیض جنسیتی علیه زنان قرار داده‌است.
فمینیست‌های اوّلیه را به اصطلاح «موج اوّل فمینیسم» می‌نامند. نهضت‌های حق‌طلبانهٔ زنان تا سال ۱۹۶۰ جزو موج اوّل هستند. اوّلین آثار زنان در این موج از نقش محدود زنان انتقاد می‌کند، بدون این‌که لزوماً به وضعیت نامساعد آن‌ها اشاره کند و یا مردان را از این بابت سرزنش کند. موج اوّل فمینیستی با روشنگری‌های مری ولستون کرافت و بیانیهٔ ۳۰۰ صفحه‌ای‌اش در سال ۱۷۹۲ در انگلستان آغاز شد. یکی از کمپین‏‌های عموماً موفق فمینیست‏‌ها، جنبش دستیابی به حق رأی بود که به وسیله‏‌ٔ فعالانی چون املین پنکهرست رهبری می‏‌شد. پنکهرست جزو دسته‏‌ای از زنان بود که پیش از جنگ جهانی اول در کمپین بعضاً خشونت‏‌آمیزی برای دستیابی به حق رأی برای زنان فعالیت می‏‌کردند. زنان انگلیسی و آلمانی در پایان جنگ جهانی اول به حق رأی دست پیدا کردند، اما در فرانسه و ایتالیا، تا پایان جنگ جهانی دوم حق رأی نداشتند.
با این وجود، با استیفای حق رأی به زنان، بحث حضور زنان در حوزه‏ٔ عمومی پایان نیافت و مدت‏‌ها پس از این بود که زنان توانستند در عرصه‏ٔ عمومی (هم‌چون کار در ادارات دولتی) شرکتی فعال‏‌تر داشته‌باشند. در همین راستا و پس از موفقیت کمپین حق رأی زنان، برخی از زنان موج دومی را به راه انداختند که بر محدودیت‏‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر زنان تمرکز داشت. این مرحله از فمینیسم، به ویژه در فرانسه و انگلستان، به واسطه‏ٔ آثار سیمون دو بووار و ویرجینیا وولف تاثیرگذار بود. هر دوی این نویسندگان، زنان را به پیگیری حقوق فرهنگی خود، فراتر از صرف حقوق سیاسی، تشویق می‏‌کردند. در اواخر قرن بیستم، نویسندگانی چون جولیا کریستوا، لوس ایریگری و سایرین در موج سوم فمینیسم، نویسندگانی چون دو بووار را به خاطر نادیده گرفتن ساختارهای ژرف زبان و ناخودآگاه انسان که به باور موج سوم مانع آزادی زنان است، نقد کرده‏‌اند. این نویسندگان تأکید بیشتری بر زنانگی و ویژگی‏‌های بدن زنان دارند و بر این باورند که نویسندگان موج دوم، هم‌چنان مردان را مدل زنان قرار داده‏‌اند و ساختارهای مردانه‏ٔ زبان را به قدر کافی نکاویده‏‌اند. موج سوم در زمینه‏‌های متعددی بروز پیدا کرده است، اما هم‌چنان ملهم از تم‏‌های فمینیسم در موج‏‌های اول و دوم خود است.
فمینیسم سعی می‌کند تا ضمن درک دلایل نابرابری‌های موجود، تمرکز خود را به سیاست‌های جنسیتی، معادلات قدرت و جنسیت معطوف نماید.
موضوع‌های کلّی مورد توجه فمینیسم تبعیض، رفتار قالبی، شیء‌انگاری، بی‌داد و مردسالاری/پدرسالاری هستند. فعالان فمینیست به مواردی مانند برابری جنسیتی، حقوق تولیدمثلی، خشونت خانگی، برابری دستمزد، آزار جنسی، و تبعیض جنسیتی می‌پردازند.
جوهرهٔ فمینیسم آن است که حقوق، مزیت‌ها، مقام و وظایف نبایستی از روی جنسیت مشخص شوند. به رغم این‌که بسیاری از رهبران فمینیسم زنان بوده‌اند ولی این بدان معنا نیست که تمام فمینیست‌ها زن هستند.
