شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

محققان دانشگاه‌های آلمان به روشی دست‌ یافته‌اند که با آن می‌توان کیفیت خواب را بهبود بخشید و حافظه را تقویت کرد. کافی است که هنگام کند شدن امواج مغزی، صداهایی همنوا با ریتم این امواج شنیده شود. امواج کند مغزی که در خواب عمیق ظاهر می‌شود برای بازیادآوری آموخته‌های پیشین و تقویت حافظه بسیار اساسی‌اند. […]

چند روز بیشتر به روز مادر نمانده هرکس با توجه به توانش می کوشد در این روز هر چند کوتاه از مادرش قدردانی کند و خستگی از تنش بیرون کند. امسال پیشنهاد های جالبی برای خوشحال کردن مادرها داریم. ۱ – لوازم منزل در تحریم ملتمسانه تقاضا می کنم برای روز مادر لوازم منزل،جارو،پارو،قوری،کتری حتی […]

هنگامی که یک مرد به صورت خوانگیخته و بدون درخواست همسرش برای او گل می برد، به همسرش نشان می دهد که به او اهمیت داده و نیازهای او را درک می کند. این نوع نمادها اهمیت زیادی در ایجاد عشق دارند. ترتیب دادن برنامه ای برای با هم بودن مرد برای زمانی خاص برنامه […]

یک روانشناس برخنداندن روزانه حداقل ۱۰ دقیقه کودک برای پرورش خلاقیت تاکید کرد. ریشه شکل‎گیری خلاقیت، در تربیت فرزند است و تربیت فرزند سخت‏‎ترین کار است. کودکان اگر عزت نفس داشته باشند خلاقیت دارند و یکی از راه‎های افزایش عزت نفس وقت گذاشتن برای کودک است. به‌عنوان مثال برای پرورش گل‎های یک باغچه باید به […]

یک جراح و متخصص ارتوپدی با اشاره به اینکه خصوصیات ذاتی و وراثت مهم‌ترین عوامل در رشد قد است، گفت: تغذیه مادر در دوران جنینی و هم‌چنین تغذیه دوران کودکی بسیار با اهمیت و در افزایش قد افراد در آینده تاثیرگذار است. رحیم تسلیمی با اشاره به اینکه رشد قد در دختران تا ۱۴ سالگی […]

هیچ چیز بدتر از این نیست که پیراهن و یا شلوار مورد علاقه شما روغنی شود مخصوصا” اگر ندانید که چگونه باید این لکه روغن را پاک کنید . اما نگران نباشید چند راه برای ازبین بردن لکه های روغن از روی لباس وجود دارد . دستورالعمل : ۱ – استفاده از مسواک چند قطره […]

متخصصان رژیم غذایی لیست سیاهی از مواد غذایی را جمع آوری کرده اند که نباید در صبح و با شکم خالی خورد. موز و ماست می تواند منجر به بیماری های قلبی عروقی شود. موز حاوی میزان بالایی منیزیم است و عادت خوردن موز در صبح می تواند تعادل کلسیم و منیزیم را بر هم […]

به بندگانم بگو: «سخنى بگویند که بهترین باشد! چرا که (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنها نزاع ودعوا می اندازد، همیشه شیطان دشمن آشکارى براى انسان بوده است! « سخن » ، وسیله وابزاری است که انسان ها را به یکدیگر مرتبط نموده وافکار درونی خود را به هم منتقل میکنند . این سخن گاهی […]

در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی […]

انسان امروزی برای رسیدن به خوشبختی و سعادت، تلاشهای زیادی را انجام می دهد، که گاها منجر به تحمل هزینه های سنگینی نیز می شود، این در حالی است که دین مبین اسلام روشهای کم هزینه ای را برای رسیدن به خوشبختی و آرامش توصیه کرده است، و فقط کافیست انسان با استفاده از مطالعه […]

بایگانی برای دسته "روانشناسی"

اشتباهات انتخاب در ازدواج

بدون نظر

این روزها آمار طلاق از همیشه بالاتر رفته است و شاید یکی از علت‌های اصلی این آمار بالا به‌دست نیاوردن شناخت کافی در دوران آشنایی است.
دختر و پسرهای زیادی هستند که گمان می‌کنند تنها وجود عشق و علاقه برای ازدواج کافی است ولی گاهی همین عشق مانع شناخت درست می‌شود و چشمان ۲ طرف را کور می‌کند.
اما اگر خود شما یا یکی از نزدیکانتان تا به حال عاشق شده‌ باشید اذعان می‌کنید که آدم عاشق خیلی عقلانی تصمیم نمی‌گیرد و خیلی سخت می‌تواند منطقی باشد ، در اینجا قصد داریم به شما کمک کنیم حتی اگر عاشق هم هستید چشمانتان را باز کنید  و ما شما را از تمام اشتباهات پیش از ازدواج آگاه کنیم.
فکر می کنید می توانید طرف مقابل را تغییر دهید

بسیاری از افراد به خصوص خانم ها مستعد پذیرش این باور غلط هستند که می توانند با عشق، توجه، تلاش و علاقه و یا حتی با بچه دار شدن همسر آینده زندگی خود را تغییر دهند. اما آنچه از آن غافل می مانیم این است که عادت های رفتاری طرف مقابل ما طی سال ها و پس از شکل گیری هویت او، تقویت شده است و به این سادگی قابل تغییر نیست.
پس هیچ‌گاه  با آینده و استعداد‌های نهانی و درونی فرد ازدواج نکنید. اگر رفتارهای حال حاضر فردی را نمی‌پسندید و با آن‌ها راحت نیستید مطمئن باشید در زندگی آینده هم این مشکلات را خواهید داشت، پس اصلا با آن فرد ازدواج نکنید.

حواس‌تان باشد که بیشتر افراد بعد از ازدواج بدتر هم می‌شوند. در دوران آشنایی به روحیات، شخصیت، عادت‌ها، مهارت‌های ارتباطی، وضعیت ظاهری فرد مقابل خوب دقت کنید و مطمئن شوید می‌توانید با چنین ویژگی‌هایی راحت کنار بیایید.
زیبایی چهره را با زیبایی باطن اشتباه می گیرید

زیبایی می‌تواند مثل جرقه آتش رابطه را روشن کند ولی تنها یک شخصیت خوب می‌تواند آتش رابطه را روشن نگه دارد هنگام تصمیم‌ گیری حواس‌تان باشد که وقتی اسیر زیبایی‌‌ها و عشق هستید ممکن است خیلی تصمیم‌تان عاقلانه نباشد، درست است که بین شما عشق و علاقه وجود دارد ولی آیا همان‌ قدر که نسبت به عشق خود مطمئن هستید به شخصیت طرف مقابل هم اطمینان دارید؟
یادتان باشد ۴ ویژگی شخصیتی وجود دارد که باید حتما در طرف مقابل چک کنید:

فروتنی

آیا این فرد عقیده دارد که « انجام کار درست » خیلی مهم‌تر از آسایش شخصی است؟

مهربانی

آیا این فرد از کمک کردن به دیگران لذت می‌برد؟ چگونه با دیگران برخورد می‌کند؟ آیا سعی می‌کند برای دیگران خوشایند باشد؟ آیا علاقه‌ای به کارهای داوطلبانه و خیرخواهانه دارد؟

مسئولیت‌پذیری

تا چه حد می‌توان روی حرف‌های او حساب کرد؟ اگر بگوید کاری را انجام می‌دهد، می‌توان مطمئن بود؟

خوشحالی

چقدر از خودش راضی است؟ آیا از زندگی‌اش لذت می‌برد؟ آیا به لحاظ عاطفی و هیجانی ثبات دارد؟

در نهایت از خودتان بپرسید:دوست دارید بیشتر شبیه این آدم باشید؟ آیا دوست دارید فرزندتان بیشتر شبیه این آدم باشد؟

وقتی زندگی مشترک، هدف مشترک معنا می شود

در این صورت انتخاب شما اشتباه است چون درباره هدف‌ها و اولویت‌های معمولی و متعارف زندگی تفاهم ندارید .

