شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

محققان دانشگاه‌های آلمان به روشی دست‌ یافته‌اند که با آن می‌توان کیفیت خواب را بهبود بخشید و حافظه را تقویت کرد. کافی است که هنگام کند شدن امواج مغزی، صداهایی همنوا با ریتم این امواج شنیده شود. امواج کند مغزی که در خواب عمیق ظاهر می‌شود برای بازیادآوری آموخته‌های پیشین و تقویت حافظه بسیار اساسی‌اند. […]

چند روز بیشتر به روز مادر نمانده هرکس با توجه به توانش می کوشد در این روز هر چند کوتاه از مادرش قدردانی کند و خستگی از تنش بیرون کند. امسال پیشنهاد های جالبی برای خوشحال کردن مادرها داریم. ۱ – لوازم منزل در تحریم ملتمسانه تقاضا می کنم برای روز مادر لوازم منزل،جارو،پارو،قوری،کتری حتی […]

هنگامی که یک مرد به صورت خوانگیخته و بدون درخواست همسرش برای او گل می برد، به همسرش نشان می دهد که به او اهمیت داده و نیازهای او را درک می کند. این نوع نمادها اهمیت زیادی در ایجاد عشق دارند. ترتیب دادن برنامه ای برای با هم بودن مرد برای زمانی خاص برنامه […]

یک روانشناس برخنداندن روزانه حداقل ۱۰ دقیقه کودک برای پرورش خلاقیت تاکید کرد. ریشه شکل‎گیری خلاقیت، در تربیت فرزند است و تربیت فرزند سخت‏‎ترین کار است. کودکان اگر عزت نفس داشته باشند خلاقیت دارند و یکی از راه‎های افزایش عزت نفس وقت گذاشتن برای کودک است. به‌عنوان مثال برای پرورش گل‎های یک باغچه باید به […]

یک جراح و متخصص ارتوپدی با اشاره به اینکه خصوصیات ذاتی و وراثت مهم‌ترین عوامل در رشد قد است، گفت: تغذیه مادر در دوران جنینی و هم‌چنین تغذیه دوران کودکی بسیار با اهمیت و در افزایش قد افراد در آینده تاثیرگذار است. رحیم تسلیمی با اشاره به اینکه رشد قد در دختران تا ۱۴ سالگی […]

هیچ چیز بدتر از این نیست که پیراهن و یا شلوار مورد علاقه شما روغنی شود مخصوصا” اگر ندانید که چگونه باید این لکه روغن را پاک کنید . اما نگران نباشید چند راه برای ازبین بردن لکه های روغن از روی لباس وجود دارد . دستورالعمل : ۱ – استفاده از مسواک چند قطره […]

متخصصان رژیم غذایی لیست سیاهی از مواد غذایی را جمع آوری کرده اند که نباید در صبح و با شکم خالی خورد. موز و ماست می تواند منجر به بیماری های قلبی عروقی شود. موز حاوی میزان بالایی منیزیم است و عادت خوردن موز در صبح می تواند تعادل کلسیم و منیزیم را بر هم […]

به بندگانم بگو: «سخنى بگویند که بهترین باشد! چرا که (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنها نزاع ودعوا می اندازد، همیشه شیطان دشمن آشکارى براى انسان بوده است! « سخن » ، وسیله وابزاری است که انسان ها را به یکدیگر مرتبط نموده وافکار درونی خود را به هم منتقل میکنند . این سخن گاهی […]

در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی […]

انسان امروزی برای رسیدن به خوشبختی و سعادت، تلاشهای زیادی را انجام می دهد، که گاها منجر به تحمل هزینه های سنگینی نیز می شود، این در حالی است که دین مبین اسلام روشهای کم هزینه ای را برای رسیدن به خوشبختی و آرامش توصیه کرده است، و فقط کافیست انسان با استفاده از مطالعه […]

نوشته‌های با برچسب ‘بیوگرافی خوانندگان خارجی’

جنیفر لوپز (Jennifer Lopez)

۱ نظر
نام اصلی : جنیفرلین لوپزJennifer Lynn Lopez
 لقب : جی لو
 قد : cm 168
 جنیفر لین لوپز در۲۴ جولای ۱۹۶۹ در بخش گسل هیل در جنوب برونکس متولد شد

۲خواهر دارد ،خواهر بزرگتر لسلی ۳۴ ساله خانه دار و خواهر …

نام اصلی : جنیفرلین لوپزJennifer Lynn Lopez / لقب : جی لو / قد : cm 168
جنیفر لین لوپز در۲۴ جولای ۱۹۶۹ در بخش گسل هیل در جنوب برونکس متولد شد . ۲ خواهر دارد ،خواهر بزرگتر لسلی ۳۴ ساله خانه دار و خواهر کوچکتر لیندا ۳۰ ساله مشاور امور تفریحی کانال ۱۱ نیویورک می باشد.

آرزوی همیشگی جنیفر این بود که سوپر استاری پر کار شود.