تمام فمینیست‌ها به اصل موضوع تلاش برای احقاق حقوق زنان معتقد هستند، ولی در مورد علل این ستم‌دیدگی و روش‌های مبارزه با آن اختلاف وجود دارد و همین مسأله موجب همراهی فمینیسم با پسوندهای متفاوت شده‌است.
فمینیسم (به عنوان جنبش اصالت زنان) بخشی از پدیده یا جنبش توجه به دیگری یا اصالت دیگری است، جنبشی که در قلمرو نژاد، قومیت و جنسیت پدیدار شد. فمینیسم در عین حال توجّه برانگیزترین بخش این جنبش نیز هست که روایت‌های مختلفی چه در جهت موافق و چه در جهت مخالف دارد.[۱]
در طول تاریخ حامیان برابری جنسیت‌ها و حقوق زنان را می‌توان یافت. برای مثال، ملکه تئودورا از روم شرقی یکی از طرفداران وضع قوانینی بود که موجب حمایت‌های بیشتر از زنان و آزادی‌های بیش‌تر در امور زنان می‌شد و کریستین د پیزان، اولین نویسندهٔ حرفه‌ای زن، بسیاری از عقاید فمینیستی را بسیار زودتر از سال ۱۳۰۰ میلادی در مقابله با کوشش‌هایی که جهت محدود کردن ارث‌بری زنان و عضویت در اتحادیه انجام می‌گرفت ارتقا داد. به هر حال، بیش از چند قرن از یکپارچگی فمینیسم به عنوان یک فلسفهٔ گسترده و جنبش اجتماعی نگذشته‌است.
تاریخ فمینیسم مدرن به عنوان یک فلسفه و جنبش، اغلب باز می‌گردد به روشنگری با روشنفکرانی همچون مری ورتلی مونتاگو و مارکوئیز د کاندورست که از تحصیلات زنان پشتیبانی می‌کردند. اولین مجمع علمی زنان در سال ۱۷۸۵ در میدل‌بورخ، شهری در جنوب جمهوری هلند بنیان نهاده شد. در طی این دوره وجود روزنامه‌هایی برای زنان که مبتنی بر موضوعاتی همچون علم بود به خوبی عمومی شد. مری ولستن کرفت (یک حمایت کننده از حقوق زنان) در سال (۱۷۹۲) یکی از اولین عامل‌هایی است که بدون شک می‌تواند فمینیست نامیده شود.
فمینیسم در قرن نوزدهم یک جنبش نهادینه شد تا این که مردم به گونه‌ای افزون‌تر نسبت به رفتار ناعادلانه با زنان آگاهی یابند. شارل فوریه سوسیالیست آرمان‌خواه در سال ۱۸۳۷ کلمهٔ «فمینیسم» را اختراع کرد و معتقد بود که گسترش پشتیبانی از حقوق زنان در همهٔ جوامع زودتر از سال ۱۸۰۸ پیشرفت خواهد کرد. از اولین همایش حقوق زنان در سنکا فالز، نیویورک در سال ۱۸۴۸ جنبشی سازمان‌یافته، تاریخ‌گذاری شد. در سال ۱۸۶۹، جان استوارت میل کتاب پیروی از زنان را به جهت اثبات این که «تبعیت قانونی تنها یک جنس از دیگری اشتباه بوده… و…یکی از رئوس موانع جهت پیشرفت انسان است» منتشر کرد.
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم زنان در بسیاری از کشورها توانستند به حق رای و شرکت در انتخابات دست یابند. نیوزیلند در سال ۱۸۹۳ اولین این کشورها بود. با کمک کیت شپارد طرفدار دادن حق رای یا حق انتخاب به زنان، مخصوصاً در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول پیشرفت کرد. دلایل این امر متفاوت بود، اما همهٔ آن‌ها یک خواسته را که تصدیق همکاری و مساعدت زنان در طول جنگ بود در بر داشت و همچنین تحت تأثیر قدرت نطق و بیانی که دو طرف در زمان توجیه تلاش‌های جنگی‌شان استفاده کردند واقع شد. برای مثال از زمانی که نکات چهارده‌گانه وودرا ویلسون خود تصمیم‌گیری را به عنوان اساس جامعه به رسمیت شناخت، تزویر در نظر نگرفتن حق نیمی از جوامع مدرن از دادن حق رای مشکل شد.