۳ راه ‌پایه‌ای که ارتباط ما را با فرد دیگر برقرار می‌کنند، عبارتند از:

– زیبایی (تمایل قلبی) و سازگاری

– یکسان بودن هدف‌های متعارف زندگی

– داشتن علائق مشترک

حواس‌تان باشد که فرد مقابل شما وابستگی بیمارگونه به فرد یا چیز خاصی نداشته باشد چون چنین فردی نمی‌تواند تمام احساسات خود را در اختیار شما قرار دهد و مسلما اولویت‌های شما هم یکسان نخواهد شد و این نمی‌تواند پایه یک زندگی خوب را بسازد

وقتی ارتباط ۲ نفر عمیق‌تر می‌شود که هدف‌های متعارف و لازم زندگی آن‌ها یکسان باشد و تصمیم بگیرند با هم به آن هدف‌ها برسند.

بعد از ازدواج ممکن است ۲ اتفاق در زندگی شما بیفتد یکی این‌که باهم و در کنار هم رشد کنید و دیگر این‌که هر کدام جدا و بدون نیاز به هم فرآیند رشد خود را طی کنید،
اگر می‌خواهید در کنار هم رشد کنید باید اول از همه با خود فکر کنید و به این نتیجه برسید که در « زندگی به دنبال چه هستید » یعنی به عنوان مثال در دوران مجردی خود برای چه حوزه‌ای زندگی می‌کردید، حالا فردی برای شما مناسب است که در این حوزه عقیده‌ای کاملا شبیه شما داشته‌باشد. این دقیقا تعریف یک شریک زندگی است.

شریک زندگی کسی است که شریک هدف‌های شما باشد، یعنی ۲ نفری که کاملا شبیه هم مفهوم زندگی را درک می‌کنند و بر‌همین ‌اساس اولویت‌ها، هدف‌ها و ارزش‌های مشترک در زندگی دارند.

تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری طرف مقابل می شوید

بسیاری از ما در انتخاب همسر خود متاثر از عوامل زیادی هستیم، عواملی مانند: پول فرد، جایگاه اجتماعی و نفوذ فرد، ثروت خانوادگی ، شغل، شهرت، زیبایی و…
گاهی ممکن است فکر کنیم که این عوامل در انتخاب ما تاثیری ندارد! اما در واقعیت چنین چیزی کمتر دیده می شود. مهم است که به لحاظ عواملی که ذکر شد شباهت هایی بین دو طرف وجود داشته باشد، اما شباهت داشتن با تحت تاثیر قرار گرفتن متفاوت است. وقتی یک رابطه صرفاً به دلیل مسائل اقتصادی و مادی یا تنها به خاطر هر یک از عوامل ذکر شده، شکل گرفته باشد، یک رابطه ناسالم است.
تسلیم نیاز جنسی می شوید

یکی از مسائل عمده ای که در تصمیم گیری صحیح ممانعت ایجاد می کند، میل جنسی است. البته تنها و بهترین راه برای پاسخ به این میل، ازدواج است، اما این مسئله نباید فرآیند انتخاب همسر را تحت الشعاع قرار دهد. به همین دلیل، لازم است:
الف ) با حوصله و بدون عجله در طول زمان با فرد مقابل خود آشنا شویم و برای ازدواج کردن عجله نکنیم.
ب ) از هرگونه رابطه جنسی قبل از ازدواج پرهیز کنیم تا بدون تاثیر آن روابط به شناخت یکدیگر برسیم.
 

وقتی دل‌تان برای طرف مقابل می سوزد
وقتی فرد مقابل‌تان به لحاظ احساسی و عاطفی دچار مشکل بوده و در عین حال می‌خواهد یک رابطه را با شما شروع کند ممکن است شما را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد.
این مشکل عاطفی حتی می‌تواند وابستگی بیش از حد‌ به پدر و مادرش باشد یا وابستگی بیمارگونه او به کار یا تفریحاتی خاص یا پول و حتی اینترنت و…حواس‌تان باشد که فرد مقابل شما وابستگی بیمارگونه به فرد یا چیز خاصی نداشته باشد چون چنین فردی نمی‌تواند تمام احساسات خود را در اختیار شما قرار دهد و مسلما اولویت‌های شما هم یکسان نخواهد شد و این نمی‌تواند پایه یک زندگی خوب را بسازد.
تردیدهای خود را نادیده می گیرید

تردید داشتن در فرآیند تصمیم  گیری در انتخاب همسر آینده، امری بسیار عادی است اما بی توجهی به احساسات درونی و تردیدهایی که داریم، مسلما اشتباه است. زمانی که درباره مسئله ای تردید داریم تا هنگامی که برطرف نشده است نباید ازدواج کنیم.

بهتر است با شناخت بیشتر و دادن زمان بیشتر به خودمان و بررسی موضوع بر تردیدها غلبه کنیم.

باور دارید که پس از ازدواج مشکلات کم می شود

بسیاری از ما امیدواریم، مشکلات یا نقایصی که پیش از ازدواج متوجه آنها شده ایم، پس از ازدواج برطرف شود. اما لازم است خاطر نشان کنیم که آنچه در خلال آشنایی از فرد می بینیم به احتمال بسیار زیاد بعد از ازدواج نیز تداوم خواهد یافت.
یکی از بهترین راه ها برای شناخت و انتخاب همسر آینده، مشاهده نحوه تعامل او با خانواده اش است. نوع برخورد فرد در خانواده اطلاعات زیادی در باره نحوه رفتار عادی او به ما می دهد و به ما کمک می کند تا پیش بینی کنیم که این فرد بعد از ازدواج چگونه رفتار خواهد کرد.
اگر فرد در ارتباط با خانواده خود صادق و راحت باشد، احتمالا بعد از ازدواج هم این چنین خواهد بود و اگر با خانواده خود با تعارض و دوگانه رفتار کند، احتمالا همان الگو را هم نسبت به همسر خود به کار خواهد برد هرچند بسیاری عقیده دارند که همه توان خود را به کار خواهند گرفت تا الگوهای رفتاری خانواده خود را دوباره اجرا نکنند مثلا می گویند: «من مثل پدرم نیستم» هرچند افراد می توانند تغییر کنند اما به یاد داشته باشید گفتن این حرف ها به مراتب راحت تر از عمل کردن به آن هاست.


مردان بداخلاق بچه دار نمی شوند

بدون نظر

به گزارش خبرنگار علمی باشگاه خبرنگاران براساس این تحقیق مردان بداخلاق و پرخاشگر بچه زیاد دوست ندارند و در عوض مردان مهربان، خونگرم و اجتماعی تمایل به داشتن تعداد زیادی فرزند دارند.