والدین جنیفر (مادرش) گوآدالوپ رودریگرز و ( پدرش ) دیوید لوپز هر دو در شهر پونس پورتوریکو ، دومین شهر بزرگ پورتوریکو متولد شدند . هردو ( پدر و مادرش ) در کودکی به ایالات متحده آمدند و زمانی که در نیویورک زندگی می کردند با هم آشنا شدند . با وجود اینکه جنیفر از نژاد پورتوریکویی است ولی والدین مادربزرگ پدریش اروپایی هایی بودند که در جزیره پورتوریکو اقامت داشتند .

جنیفر از کودکی به موسیقی های ملل مختلف علاقه داشت . به خصوص به ریتمهای Afro-caribbean مانند : ( salsa ) سالسا ، مرنجو ( meringue ) و باچاتا (bachata ) و شاخه های اصلی موسیقی مانند پاپ ( Pop ) هیپ هاپ ( Hip hop ) و آراند بی ( R&B ).

وی با وجود عشقش به موسیقی به صنعت فیلم هم علاقه نشان می داد . فیلم موزیکال ریتامورنو (Moreno Rita) که در سال ۱۹۶۱ ساخته شده بود تاثیر عمیقی بر او گذاشت .

جنیفر در سن ۵ سالگی به کلاسهای آموزشی رقص وموسیقی رفت و جدای از این برنامه ها در یک مدرسه مذهبی کاتولیک دخترانه مشغول به تحصیل بود. او ۸ سال در این مدرسه که خانواده مقدس نام داشت درس خواند وبعد از ۴ سال در دبیرستان پریستون ( Preston ) تحصیل کرد وفارغ التحصیل شد . او در مدرسه ورزشکار قابلی بود. رشته ورزشی که در مدرسه کار می کرد تنیس و ورزشهای مربوط به دو و میدانی بود .

لوپز در ۱۸ سالگی از پدر ومادرش جدا شد. در آن زمان دریک موسسه حقوقی مشغول به کار بود و شبها نیز به انجام حرکات موزون ( !!! ) می پرداخت . پس ازآن پیشنهاد بازی در نقش Fly girl در کمدی فاکس هیت در برنامه In living color به او داده شد. پس از دو سال کار هنری در برنامه In living color همچنان به کار رقص ولی این بار در گروه مشهور جنت جکسون (Janet Jackson ) ادامه داد .

اولین فیلم او گری گوری نوا خانواده من است (Gregory novas my family ) در سال ۱۹۷۵ است و شغل بازیگری او زمانی استحکام یافت که در سال ۱۹۹۷ نقش سلنا کوئینتا نیلا (Selena Quintanilla ) خواننده معروف را بازی کرد.

نام کامل:JENNIFER LYNN LOPEZ
اسامی مستعار:LA LOPEZ-JENNY-JEN-SUPERNOVA-
J.LO
تاریخ تولد: ۲۴ جولای ۱۹۶۹
محل تولد: برونکس نیویورک- آمریکا.
شغل: خواننده، بازیگر، مدل.
قد: ۱۶۵ سانتی متر.
وزن: ۵۵ کیلو گرم.
نام پدر:DAVID LOPEZ(دیوید لوپز)—– شغل: کارشناس کامپیوتر.
نام مادر:GUADALUP LOPEZ—– شغل: آموزگار مهد کودک.
خواهران:LIND وLESLIE—–لیند گوینده رادیو و تلویزیون میباشد—-لزلی نیزمدرس موسیقی میباشد.
سبک موسیقی: پاپ و دنس.
اولین فیلم وی:MI FAMILIA(1995)
اولین فیلمی که با آن  شهرت یافت:SELENA(1997)
اولین آهنگی که با آن  شهرت یافت:IF YOU HAD MY LIFE(1999)
میزان ثروت وی: ۲۵۵ میلیون دلار.
شمار آلبومهای به فروش رفته وی در سراسر جهان: ۳۵ میلیون آلبوم.

شوهرها:
۱-ONJA NOA—-شغل: مدل—-ازدواج در تاریخ: ۱۹۹۷ —-طلاق در تاریخ: ۱۹۹۸٫

۲-CRIS JUDD(کریس جاد)—-شغل: رقصنده و رقص آرا—-تاریخ ازدواج: ۲۰۰۱ —-تاریخ طلاق: ۲۰۰۳ .

۳-MARC ANTHONY(مارک آنتونی)—–شغل: خواننده و بازیگر.—تاریخ ازدواج: دوم جولای ۲۰۰۴

.

البته جنیفر لوپز با بازیگر و نمایش نویش مشهور BEN AFFLECK(بن افلک) در سال ۲۰۰۲ نیز نامزد کرده و در سال ۲۰۰۴ نامزدیشان را بهم زدند. همچنین جنیفر چند ماهی نیز با PUFF DADDY دوست بوده است.