گرایش‌های فمینیسم [ویرایش]
برخی از تئوری‌های فمینیستی فرضیات پایه راجع به جنسیت، تفاوت جنسیت و تمایلات جنسی، شامل مقولهٔ خود زنان را به عنوان یک عقیده کل نگر مورد تحقیق قرار می‌دهند. سایر تئوری‌ها (به جای ارائهٔ تعدد جنسیت‌ها) مذکر/مونث بودن را کاملاً به صورت دوشاخه‌ای مورد تحقیق قرار می‌دهند. معذلک دیگر تئوری‌های فمینیستی مفهوم «زن» را به صورت عادی تلقی و تحلیل‌ها و مقالات انتقادی خاص از نابرابری جنسیت، تهیه می‌کنند و بیشتر جنبش‌های اجتماعی فمینیستی حقها، علایق و مسائل زنان را ترویج می‌کنند. سال‌هاست که چندین زیر مجموعه از ایدئولوژی فمینیستی گسترش پیدا کرده‌است. جنبش‌های فمینیستی اولیه اغلب موج اولیه فمینیست‌ها، و فمینیست‌های حدوداً بعد از سال ۱۹۶۰ موج دوم فمینیست‌ها نامیده می‌شوند. اخیراً، در حالی که موج دوم فمینیست‌ها هنوز فعال هستند بعضی از فمینیست‌های جوان‌تر خود را به عنوان موج سوم فمینیست‌ها معرفی کرده‌اند.
وندی کامینر، در کتاب خود «یک آزادی هراسناک: گریز زنان از برابری» تضادهای دیگر میان فرم‌های فمینیسم را شناسایی می‌کند؛ تضاد میان چیزی که او آن را فمینیسم «تساوی گرا» و «طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی» می‌نامد. او فمینیسم تساوی گرا را به عنوان ارتقا دهندهٔ برابری بین زنان و مردان از طریق اهدای حقوق برابر در نظر می‌گیرد. فمینیست‌های طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی ترجیح می‌دهند که بر روی حمایت‌های قانونی برای زنان، همچون قوانین استخدام و قوانین طلاق که از زنان محافظت می‌کنند متمرکز باشند، گاه از محدودیت حقوق مردان، همچون سخنرانی آزاد (مخصوصاً، حق تولید و مصرف نقاشی‌های مستهجن) حمایت می‌کنند. اگرچه کتاب متعلق به زمان پیش از وقوع موج سوم فمینیسم می‌باشد، کمینر هر دو جریان محافظه‌کار و تساوی‌گرا را در محدودهٔ موج اول و موج دوم فمینیسم شناسایی می‌کند.
بعضی از فمینیست‌ها معتقدند که وظایف جنسی، هویت جنسی و تمایلات جنسی، خودشان ساختهای اجتماعی هستند (همچنین پیروی از قانون دیگران را در نظربگیرید). برای این فمینیست‌ها، فمینیسم یکی از مفاهیم ابتدایی نجات بشریت است(یعنی، آزادی مردان به مانند آزادی زنان است.).
دربارهٔ فمینیسم، در باب این که کدام یک از انواع آن باید منحصراً برچسب خورده یا مورد تفکر قرار گیرد مباحثاتی وجود دارد. همچنین اعتقادات مشترکی هچون ظلم به وسیلهٔ پدرسالاری و یا سرمایه‌داری و اعتقاد به این که آن‌ها با هم مترادف هستند وجود دارد.
ارتباط با جنبش‌های دیگر [ویرایش]
برخی از فمینیست‌ها با اعتقاد به گفتهٔ مارتین لوتر کینگ، که می‌گوید «تهدید عدالت در هر جا تهدید عدالت در همه‌جاست»، یک مشی خصمانه نسبت به سیاست در پی می‌گیرند. به اعتقاد آن‌ها، بعضی فمینیست‌های خودشناخته، دیگر جنبش‌ها، همچون جنبش حقوق مدنی و جنبش حقوق همجنس‌خواهی را مورد حمایت قرار می‌دهند. در همین زمان، بسیاری از فمینیست‌های سیاه پوست همچون بل هوکسها جنبشی را که جهت تسلط زنان سفیدپوست باشد مورد انتقاد قرار می‌دهند. این تصور در فمینیسم از پیش مستعمراتی کلیدی است. بسیاری از زنان فمینیست سیاهپوست واژهٔ زن گرایی را برای دیدگاه‌های خود ترجیح می‌دهند.