گفتنی است این مورد در مورد زنان نیز صادق است زنان اجتماعی و معاشرتی بچه زیاد دوست دارند.

بررسی ها نشان می دهند که موضوع تمایل به داشتن تعداد کم بچه هیچ ربطی به مشکلات باروری و یا ژنتیکی ندارد و به خاطر خصوصیات روانشناسی در افراد تندخو به وجود می آید.

مردان برون گرا و خوش اخلاق در عین حال فرزندان خود را بیشتر دوست خواهند داشت.

البته در زمینه تمایل به بچه دار شدن عوامل دیگری همانند آب و هوا، انرژی و مواد غذایی نیز بر روی والدین تاثیر گذار است و سبب کاهش یا افزایش تمایل آنها به داشتن تعداد زیادتر بچه می شود.

این تحقیق که بر روی مردان متولد ۱۹۵۷ به بعد صورت گرفته نشان داده است، که از این میان افراد تند خو و بد اخلاق به طور کلی تعداد بچه کمتری داشته اند و حتی همین حس را به سایر دوستان خود نیز منتقل نموده اند و در عوض مردان خونگرم و خوشرو تعداد زیادتری بچه داشته اند و دوستان آنها نیز شبیه به آنها زیادتری بچه دارند.


کدام رفتارهای زنان روی اعصاب مردان است؟

بدون نظر

شما به عنوان یک زن می‌دانید چه چیزهایی بیشتر از همه یک مرد را آزار می‌دهد؟ تا به حال شده با خود فکر کنید که شاید بعضی رفتارهای زنانه شما به‌شدت شوهر یا نامزدتان را آزرده خاطر کند و حتی موجب دور شدن او از شما شود؟درباره این رفتارها مردها بیشتر می‌توانند حرف بزنند؛ به همین دلیل سراغ مردان رفتیم و از آنها پرسیدیم بیشتر از همه کدام رفتارهای همسرشان برای‌شان غیر قابل تحمل است. همچنین گشتی هم در سایت‌ها، فروم‌ها و شبکه‌های اجتماعی زدیم تا بتوانیم با شکایت‌های رایج آقایان از خانم‌ها بیشتر آشنا شویم و در نهایت از همه این گفته‌ها و شنیده‌ها و شکایت‌ها پرتکرارترین‌شان را انتخاب کردیم.

تمام وقت آزاد او برای شما نیست

‌این کاملا درست است که یک زن دوست دارد تا‌حد‌ممکن به همسر و عشق زندگی‌اش نزدیک شود و نگذارد او هیچ وقت احساس تنهایی کند؛مردها تا اینجا هیچ مشکلی ندارند اما گله آنها از آنجا آغاز می‌شود که می‌گویند:«ما هم دوست داریم که همسرمان همیشه و در همه لحظات خوب و بد زندگی همراه‌مان باشد اما خانم‌‌ها فکر می‌کنند تمام وقت آزاد مردشان تنها باید به آنها اختصاص داشته‌باشد نه هیچ‌چیز دیگر.

این دقیقا جایی است که می‌تواند برای ما آزاردهنده باشد.»مردی می‌تواند عاشق همسرش باشد ولی دوست داشته‌باشد گاهی زمانی را به خودش اختصاص دهد و به دنبال کارها و تفریحاتی برود که به تنهایی از آنها لذت می‌برد؛ نباید تصور کرد این کار یک دیوار دفاعی است؛ مردی که برای خودش نه علاقه‌ای داشته‌ باشد، نه یک فعالیت مثلا ورزشی یا… دیگر چه چیز از او باقی می‌ماند. وقتی هم زن و هم شوهر علایق‌شان را بشناسند و برای خودشان به تنهایی وقت بگذارند، در وقت‌های با هم بودن زمینه‌های بیشتری برای صحبت‌کردن و تحسین یکدیگر خواهند داشت، همه آدم‌ها به زمانی نیاز دارند که تنها بوده و فرصت نفس‌کشیدن داشته‌ باشند.

شکستن ناخن دلیل خوبی برای گریه نیست

مردها به‌راحتی با ابراز احساسات شدید زن‌‌ها معذب و آزرده خاطر می‌شوند. شکستن ناخن یا پاشنه کفش یا خرد‌شدن شیشه عطر یا… هیچ‌کدام دلیل نمی‌شود که بخواهید مقابل همسرتان شروع به گریه کنید. ابراز احساسات زیاد برای موضوعات کوچک شاید برای زنان امری عادی باشد اما مردها بیشتر آن را یک نمایش بیش از اندازه می‌دانند؛ سعی کنید در مورد چیزهایی که چندان مهم نیستند احساسات کمتری به خرج دهید؛ شاید لازم باشد وقتی اتفاق می‌‌افتد چند لحظه فکر کنید و ببینید آیا فردا یا هفته آینده هم به خاطراین موضوع ناراحت خواهید بود؛ اگر جواب شما نه است پس این موضوع ارزش فکرکردن و احساساتی شدن بیش از اندازه را ندارد.

وقتی مدام به او زنگ می‌زنید

مردانی هستند که می‌گویند از اینکه همسرشان هر ۱۰ دقیقه یک‌بار تلفن می‌زند و مدام پیامک‌های بی‌معنی می‌فرستد کلافه شده‌اند؛ از اینکه در تمام طول روز همسرشان زنگ می‌زند و مکان آنها را چک می‌کند اذیت می‌شوند، از اینکه باید برای هر چیز کوچکی جواب پس بدهند احساس ناامنی می‌کنند. قبل از اینکه بخواهید برای چندمین بار در طول روز به همسرتان زنگ بزنید کمی فکر کنید که آیا کار شما آنقدر مهم هست که بخواهید سر کار با او صحبت کنید و وقتش را بگیرید و ذهنش را از مسائل کاری منحرف کنید. مردها وقتی مشغول کاری هستند توجه بیش از اندازه را دوست ندارند. ممکن است در ابتدا درباره تماس‌ها و توجهات بیش از اندازه همسرشان اعتراضی نکنند ولی به مرور کلافه می‌شوند و حتی گاهی با روش‌های متفاوت سعی می‌کنند از جواب‌دادن طفره بروند. یادتان باشد لازم نیست شما به عنوان یک زن هر چیز کوچک و هر حرکتی که می‌کنید را به همسرتان گزارش دهید و بالطبع او هم دوست ندارد همه چیز را به شما گزارش دهد؛ اینکه کجا هست الان به چه چیزی فکر می‌کند. به او زمان بدهید که گاهی شما را نداشته ‌باشد و دلش برای‌تان تنگ شود.

جیغ بنفش ممنوع!

با خنده‌ و صدای بلند حرف‌زدن و مدام با نفس‌ بریده‌بریده‌(براثرخنده‌) ماجراهای نه چندان جالب را تعریف‌کردن همیشه خوشایند نیست. بیشتر مردها در این زمان مدام در این فکر هستند که چه زمان این صحبت‌های آزاردهنده تمام می‌شود؛ شاید خودتان هم دیده باشید که گاهی اوقات مردها خودشان دور هم جمع هستند با هم می‌گویند:«فلانی چطور زنش را با آن همه سر و صدا تحمل می‌کند؟» چرا باید فضای آرام خانه با حرف‌های بیهوده و بلند و جیغ‌های بنفش آلوده شود. برای موضوعی که مهم نیست نباید خیلی شلوغ کنید. در حقیقت صدای بلند و زیاد حرف‌زدن در مورد چیزهای بی‌معنی برای همه آزاردهنده است و چندان زن و مرد نمی‌شناسد.