فمینیسم اغلب با مطالعات همجنس‌خواهی و تغییر جنسیت مرتبط شده‌است و در مواردی فمینیسم روانکاوی بر پیشرفت روانکاوی جنسیتی منطبق است. برخی از فمینیست‌ها نسبت به جنبش تغییر جنسیت بسیار محتاط هستند چرا که آن را به عنوان رقیب تمایز میان مرد و زن می‌بینند. افرادی که به عنوان جنس مونث تغییر جنسیت و تغییر تمایلات جنسی داده‌اند از برخی گردآوری‌ها و وقایع فقط- زنان محروم شده و توسط عده‌ای از فمینیست‌ها که می‌گویند «کسی که از بدو تولد به عنوان جنس نر قلمداد می‌شود قادر به فهم ستمی که در مواجهه با زنان می‌شود نیست»، طرد می‌شوند. این محرومیت توسط مردمی که تغییر جنسیت داده‌اند به عنوان تغییر تشویشی مورد انتقاد واقع می‌شود. یعنی اشخاصی که از این که کشمکش‌های سیاسی و اجتماعی‌شان با فمینیست‌ها مرتبط شود و این که تبعیض در برابر مردمی که تغییر جنسیت داده‌اند شکلی ازپدر سالاری است حمایت می‌کنند. (فمینیسم تغییر و مطالعات جنسیتی را مشاهده نمایید.)
در سال ۱۸۰۰ در جنبش حقوق زنان در ایالات متحده آمریکا بر سر تصویب قوانین چهاردهمین اصلاح قانون اساسی ایالات متحده و پانزدهمین اصلاح قانون اساسی ایالات متحده شکاف ایجاد شد. اصلاحات قانون اساسی ایالات متحده حق رای را به مردان آفریقایی-آمریکایی اهدا نمود. الیزابت کیدی استنتن و سوزان بی. آنتونی و دیگران، مدعی شدند که مردان سیاه‌پوست نباید حق رای داشته باشند مگر این که مشابه این حق به «کلیه» زنان اهدا شود. از سال ۱۸۶۸ تا ۱۸۷۰، زمانی که پانزدهمین اصلاح قانون اساسی ایالات متحده تصویب شد، در بخش وسیعی از ایالات متحده جنبش حقوق مدنی به وجود آمد، و در سال ۱۸۶۹، باعث یک انفصال در جنبش حق رای و انتخاب زنان شد، و منجر به جدایی انجمن ملی حق رای و انتخاب زنان (ان دبلیو اس ای) و انجمن ملی حق رای و انتخاب زنان آمریکایی (ای دبلیو اس ای) در ایالات متحده شد.
فمینیسم مدرن [ویرایش]
بسیاری از فمینیست‌ها معتقدند که در بخش وسیعی از دنیا هنوز تبعیض در برابر زنان وجود دارد. اما در داخل جنبش‌ها راجع به شدت مسایل جاری، این که مشکلات چه هستند و چگونه می‌توان آن‌ها را حل کرد، اختلافاتی وجود دارد.
از سوی دیگر افراطی‌هایی مانند برخی از فمینیست‌های طرفدار اصلاحات سیاسی همچون گلوریا آلرد و مری دالی، وجود دارند که استدلال می‌کنند که جامعهٔ انسانی با تعداد کم مردان به طرز چشمگیری بهتر خواهد شد. همچنین مخالفانی نیز، همچون کریستینا هاف سامرز یا کمیل پاگلیا وجود دارند که خود را به عنوان فمینیست می‌شناسند اما جنبش متعصب ضد مردانه را متهم می‌کنند.
مشکل بسیاری از فمینیست‌ها، استفاده از واژهٔ «فمینیست» در مورد گروه‌ها یا مردمی است که در تشخیص یک برابری اساسی میان جنسیت‌ها درمانده‌اند. برخی از فمینیست‌ها، همچون کاتا پولیت یا نادین استروسن (رئیس آی سی ال یو و مولف کتاب «حمایت از هرزه‌گر و شهوت‌ران») تاکید می‌کنند که واژهٔ فمینیسم باید همان قدر ساده تعریف شود که می‌گوییم «زنان هم انسان هستند». نظریاتی که به جای متحد کردن جنس‌ها، آن‌ها را از یکدیگر جدا می‌کنند به اعتقاد این افراد به جای «فمینیست» بودن «جنس‌گرا» هستند.
همچنین مشاجراتی میان فمینیست‌های تفاوت‌گرا همچون کارول گیلیگان و کسانی که معتقدند تفاوت‌های غیر ضروری مابین جنس‌ها وجود دارد، موجود است. فمینیست‌های تفاوت‌گرا معتقدند که فرق‌های مهمی بین جنس‌ها وجود. این فرق‌ها ممکن است ذاتی باشند یا نباشند اما نمی‌توانند نادیده گرفته شوند.
ماریلین فرنچ در تحقیقات خود پدر سالاری و تاثیرات آن بر دنیا را به صورت جامع تجزیه و تحلیل می‌کند. او پدر سالاری را به عنوان سیستمی معرفی می‌کند که قدرت بر روی زندگی، کنترل بر روی لذت و غلبه بر شادی را گرامی می‌دارد. مطابق نظر فرنچ، «تنها ابداع یک سیرت که به نسل بشر اجازه خواهد داد به سادگی زنده بماند کافی نیست. بقا زمانی که مستلزم وجودی آن یک حالت بدبختی باشد یک شر است. بلکه زمانی شایسته است که باقی ماندن و ادامه دادن حیات، خوشی/لذت هدف آن باشد». مفهوم لذت توسط فیلسوفان و فاتحان هر چه بیشتر به‌عنوان صفت ناشایست و به عنوان ارزشی برای انسان ترسو، کوته فکر و پر رو تقلیل یافته‌است. تقوا هم اغلب به نام بعضی اهداف بالاتر درگیر چشم پوشی از لذت است، هدفی که درگیر قدرت (برای مردان) یا فداکاری(برای زنان) می‌شود. در دنیای بزرگ و دارای اهداف جدی، لذت به عنوان یک مسألهٔ سطحی و پوچ توصیف می‌شود. اما لذت از دایرهٔ پیگردهای جدی یا اغراض، خارج نیست، به واقع، لذت در آن‌ها پیدا می‌شود، و این تنها دلیل واقعی جهت زنده ماندن است. این فلسفه چیزی است که ماریلین فرنچ به عنوان یک جانشین برای ساختار جاری، که در آن قدرت ارزش بالاتری داشته‌است، پیشنهاد می‌کند.
کارول تاوریس، مولف «خشم: احساس بد تعبیر شده» و «عدم سنجش صحیح زنان: چرا زنان جنس بهتر نیستند، جنس درجه دو، یا جنس مقابل می‌باشند»، مدعی است که در آینده نیز برای زمانی طولانی تجربیات مردان به عنوان استانداردهای انسانی در نظر گرفته می‌شوند و زنان همواره در آمریکای شمالی یا نقاط دیگر جهان همچنان با تبعیض مواجه خواهند بود.
تأثیرات بر حقوق مدنی [ویرایش]
فمینیسم بر روی بسیاری از تغببرات، شامل حق رای و شرکت در انتخابات زنان، استخدام وسیع زنان با دستمزدهای مساوی، حق آغاز کردن طلاق، عایدی‌ها و معرفی گناه نبودن طلاق، حق فراهم کردن وسایل جلوگیری از بارداری و سقط جنین‌های سالم و حق تحصیلات دانشگاهی در جامعهٔ غرب تأثیر گذاشته‌است.