چرا در کارهای خانه کمک نمی‌کنی؟

به نظر خودتان آیا واقعا لازم است که مدام به همسرتان غر بزنید که چرا در کارهای خانه کمک نمی‌کند در حالی که خودش می‌گوید نهایت تلاشش را برای کمک به شما می‌کند. اگر می‌خواهید از او ایراد بگیرید دنبال یک بهانه تازه بگردید که به اندازه کافی قانع‌کننده باشد. فکر نمی‌کنید او از حرف‌های یکنواخت شما خسته‌ می‌شود اینکه مدام بگویید: چرا ظرف‌ها را نشسته؟ چرا خانه را جمع و جور نمی‌کنی؟ چرا در جاروکردن کمک نمی‌کنی؟ و… در این موارد او به دلیل محبتی که به شما دارد کمک نمی‌کند بلکه کمک می‌کند تا از غرزدن‌های شما خلاص شود. یاد بگیرید از شوهرتان برای کمک‌هایی که به شما می‌کند تشکر کنید؛ خودتان می‌بینید که وقتی او متوجه می‌شود از رفتارش قدردانی می‌شود به طور قابل ملاحظه‌ای سعی می‌کند همان فردی شود که شما دوست دارید پس لطفا کمتر غر بزنید و بیشتر قدرشناس باشید.

شما یک جاسوس نیستید

یکی از اتفاقات بدی که می‌تواند برای یک مرد بیفتد این است که ناگهان ببیند همسرش در حال جست‌وجو در وسایل شخصی مثل کیف و موبایل است و در میان ای‌میل‌ها و شبکه‌های اجتماعی گردش می‌کند.چه کسی به شما این اجازه را داده که می‌توانید وارد حریم شخصی همسرتان شوید و همه وسایل شخصی او را زیر و رو کنید؟ چرا فکر نمی‌کنید این یک رفتار کاملا غیراخلاقی است. به یاد داشته باشید که چنین رفتارهایی نه تنها او را پنهان‌کارتر می‌کند بلکه کم کم چیزهایی را هم که به شما می‌گفت دیگر نمی‌گوید چرا که به شما اعتماد ندارد و دیگر احساس امنیت نمی‌کند. یادتان باشد او باشماست، دوست‌تان دارد اما به حریم شخصی خودش نیاز دارد و شما باید به او احترام بگذارید.

در مقابل جمع از او بد نگویید

مردها دوست ندارند جلوی جمع از آنها بد بگویید به‌خصوص در میان اعضای خانواده و دوستان خودشان. اگر شما شروع کنید در مقابل دیگران از همسر یا نامزدتان بد بگویید اولین چیزی که به ذهن آنها می‌رسد این است که شما چقدر نادانید که با مردی زندگی می‌کنید که رفتارهایش را نمی‌پسندید. یادتان باشد تنها چیزی که دیگران باید از شما و زندگی شخصی‌تان بشنوند این است که چقدر همسر خوبی دارید و در کنار هم خوشبختید. مردتان را تحسین کنید و مطمئن باشید که او همیشه قدردان خواهد بود.

اگر بیش از حد آرایش می‌کنید

بیشتر مردها دوست ندارند که همسرشان ناخن‌های بسیار بلند داشته‌باشد یا موهای مصنوعی و اکستنشن بگذارد یا بیش از اندازه آرایش کند. آنها چهره طبیعی زنانه شما را بیش از هر چیزی دوست دارند.یک چهره طبیعی بیشتر از هرچیزی برای مرد جذابیت دارد و چیزهای بیشتری را به او می‌گوید. شاید بگویید همه مردان به یک زن عمل کرده و آرایش کرده بیشتر توجه می‌کنند اما باور کنید آنها چهره زنانه شما را بیشتر دوست دارند در غیر این صورت با شما ازدواج نمی‌کردند.

الان به چه فکر می‌کنی؟

الان به چه فکر می‌کنی؟ این جمله‌ای است که خیلی از خانم‌ها از شوهران‌شان می‌پرسند؛ اما واقعا چرا مهم است که او در فلان لحظه خاص چه فکری در ذهن دارد و به چه می‌اندیشد، اگر کمی واقع‌بینانه نگاه کنید متوجه می‌شوید که این سؤال چقدر احمقانه است و می‌تواند برای شخص مقابل آزاردهنده باشد و او را از دنیای آرام خودش بیرون می‌کشد.


به این مردها نزدیک نشوید!

بدون نظر

به گزارش افکارنیوز، هر کس در ابتدا باید به درک مشخصی از خود برسد و مهارت های خود را مدیریت کند آنگاه باید تلاش کند تا ببیند که آیا می تواند با فرد پرخاشگر زندگی کند یا خیر.

کنترل خشم مهارتی است که به راحتی قابل کنترل نیست و افرادی که به سطح بالایی از آگاهی برسند فقط قادرند آن را مهار کنند و با فردی که خشمگین است طوری رفتار کنند که خشم او را نیز مهار کند.

اگر نتوانید به راحتی فرد پرخاشگر و دارای خشم را مهار کنید خودتان نیز دچار افسردگی می شوید از این رو اول باید روحیات و افکار خودتان را تقویت کنید و این باور را در خود تقویت کنید آن گاه قادر خواهید بود آینده خوب و راحتی را با یک فرد پرخاشگر بسازید.


چگونه بر ترس خود در جمع غلبه کنیم؟!

بدون نظر

ترس از اجتماع معمولا” با احساس ناتوانی و شرم همراه است. میلیونها نفر از مردم جهان از حضور در جمع های شلوغ و گروه ها می ترسند و حتی پرداخت صورتحساب در رستوران یا فروشگاه ها نیز برای آنها مشکل است . اما خوشبختانه این اختلال روحی قابل درمان است و با کمک چند روش اساسی می توان از شر آن خلاص شد. برای غلبه بر ترس خود از اجتماع ، از دستورالعمل زیر پیروی کنید:

۱ – وقتی که قرار است در یک موقعیت اجتماعی مضطرب کننده حاضر شوید از یک شخص مورد اعتماد تقاضا کنید که شما را همراهی کند . این شخص باید فردی باشد که شما در حضورش احساس امنیت و آرامش می کنید مثل همسر و یا روانشناستان .

۲ – قبل از ورود به موقعیت اجتماعی استرس آور سعی کنید وضعیت و شرایط محیطی که قرار است به آن وارد شوید را کاملا” بررسی کنید و با آن کاملا” آشنا شوید تا مطمئن شوید که هیچ خطری شما را تهدید نمی کند.

۳ – همراه فرد مورد اعتماد تان وارد این موقعیت شوید و هر وقت احساس ترس و اضطراب کردید او را نگاه کنید تا به شما کمک کند و به شما اطمینان دهد که همه چیز خوب است و چیزی برای ترسیدن و نگران شدن وجود ندارد.

۴ – سعی کنید حداقل ۵ دقیقه در آن موقعیت بمانید و اگر احساس کردید ترس و اضطراب شما خیلی زیاد و غیر قابل کنترل است آنجا را ترک کنید و هر وقت دوباره آرام شدید باز گردید. این کار باعث می شود که شما کم کم با اضراب و نگرانی خود کنار بیایید و با آن موقعیت سازگاری پیدا کنید.

۵ – این مراحل را به خاطر بسپارید و در هر موقعیتی که باعث ترس و اضطراب شدید در شما می شود از آنها استفاده کنید. علاوه براین ، از روشهای تمدد اعصاب برای آرام کردن ذهن و روحتان استفاده کنید و به خودتان انرژی مثبت بدهید تا بتوانید این تجربه سخت را تحمل کنید.


روانشناسی خنده چه می گوید ؟

بدون نظر

شاید بارها این جمله را شنیده‌ایم که خنده بر هر درد بی درمان دواست و بارها این تجربه را حس کردیم که بعد از یک خنده طولانی تا ساعت‌ها و حتی تا روزها حال خوبی داشته‌ایم. در حقیقت، خنده، نوعی درمان است که ما را تشویق می‌کند از پدیده طبیعی فیزیولوژیکی خنده استفاده کنیم تا احساس‌های دردناک عصبانیت، ترس، کسالت و … در ما کاهش یابند.

اما گاهی پیش می‌آید در موقعیتی قرار می‌گیریم که مجبوریم به اجبار لبخند بزنیم یا حتی بلند بخندیم و حتما برای برخی از ما پیش آمده است از فرط عصبانیت زیاد خنده‌مان گرفته که به آن خنده عصبی می‌گویند. انواع خندیدن داریم اما آیا وقتی به اصطلاح به زور و تصنعی می‌خندیم دیگران متوجه می‌شوند؟ آیا می‌توان با خنده دروغین دیگران را فریب داد و آیا خنده دروغین به همان اندازه بر روحیه انسان‌ها تاثیرگذار است؟ اینها سوالاتی است که ممکن است ذهن ما را مشغول کند،ما پاسخ این سوالات را گردآوری کردیم و با مشورت با پوریا پاکرو روانشناس و مشاور به این نتایج جالب رسیدیم و گپ و گفتی داشتیم با امید زندگانی بازیگر سینما و تلویزیون در مورد همین موضوع که خواندنش خالی از لطف نیست.

امید زندگانی بر عکس ظاهر آرام و متینش اتفاقا کاملا خوش خنده بود و در صحبت‌های خود در مورد سوژه این شماره ما که انواع خندیدن بود گفت: اتفاقا تز من در دانشگاه در مورد نقش حرکت در شخصیت‌ها بود که از نقاشی روی غارها شروع می‌شد و تا همین موضاعات خنده ادامه داشت و صحبت در مورد اینکه آیا شناخت و تحلیل یک شخصیت کافی است یا باید روانشناسی حرکت‌های آن شخص را هم دانست

خندیدن اصلا غیر جدی بودن نیست

خندیدن اصلا غیر جدی بودن نیست، هر حرکتی که در زندگی جزیی از رفتار و زبان ارتباطی آدم‌ها باشد جدی است، یعنی اگر نتوانیم از یکی از این ابزار استفاده کنیم نمی‌توانیم ارتباط کاملی برقرار کنیم و نمی‌توانیم اصل مطلب را انتقال داد، متاسفانه زندگی‌های امروزی زندگی کاملا فردی شده است و در دنیای مجازی قرار گرفته ست، حتی در این دنیا برای خنده‌ها هم آیکون‌هایی تعریف شده است به شکل یک صورت گرد که نه بینی دارد نه گوش، نه چاق است نه لاغرو نه یک صورت کامل که فقط با تغییر یک خط به عنوان لب احساس‌ها را انتقال می‌دهد و حتی افراد جدی هم در مقابل شنیدن یک جک ممکن است همین آیکون را بفرستند و یک فرد خوش خنده و شوخ طبع هم همان آیکون را می‌فرستد. خندیدن تصویری از احساس است.

یک لبخند یک عمر خاطره می‌سازد

خیلی وقت‌ها تظاهر به لبخند و خوشحالی را من هم انجام می‌دهم، ما بازیگر ها به نسبت کارمان گاهی محیط کار و لوکیشین‌مان می‌شود کل محیط زندگیمان و شهری که درآن زندگی می‌کنیم، و وقتی مردم را می‌بینی مجبوری به خاطر اینکه او می‌خواهد از تو احساس مثبت دریافت کند لبخند بزنی. حالا ممکن است تو در شرایط بدی مثل مشکلاتی در زندگی باشی یا حتی بیمار باشی یا حال خوبی نداشته باشی اما به هر حال باید لبخند بزنی زیرا آن شخص فقط دو یا سه دقیقه با تو در ارتباط خواهد بود و آن دو، سه دقیقه می‌تواند کل سرنوشت خاطره تو رادر ذهن آن شخص رقم بزند .

خوش به حال الکی خوش‌ها

افرادی هستند که بی‌دلیل و زیاد می‌خندند و ما آنها را به الکی خوش بودن متهم می‌کنیم، باید بگویم که خدا را باید شکر کرد که آنها خوش هستند. هر چند جا و شرایطی که در آن هستیم خیلی مهم است و اینکه کجا بخندیم. به نظرمن از خنده یک انسان می‌شود به شخصیتش پی برد همانطور که می‌توان از طرز گریه کردن یک شخص پی به رفتارهای او برد. به عنوان مثال شخصی که با صدای خیلی بلند می‌خندد درست است که شادی خودش را انتقال می‌دهد اما در عین حال خودخواهی خود را نیز نشان می‌دهد. شاید در اتاقی دیگر مریضی وجود داشته باشد و شاید در آن جمع شخص یا اشخاص غمگینی وجود داشته باشد. بعضی اوقات در یک جمع ممکن است همه به یک موضوع خاطره‌انگیز و واقعا خنده‌دار بخندند اما یک نفر در آن جمع تنها به لبخندی اکتفا می‌کند، ما متوجه می‌شویم بار غم این شخص خیلی بیشتر از شدت آن هیجان و شادی است.

اخموها جذاب‌تر نیستند

من به شدت با مدهای رفتاری مخالفم، متاسفانه غیر از پوشاک به تازگی رفتارهایی هم مد شده است. یک زمانی در سینمای ما چهره ایرانی گم شد یعنی ما دیگر کمتر بازیگران چشم و ابرو مشکی دیدیم و چشم رنگی ها سینما را احاطه کردند و همین اتفاق در رفتار ها نیز افتاد و به مرور قیافه گرفتن مد شد . ما فکر می‌کنیم هر چه بیشتر قیافه بگیریم با شخصیت‌تر هستیم، در صورتی که خندیدن با اخم و قیافه لحظه‌ای است و اگر آن شخص یک صحبت کوچک بکند آن موقع است که باید تصمیم بگیریم که اصلا شخصیتی وجود دارد که در مورد آن صحبت کنیم . این ژست ها فقط به درد عکس گرفتن می‌خورد نه زندگی.