تاثیرات فمینیسم در غرب [ویرایش]
در حالی که تعدادی از فمینیست‌ها استدلال می‌کنند که اختلافات زیادی تا رسیدن به تساوی وجود دارد، دیگران موافق نیستند و مشاهده می‌شود که بسیاری از مبارزه طلب‌ها مغلوب شده‌اند. برای مثال، در جوامع پیشرفته، امروزه در هر دو مورد فارغ‌التحصیل شدن از مدارس عالی و ثبت نام در دانشگاه، تعداد زنان بیشتر از مردان برآورد می‌شود. زنان از نظر تعداد، هم‌تعداد و یا بیش از مردان در مدارس حرفه‌ای پذیرفته می‌شوند. این در حالی‌ست که در قیاس با مردان، زنان کمتری در زندان‌ها بر اثر شکنجه جان می‌سپارند. خشونت بر علیه زنان بازتاب به مراتب بیشتری در برابر خشونت بر علیه مردان دارد و مردان بسیار بیشتری به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شوند و مرگ در مورد آنان تاثیر بسیار کمتری بر جنبش‌های مدعی برابری حقوق زنان و مردان در مقایسه با مرگ یک زن می‌گذارد.
تاثیر بر زبان [ویرایش]
بسیاری از فمینیست‌های انگلیسی-زبان اغلب از آنچه که فکر می‌کنند زبان غیر جنسیتی است طرفداری می‌کنند. مثلاً استفاده از “Ms” به معنی «خانم» جهت اشاره به هر دو دستهٔ زنان چه آن‌ها که ازدواج کرده‌اند و چه آن‌ها که ازدواج نکرده‌اند یا استفاده از “he” (ضمیر اشاره به مرد) یا “she” (ضمیر اشاره به زن) (یا دیگر ضمایر خنثی-جنسیتی) به جای “he” (ضمیر اشاره به مرد) در جاهایی که جنسیت مشخص نیست.
همچنین فمینیست‌ها اغلب از طرفداران استفاده از زبان «جنسیت-شمولی» می‌باشند، همچون “human” (به معنی بشر) به جای “mankind” (این واژه نیز به معنی بشر است اما نوعی دید مذکرگرا به بشریت ایجاد می‌کند).
فمینیست‌ها استفادهٔ مطلوب از زبان را در بیشتر موقیت‌ها هم جهت آنچه که آن‌ها ادعا می‌کنند نوعی برابری و رفتار محترمانه با زنان است یا جهت تاثیر گذاشتن بر لحن سخنرانی سیاسی، گسترش داده‌اند. این می‌تواند حرکتی در جهت تغییر زبان به نظر آید که توسط برخی از فمینیست‌ها به عنوان جنسیت‌گرایی تلقی می‌شود. این فمینیست‌ها استدلال می‌کنند که زبان، ادراک واقعیت را مستقیماً تحت تاثیر قرار می‌دهد.
از آن جایی که بسیاری از زبان‌های غیر هند و اروپایی ساختار گرامری جنسیتی ندارند در فمینیسم قبل از دوران استعمار موضوع زبان، اغلب کمتر مورد تاکید قرار می‌گرفت.
در تغییرات زبانی تحت تأثیر فمینیسم می‌توان نوع رویکرد متفاوت را نسبت به زبان فرانسه دید. ساختار گرامری جنسیتی در فرانسه بسیار نافذتر از انگلیسی است. این ساختار عملاً ایجاد یک زبان فارغ از جنسیت را غیر ممکن می‌سازد. در عوض، نام‌هایی که در اصل فقط یک شکل مذکر داشته‌اند اکنون قرینه‌های مونثی دارند که برای آن‌ها ایجاد شده‌است. کلمهٔ «پرافسیر» به معنی معلم در زبان فرانسه، سابقاً همیشه صرف نظر از جنسیت معلم، مذکر بود. حالا همین واژه یک شکل مونث معادل دارد: «پرافسیوز». مواردی که شکل‌های مذکر و مونث جدا می‌شوند همیشه وجود داشته‌است. زمانی حالت استاندارد برای توصیف گروهی از مردان و زنان به این صورت بود که حالت جمع مذکر را استفاده می‌کردند. امروزه، شکل‌هایی که برای هر جنس متفاوت باشد رایج‌تر است. چنین عبارت‌هایی در کانادا و فرانسه مصطلح هستند. اما عملاً در سایر کشورهایی که به فرانسه صحبت می‌کنند ناشناخته‌اند.
رویکرد ایجاد ساختار زبانی کلی برای هر دو جنس، در سایر زبان‌ها نیز در حال گسترش است و بسیاری از فمنیست‌ها در سراسر جهان تلاش می‌کنند تا ساختارهایی را که در آن نشانه‌های مذکر برای اشاره به انسان به معنای کلی به کار می‌رود از زبان حذف کنند.