لبخند مودبانه و لبخند حقیقی

لبخند مؤدبانه، به‌طور معمول، هنگام احوالپرسی سریع یا تصدیق مؤدبانه چیزی به‌کار می‌رود. هیچ حرکت قابل تشخیصی در چهره دیده نمی‌شود و فقط گوشه‌های لب به سمت بالا حرکت می‌کنند؛ نوعی ادای احترام و نشان دادن محبت در دیدار اولیه با یک شخص که می‌خواهیم حسن نیت خودمان را به اثبات برسانیم .

لبخند حقیقی هنگامی دیده می‌شود که تغییرهایی در رفتار ایجاد شود که نشان‌دهنده خوشایند بودن یا لذت بردن از چیزی باشد. به همین دلیل، حقیقی نامیده می‌شود؛ زیرا از شادی واقعی به‌وجود می‌آید. وقتی از موضوعی رضایتمان حاصل می‌شود و خشنود می‌شویم لبخند حقیقی می‌زنیم .

نشانه‌پیروزی

یکی دیگر از موقعیت‌هایی که آدم بی‌اختیار می‌خندد، موقعیت برتری و پیروزی است. برای مثال وقتی یک تیم ورزشی بازی را می‌برد، در چهره بازیکنان این خنده را می‌بینید. این خنده هم از آن خنده‌هایی است که لبخند را به لب بقیه هم می‌آورد، البته به این شرط که در تیم بازنده نباشند! در این نوع خنده معمولا افراد به بالا می‌پرند و دست‌های خود را بالا می‌برند یا می‌دوند و همچنان لبخند پیروزی می‌زنند.

برای مسخره کردن

متاسفانه مسخره کردن هم از دلایل خندیدن نوع بشر به شمار می‌رود. مسخره کردن ظاهرا برای تحقیر دیگری است اما در واقع در پاسخ به تمایلات سرکوب شده افراد اتفاق می‌افتد. برای همین هم خنده‌های ناشی از مسخره کردن عصبی و کشدار است و اصلا دلچسب نیست .از قدیم گفته‌اند «با هم بخندیم به هم نخندیم» اما معمولابرخی از افراد این حرکت ناپسند را خیلی دوست دارند و یکی از سرگرمی‌هایشان تمسخر کردن دیگران و خندیدن به آنهاست. این نوع خنده اصلا زیبا نیست .

لبخند هیجان‌زده و لبخند از سر تعجب و شگفتی

لبخند هیجان‌زده شامل دو حس است: هیجان و شادی. ما در این حالت، لبخند حقیقی را همراه با علامت‌هایی مانند بالا بردن ابروها و ایجاد خطوط افقی در روی پیشانی مشاهده می‌کنیم. وقتی از موضوعی هیجان زده و خوشحال می‌شویم معمولا می‌خندیم البته به همراه حرکات فیزیکی مانند پریدن، بالا بردن دست‌ها یا حتی تکان دادن سر .

شده کسی شما را سور‌پرایز کند و به خودتان بیایید، ببینید دارید می‌خندید؟! این خنده ناشی از تعجب است و از آن خنده‌هایی است که بقیه را هم به لبخند وا می‌دارد، البته وقتی واقعی باشد اصلاً از همان مواردی است که آدم را لو می‌دهد که برای مثال از هدیه خوشش آمده یا نه، چون نمی‌توان مصنوعی‌اش را در صورت ایجاد کرد.این حالت در لحظه به وجود می‌آید به همین دلیل نمی‌توان حالتی دروغین را برایش در نظر گرفت، ما در لحظه خوشحال یا غمگین می‌شویم. این لحظه آنقدر کوتاه است که نمی توان تصمیم گرفت که الان بخندم یا نه؟ تا قبل از تصمیم گرفتن ما مغز عکس‌العمل خود را نشان می‌دهد.

خنـده همراه با اخم

برخی از افراد وقتی می‌خندند اخم هم می‌کنند که معمولا دربعضی از افراد چهره جذاب تری به آنها می‌دهد، این نوع خنده بیشتر در میان سوپر استارها دیده می‌شود، آنها تلاش می‌کنند متفاوت باشند؛ حتی در نوع خندیدن.

خنده با دهان کج شده

وقتی دهان کسی موقع خندیدن کمی کج می‌شود، بیشتر نشان می‌دهد که شیطینتی در آن است. شاید مثلا قصد سربه‌سر گذاشتن دارد. در این حالت کمی گوشه لب روبه پایین است و چشمان فرد هم به شخص مورد نظر زل زده است. این حالت نشان دهنده شخصیت سرزنده و شیطنت وار کسی است که معمولا در این حالت خنده در حال فکر کردن است.

خنده با فک افتاده

این نوع خنده هم از نوع غیر واقعی خنده است. در واقع ما وقتی می‌خندیم. کمی فکمان پایین‌تر می‌آید اما اگر خنده مصنوعی باشد، فک کمتر پایین می‌آید و نشان می‌دهد که فرد احتمالا برای داشتن این لبخند تمرین کرده و الان خنده‌اش طبیعی و ناشی از احساسش نیست.

خنده زورکی

خنده زورکی عصبی است و بیشتر پیام استرس را منتقل می‌کند. گاهی هم برای عوض کردن حال و هوای حاکم و گاهی هم برای همراهی با جمع است؛ یعنی فرد دلش می‌خواهد با این گروه همراه باشد. در بعضی مواقع فرد شرایطی که در آن است را دوست ندارد اما بنا به دلایلی نمی تواندجمع را ترک کند و مجبور به تحمل شرایط است که در این‌صورت گاهی مجبور به لبخند‌های زورکی می‌شود .


سبک دعوای من و همسرم

بدون نظر

سبک دعوای من و همسرم
سبک دعواهای همسران عبارتند از:
انتقاد : انتقاد یعنی حمله مستقیم به شخصیت همسر. انتقاد با کلمه «تو» شروع می‌شود، «تو باید تا حالا لباس‌های من رو می‌شستی. تو که می‌دونستی من امروز جلسه دارم. تو خیلی بی‌ملاحظه هستی» در انتقاد، ما طرف مقابلمان را کاملاً متهم و در مورد شخصیتش قضاوت می‌کنیم. شاید بهتر باشد که به جای انتقاد، از همسرمان شکایت کنیم. شکایت یعنی اینکه به جای زیر سوال بردن شخصیت او، به یک رفتار خاص اعتراض کنیم، ضمن اینکه شکایت با کلمه «من» شروع می‌شود. «من دوست داشتم که امروز تو لباس‌هام رو می‌شستی تا توی جلسه مرتب‌تر به نظر بیام». البته بعضی وقت‌ها چند تا شکایت پشت سر هم، دقیقاً همان قدر منفی است که انتقاد کردن؛ یعنی اینکه یک طرف قضیه شروع می‌کند به شکایت کردن از تمام رفتارهایی که از اول ازدواج تا حالا از آن‌ها ناراحت است. آخرین فرق شکایت و انتقاد هم این است که انتقاد خیلی مبهم است؛ یعنی معلوم نیست شما دقیقاً چه چیزی از طرف مقابل می‌خواهید: «تو اصلاً به فکر من نیستی». شکایت صراحت بیشتری دارد و دقیقاً معلوم است که چه حوزه‌ای از رفتار طرف مقابل را در بر می‌گیرد: «از اینکه امروز توی مهمانی جلوی چشم دیگران، بحث آشپزی بد مرا پیش کشیدی ناراحتم».
سرزنش : سرزنش خیلی به انتقاد نزدیک است. اما در برخی موارد سرزنش ما واقعاً شروع می‌کنیم به بی‌احترامی و خردکردن شخصیت طرف مقابل. جملاتی که در این رابطه استفاده می‌شوند، دقیقاً قلب طرف مقابل را نشانه می‌روند و او را آزرده می‌کنند. غیر از بی‌احترامی، کارهای دیگری هم برای سرزنش کردن طرف مقابل می‌شود انجام داد! مسخره کردن و استفاده از زبان بدن مثل پوزخند زدن یا برگرداندن نگاه، دو مورد از معمول‌ترین این کارهای ناپسند هستند. بعضی از شوخی‌های خصمانه هم دقیقاً کار سرزنش را انجام می‌دهند و به همان اندازه منفی هستند. بعضی از زنها و شوهرها فکر می‌کنند که چون با هم ازدواج کرده و صمیمی هستند، می‌توانند با هر لحنی با همسرشان صحبت کنند، اما در واقع نیاز به احترام، یکی از نیازهای روان‌شناختی همه انسان‌ها در همه موقعیت‌هاست و ربطی به زن و شوهر بودن ندارد.
جبهه‌گیری : بالاخره وقتی که از یک طرف انتقاد می‌شود یا کسی را سرزنش کنند، او هم ساکت نمی‌ماند. در معمول‌ترین حالت او هم جبهه‌گیری می‌کند و سرزنش را با سرزنش جواب می‌دهد. جبهه‌گیری واقعاً می‌تواند یک زندگی زناشویی را فلج کند. مشاجره که بالا می‌گیرد، واقعاً دیگر کسی روی منطق حرف نمی‌زند و فقط خرد کردن طرف مقابل اهمیت دارد. شانه‌خالی کردن از زیر بار مسئولیت، بهانه‌آوردن برای توجیه رفتار، مخالفت با تمام حدس‌های همسر و تکرار حرف‌های گذشته انواع و اقسام جبهه‌گیری هستند.
سکوت : مردها معمولاً از این روش برای خاتمه دعوا استفاده می‌کنند. اما زن‌ها فکر می‌کنند که سکوت به معنای خصومت و بی توجهی است. سکوت معمولاً دعوا را بدتر می‌کند، چون بحث منطقی با کسی که اصلاً «در خانه نیست» غیرممکن است! زوج‌های جوان و مخصوصاً مردها باید بیاموزند که سکوت راه حل خوبی برای رفع مشکلات نیست و باید با مذاکره همه چیز را حل کرد.

سخت گیری نکنید و تعصب خشک نداشته باشید، مشکلات را جدی نگیرید و به طور کل با مسایل سخت گیرانه برخورد نکنید، نا امیدانه با همسرتان صحبت نکنید و به او نگویید که “نمی توانی”‌‌ یا “نمی شود!”
اگر می خواهید از دعوا خلاص شوید!!
– با یکدیگر واضح و صریح صحبت کنید، ناراحتی های خود را صریح و گویا به همسرتان بگویید، هرآن چه شمارا ناراحت و عصبانی کرده است را در کمال آرامش و متانت برایش بیان کنید، خواسته ها و توقعات خود را دقیق و جز به جز برایش شرح دهید. در مقابل به گونه ای انعطاف پذیر باشید و انتقادپذیرانه برخورد کنید تا او هم بتواند به راحتی مشکلات و خواسته هایش را بیان کند. درشناخت یکدیگر کوشا باشید و به همدیگر در این زمینه کمک کنید.
– به صورت طنز با یکدیگر صحبت کنید، شوخ طبع باشید و از جملات و کلمات طنز حداکثر استفاده را بکنید. مواظب باشید که شوخی ها و جملاتتان تحقیرکننده و توهین آمیز نباشد!
– بر سر اختلاف هایتان توافق کنید، سعی کنید با صحبت و گفتگوی منطقی و عاقلانه، بر سر هر موضوعی که با هم اختلاف دارید به نقطه مشترکی برسید که هر دو احساس رضایت کنید. با کمی انعطاف و ازخود گذشتگی دوطرفه می شود بر سر اختلافات عمیق به توافق رسید. سپس از آن زمان به بعد به شیوه توافقی رفتار کنید.
– وقت بیشتری را با هم بگذرانید، بعضی از زوج های جوان آن قدر از یکدیگر فاصله گرفته اند که دیگر علاقه ای نسبت به هم احساس نمی کنند، تنها به تفریح و میهمانی می روند و در خانه کم تر با یکدیگر صحبت می کنند. یک زوج ایده آل باید همه جا و هرلحظه از حال یکدیگر با خبر باشند و از حداکثر زمان برای با هم بودن استفاده کنند و بیشتر به گفتگو بپردازند،میگناir شوخی کنند، آشپزی کنند با هم مطالعه کنند یا به هر کار مشترکی که هر دوعلاقه دارند مشغول شوند. مهم این است که در کنار یکدیگر لحظات خوشی داشته باشند زیرا در کنار هم بودن علاقه ایجاد می کند، محبت را بیشتر می کند و زن و مرد می توانند بیشتر با یکدیگر تعامل داشته باشند. البته باید یادآور شد که ارتباط ها باید بر مبنای محبت ورزی، فداکاری و ابراز علاقه باشد نه دعوا و جرو بحث.
– با یکدیگر با احترام و ادب رفتار کنید، فحش و ناسزا ندهید و از گفتن کلمات ناشایست بپرهیزید. با عصبانیت و تندخویی بایکدیگر رفتار نکنید و سعی کنید رفتارتان محبت آمیز و سخنانتان همراه با مهربانی و خوش رویی باشد.
– از جملات “دوستت دارم”‌، “تو بهترین فرد زندگی من هستی”‌ و جملات مشابه به موقع و هنگام انتظار استفاده کنید.
– اشتباه های خود را بپذیرید و به موقع از همسرتان عذرخواهی کنید.
– هرگاه از همسرتان انتقاد می کنید از کارهای خوب او تعریف کنید، اما به گونه ای این کار را بکنید که برایش مشتبه نشود قصد فریبش را دارید!
– با خانواده همسرتان رفتار خوب و متعادلی در پیش بگیرید، یادتان نرود که خانواده همسر شما خانواده دوم خود شما می باشند.
– پشت سر همسرتان و خانواده او نزد دیگران بدگویی نکنید، بهتر است اگر مشکلی دارید با خود آن ها در میان بگذارید. کادو، هدیه
– همسرتان را به شیوه های مختلف غافلگیر کنید، برای مثال، قبل از آمدن او به خانه، مقدمات یک جشن با شکوه (دونفره یا همراه با فرزندان) را فراهم کنید و غذا و موزیک یا فیلم مورد علاقه همسرتان را تهیه کنید و سپس به او تماس بگیرید و بگویید که کمی کسالت دارید و در خانه استراحت می کنید، هنگامی که وی وارد خانه شد با روی خوش به پیشوازش بروید و به گونه ای جذاب و متنوع از او استقبال کنید سپس جشن با شکوهتان را آغاز نمایید.
– رفتارهایی که همسرتان را آزار می دهد ترک کنید یا به گونه ای انجام دهید که احساسات او کم تر تحریک شود.
– سخت گیری نکنید و تعصب خشک نداشته باشید، مشکلات را جدی نگیرید و به طور کل با مسایل سخت گیرانه برخورد نکنید، نا امیدانه با همسرتان صحبت نکنید و به او نگویید که “نمی توانی”‌ یا “نمی شود!”‌
– در مشکلات یکدیگر شریک باشید، مشکل همسر شما، مشکل شما هم هست حتی اگر مربوط به خانواده وی باشد بازهم شما موظفید تا از هر کمکی دریغ نکنید. نسبت به موفقیت و شکست های همسرتان حساسیت و واکنش صحیح نشان دهید و در مواقع ناراحتی وضعیت او را درک کنید و دلجویی نمایید.
– از همسرتان توقع بیش از حد نداشته باشید، مخصوصا از نظر اقتصادی همسرتان را در تنگنا قرار ندهید. حد و مرز خواسته هایتان را متناسب با روحیه او مشخص کنید تا ناخودآگاه به وی آزار نرسانید!
– برای انجام کارها از او رخست بجویید، همسر شما شریک زندگی شماست و شایسته است هنگام اتخاذ تصمیماتی که زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد با وی مشورت کنید و نظرش را جلب کنید.
– نگذارید نقش شما در زندگی همسرتان و نقش همسرتان در زندگی شما کم رنگ شود، همواره در زندگی مشترک تاثیرگذار باشید و نقش همسری خود را ایفا کنیدو نگذارید همسرتان احساس کند که در زندگی شما نقش و مسئولیتی ندارد.