تاثیر بر مذهب [ویرایش]
فمینیسم تاثیری عظیم بر بسیاری از جنبه‌های مذهب داشته‌است. در شاخه‌های روشنفکری مسیحیت پروتستان (و به طور برجسته در برخی استیلاهای محافظه‌کارانهٔ وابسته به علوم الهی، همچون انجمن‌های الهی، زنان روحانی تلقی شده‌اند و در یهودیت نوگرا، زنان می‌توانند خاخام شوند. در درون این گروه‌های مسیحی و یهودی، زنان به تدریج با به دست گرفتن مواضع قدرت با مردان بیشتر برابر شده‌اند. اکنون نقش آن‌ها در توسعهٔ زمینه‌های جدید اعتقادی مورد توجه قرار گرفته‌است.
از طرف دیگر رهبری زنان در مسایل مذهبی توسط مذهب کاتولیک رومی رد شده‌است. به گونه‌ای تاریخی مذهب کاتولیک رومی زنان را از ورود به کشیشی و دیگر مقام‌های روحانیت محروم کرده‌است و زنان به نقش راهبه‌ها یا مردم خارج از سلک روحانیت محدود شده‌اند.
فمینیسم همچنین نقش مهمی در پذیرش شکل‌های جدید مذهبی داشته‌است. مذاهب نیوپاگان مخصوصاً گرایش به تاکید بر اهمیت روحانیت رب النوع داشته، و سوال می‌کند که چرا آن‌ها در قالب خصومت مذهبی کهن به زنان و جنس مقدس زن می‌نگرند. فمنیسم در مذاهب، بیشتر در بینش نوین به جایگاه حضرت مریم، دیدگاه‌های نوین اسلامی در مورد فاطمه زهرا، و مخصوصاً اعتقاد کاتولیک به کوردمپتیکس نمود یافته‌است.
فمینیسم و مسائل جنسی [ویرایش]
فمینیسم و تن‌فروشی [ویرایش]
نوشتار اصلی: دیدگاه‌های فمینیستی درباره‌ی تن‌فروشی
همچون بسیاری از موضوع‌های دیگر در جنبش فمنیستی، در خصوص تن‌فروشی هم یک تنوع عقیده وجود دارد. بسیاری از این عقاید بطور کلی توسط دیدگاه اصلی‌ای تنظیم‌شده که عموماً یا انتقادکننده یا حمایت‌کننده‌ی تن‌فروشی و کار جنسی است.[۲] فمنیست‌های ضدِّ تن‌فروشی معتقدند که تن‌فروشی شکلی از استثمار زنان و تسلط مردان بر زنان و عُرف‌ی است که پیامد حکمِ اجتماعیِ پدرسالاری موجود می‌باشد. این بحث فمنیست‌ها که تن‌فروشی یک اثر بد دارد- هم بر خود تن‌فروش‌ها هم بر جامعه به عنوان یک کل- همچون دیدگاه‌های تثبیت‌شده‌ی کلیشه‌ای درباره‌ی زنان- که زن را به عنوان شیئی جنسی که توسط مرد می‌تواند مورد استفاده و تجاوز قرار بگیرد – می‌باشد. فمنیست‌های دیگر معتقدند که تن‌فروشی و دیگر شکل‌های کار جنسی می‌تواند انتخاب‌های قابل قبولی برای مردان و زنانی باشد که ترجیح می‌دهند به این کار بپردازند. در این دیدگاه تن فروشی باید از تن فروشی اجباری متمایز شده باشد، و فمنیست‌ها باید از حقوق کارگر‌ جنسی بر علیه تجاوزهای صنعت جنسی و سیستم قانونی، پشتیبانی کنند. عدم توافق بین این دو رفتار فمنیستی بشکل جدل‌های منحصر بفردی درآمده است، و شاید با جنبش‌های فمنیستی قرن اخیر قابل قیاس باشد. [۳]

وال استریت چیست؟

بدون نظر
وال استریت چیست؟
وال استریت (به انگلیسی: Wall Street) خیابان بسیار معروفی است در محلهٔ منهتن کلان‌شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا. ساختمان بازار بورس نیویورک که بزرگ‌ترین بورس جهان از نظر میزان معاملات و حجم مالی است، در خیابان وال استریت قرار دارد.