نشانه های عشق شدید مردان به زنان

۱ نظر

حس محبت و دوست داشتن یک ودیعه الهی است که در وجود همه انسان‌ها قرار داده شده و هر کسی بنا بر شخصیتی که دارد این حس را به گونه‌ای متفاوت بروز می‌دهد. در زندگی همه ما بارها پیش آمده که از خودمان می‌پرسیم آیا همسرم یا نامزدم مرا واقعا دوست دارد؟ اما رسیدن به پاسخ این سؤال برای خیلی از ما دشوار است چون اخلاقیات آقایان و بروز احساسات درونی‌شان در بیشتر مواقع با خانم‌ها متفاوت است و بالطبع نشانه‌های دوست داشتن و ابراز علاقه برای مردان شباهتی به روش‌های زنان ندارد. برخی ویژگی‌ها به صورت ذاتی در وجود انسان‌ها قرار دارد که البته بنابر شرایط حاکم بر محیط زندگی شکلی به خود می‌گیرد. به هر حال هیچ‌وقت این موضوع را فراموش نکنید که هر انسانی روش منحصربه‌فردی برای ابراز علاقه دارد و نمی‌توان توقع داشت که مردها هم مانند زنان احساسات‌شان به راحتی روی زبا‌ن‌شان بچرخد. آقایان بیشتر با رفتارهای‌شان به شما نشان می‌دهند که چقدر به شما اهمیت می‌دهند و چقدر شما را دوست دارند.

چقـدر همسـرتان را می‌شناسید؟

مهم‌‌ترین نکته‌ای که باید در این قسمت به آن توجه کنید این است که از خودتان بپرسید چقدر همسرتان را می‌شناسید و تا چه حد به روحیات او آشنایی دارید. هرچه شناخت شما نسبت به همسرتان بیشتر باشد می‌توانید به میزان علاقه او نسبت به خودتان پی ببرید پیش از هر چیز باید چند اصل را به خاطر بسپارید.

۱٫ مردان به طور ذاتی دارای ویژگی‌ حامی و پشتیبان بودن هستند و به همین دلیل هرچه میزان علاقه‌ای که به شما دارند بیشتر باشد سعی می‌کنند از شما حمایت کنند اما فراموش نکنید که نحوه حمایت مردان از خانواده با نحوه حمایت زنان کاملا متفاوت است.

۲٫ هیچ‌وقت راجع به مردی قضاوت نکنید چون اصولا زن‌ها وقتی می‌خواهند درباره موضوعی قضاوت کنند خودشان را جای آن شخص یا آن موقعیت قرار می‌دهند در صورتی که این روش اصلا صحیح نیست.

(بیشتر…)


رابطه عاطفی را چگونه به خوبی تمام کنیم؟

بدون نظر

در حال حاضر، در جامعه بین افراد روابطی وجود دارد که به قول دکتر شریعتی با جرقه ای آغاز و اکنون به صاعقه تبدیل شده است. طرفین به این نتیجه رسیده اند که اصلا با هم وجه مشترکی ندارند و مدت هاست روزمرگی را تجربه می کنند. اکنون مانده اند چگونه این رابطه بی ارزش را تمام کنند.

این راهکارها شما را در راستای خاتمه دان به این نوع روابط کمک خواهد کرد

قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند دوستمان داشته باشند.

متاسفانه اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی برگردند.

البته نمی شود برای قطع رابطه دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز» »Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند.

البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.

۱- مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه را برعهده بگیرید

اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

۲- قطع رابطه را رو در رو انجام دهید

یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»

برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.»

جالب است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید: «ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»

۳- با وقار رفتار کنید

از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

۴- صادق باشید

اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

روی بامیستر استاد روانشاسی دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است: شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

۵- بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید

این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

۶- شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا

به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی … جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

۷- کامل قطع کنید

برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

۸- موقع خداحافظی قدرشناس باشید

به اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند که شخص ارزشمندی بوده است.

۹- به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید

التماس نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است. اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسانه شناس کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف مقابل به او ضربه می زند. «اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره آغاز شود.» فیشر یه توصیه ساده دارد: «هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.»

۱۰- از عشق سابق، شیطان نسازید

این فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.

۱۱- درد را به زور از بین نبرید

بعد از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید: «عشق شما را به شدت آسیب پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه بخورید.» پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می گذرد.

۱۲- فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید

به خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را از دست دادید. روی بامیستر می گوید: «عشق باعث می شود که فکر کنید فقط همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص وود ندارد.» در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید.


پنج باور اشتباه پیش از ازدواج

بدون نظر

ازدواج مهم ترین تصمیم زندگی شما است که درست و غلط بودن آن می تواند سال های زیادی از جوانی شما را تحت تاثیر خود قرار دهد. بنابراین باید مراقب باشید تا در انتخاب تان دچار اشتباه نشوید. در اینجا چند مورد از اشتباهات رایج ازدواج را برایتان توضیح می دهیم
۱-تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری طرف مقابل می شویم

بسیاری از ما در انتخاب همسر خود متاثر از عوامل زیادی هستیم، عواملی مانند: پول فرد، جایگاه اجتماعی و نفوذ فرد، ثروت خانوادگی، شغل، شهرت، زیبایی و…

گاهی ممکن است فکر کنیم که این عوامل در انتخاب ما تاثیری ندارد! اما در واقعیت چنین چیزی کمتر دیده می شود. مهم است که به لحاظ عواملی که ذکر شد شباهت هایی بین دو طرف وجود داشته باشد، اما شباهت داشتن با تحت تاثیر قرار گرفتن متفاوت است.
وقتی یک رابطه صرفاً به دلیل مسائل اقتصادی و مادی یا تنها به خاطر هر یک از عوامل ذکر شده، شکل گرفته باشد، یک رابطه ناسالم است.
(بیشتر…)


صفحه 4 از 22« بعدی...23456...1020...قبلی »