همچنین مرکز بزرگ‌ترین مراکز اقتصادی ایالات متحده آمریکا و چند بورس مهم اقتصادی این کشور از جمله بازار بورس نیویورک (NYSE)، بازار بورس نزدَک (NASDAQ)، بازار بورس آمریکا (AMEX)، بازار بورس تجاری نیویورک (NYMEX) و میز بازرگانی نیویورک (NYBOT) در این منطقه قرار دارد.
در طول زمان، نام وال استریت به عنوان «مکان افراد دارای نفوذ اقتصادی در آمریکا» شهرت گرفته‌است.
خیابان وال استریت از شرق و از سرپائینی خیابان برادوی به خیابان جنوبی در تنگه رودخانه شرقی متصل می‌شود.
جرج واشنگتن، اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در عمارت فدرال در خیابان وال استریت، به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، قسم یاد کرد.[۱]
کلیسای تاریخی ترینیتی که در مسیحیت به معنای سه اقنوم در خدای واحد است، در تقاطع خیابان برادوی و وال استریت در دان‌تاون منهتن قرار دارد.
روزنامه مشهور اقتصادی وال استریت ژورنال، نام خود را از «خیابان وال استریت» وام گرفته‌است.
جنبش وال استریت [ویرایش]
برخی از جوانان امریکایی در خیابان وال استریت مقر بورس نیویورک در تاریخ ۱۷ سپتامبر در اعتراض به اوضاع وخیم اقتصادی و اختلاف طبقاتی آمریکا و سیاست کنونی این کشور دست به تظاهرات گسترده زدند.
در این تجمع که آرام و بدون هیچ گونه ابراز خشونتی از سوی معترضان بوده، معترضان از مردم آمریکا می‌خواهند برای اعتراض به سیاست‌های دولت آمریکا، به آنها بپیوندند. معترضین در این تجمعات در پارک خصوصی «زوکوچی» در نیویورک، کمپی برای اقامت برقرار کردند که چند خیابان با بورس اوراق بهادار، واقع در ساختمان وال استریت فاصله دارد. بررسی گفته‌های معترضین نشان می‌دهد که دلایل این اعتراضات، «طرح نجات بانک‌ها»، «بحران وام مسکن» و «اعدام تروی دیویس»، سیاهپوست آمریکایی است که چندی پیش، توسط دستگاه قضایی آمریکا اعدام شد. معترضان معتقدند که مدل تجمع آنها، استقرار شبانه‌روزی در مقابل ساختمان وال استریت با هدف افزایش تعداد تظاهرات‌ کنندگان و رسیدن به خواسته‌هایشان است و آنها این مدل را از تظاهرات مصر و اسپانیا الهام گرفته‌اند. [۲]
این نوع اعتراضات در امریکا “وال استریت را تسخیر کنیم” نام گرفته است. [۳] در میان شعارهای تظاهرکنندگان جملاتی همانند “به کار بانک مرکزی پایان دهیم!”، “وقتی ثروتمندان پول فقرا را می دزدند، نام آن را معامله تجاری می گذارند!”، “وقتی فقرا از خود دفاع می کنند، نام آن خشونت گذاشته می شود!”، “وال استریت را نابود کنیم، پیش از آن که دنیا را نابود کند!” شنیده می شد. [۴]
پلیس نیویورک در اقدامی تحصن کنندگان را به جرم مزاحمت در حرکت عبور و مرور و مقاومت در برابر پلیس دستگیر کرده است. [۵] [۶] در آخرین آمارها پلیس نیویورک ۷۰۰ نفر را با این جرم دستگیر کرده است. [۷] در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱ میلادی هفت نفر از اعضای جنبش تسخیر وال استریت با حضور در یکی از جلسات کنگره آمریکا با قطع سخنان لئون پانه تآ وزیر دفاع آمریکا و سردادن شعار ضد جنگ، خواستار خروج نظامیان آمریکایی از عراق و افغانستان شدند.این معترضان با سروصدای خود بارها اظهارات لئون پانه تآ، وزیر دفاع امریکا را در کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان امریکا قطع کردند. [۸]

صفحه 1 از 1312345...10...قبلی »