جوایز دریافتی: وی چـنـدین جـایــــزه از ســـوی MTV و
BILLBOARD وGOLDEN GLOBE دریافت داشــته است. از
جـمــله: بهترین بازیگر، بهترین خواننده، بـهتـرین مـوزیـک
ویدیو و بهترین هنرمند.

 

فیلمهایی که وی در آنها نقش آفرینی کرده:

MY LITTLE GIRL(1986)-IN LIVING COLOR(1990)-NURSES ON THE LINE(1993)-SECOND CHANCES(1993)-HOTEL MALIBU(1994)-MY FAMILY(1995)-MONEY TRAIN(1996)-JACH(1996)-BLOOD AND WINE(1997)-SELENA(1997)-ANACONDA(1997)-U TURN(1997)-ANTS(1998)-THIEVES(1999)-CELL(2001)-WEDDING PLANNER(2001)-ANGEL EYES(2001)-ENOUGH(2002)-MAID IN MANHATHAN(2003)-TICK TOCK(2002)-THE TWO FRIDAS(2003)-SHRINK(2003)-GIGLI(2003)-DIRTY GIRLS CLUB(2003)- A STAR IS BORN(2003)-SHALL WE DANCE(2004)-MONSTER IN LAW(2004)-AN UNFINISHED LIFE(2004)-JERSEY GIRL(2004)-AMERICAN DARLING(2005)-BORDER TOWN(2005)-

آ

پوشاک جنیفر لوپز: جـنـیـفر همچنـیـن  دارای خـط تــولید
لباس  بنامJ-LO میباشد.


آوریل لاوین(Avril Lavigne)

بدون نظر

نام کامل: Avril Ramona Lavigne

نام خودمانی: Avvie/Av

روز تولد: ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۴

زادگاه: کانادا

ملیت: امریکایی

قد: ۱۵۷cm

وزن: ۴۷kg

رنگ چشم: آبی

رنگ مو: مایل به قهوه ای{خرمایی}

رنگ های مورد علاقه: مشکی و قرمز

ساز: گیتار

سایز کفش: ۷

پدر: French-Canadian{John Lavigne}

مادر: French-Canadian{Judy Lavigne}

برادر: Matthew {بزرگتر }

خواهر: Michelle{کوچکتر }

حیوان خانگی: Sam{سگ نژاد آلمانی }

آوریل لاوین(Avril Lavigne)

Avril Lavigne با دادن این آلبوم جدید مقام اول Pop Charts رو به خود اختصاص داد اونم بدون هیچ عمل غیر اخلاقی.نه لباس‌های مبتــذل و Sexy می‌پوشـه و نه رقص وسوسه آمیز انجام میـده و نه به حوادث به صورت خلاصـه اشاره می‌کنه و از هیـچ عامل و روش Hip Hop هم استفاده نکــرده هیچ Lyrics تحریک کننده ای هم نخونده . Avril Lavigne از همه خواننــده‌ها و همه ردیف‌هــای خود هم خودش رو جســورتر نشون میده و هم منظورش رو به صورت روشنتر و واضح‌ تر بیان میکنه.رفتار و گفتار اون باعث شده میلیــون‌ها بچـــه دوبــــاره به پدر و مادرشون اطمینان بدن.

از دو سال گذشته تا حالا خصوصیات Avril بودن در اون متـــمرکز شده همون خصوصـــیاتی که در آلبــوم Under My Skin بازگو می‌کنه . اون به هیچ چیز خیانت نکرده و حتی الان هم پس از گذشـت چند ســال با روش خود که باعث موفقــیـت فـــوق‌العاده‌ی اولـــین آلبوم خود بنـام Let Go شد هنــوز هـم هر جــوری که هست کارنامه‌ی عمل خودش رو بدون لکه‌ی ننگی تمیز نگه داشته . اون یک ۱۹ساله‌ی سفید لوحه
ساده بودن همون چیزی هست که باعث شده بهترین آهنگ‌هاش مــقاوم و ســخت و پایدار باشـن حالا خواه اینکه شایسته‌ی Punk یا Faux یا Maudlin Ballad باشه Avril این آهنگ‌ها رو قطعـــا و کاملا به طور صــریح و بی‌پرده می‌خــــونه . شما مـــی‌تونین هر چقدر که بخوایــــن آهنگ‌هاشو گوش بدین . موزیـــک Avril واقعــــا دیوانه کنندس و خیلی سخته که بگیم در کدوم دسته موسیـــــقی قرارش بدیم – آهنــــــگ موفقیــت آمیز و درخشـان I’m With You تقریبا یه صدا و حال و هوای ییلاقی غیر قایل احساس داشــت و یک ملودی متــــــال مبــــهـم و سربسته و یک همخوانی که نمی‌تونه بیـجا و بی‌محـــل به عنوان یه مدعــــــی آمریکایی مطـــرح بشه اگرچـــه هیچکدوم از این مدعیان و مسابقه‌دهندگان نمی‌تونستن به این سادگـــی است آهنـــــــگ رو بخونن.

Lavigne در آلـبـــوم جدیـــدش یعنی Under My Skin با یک ماتریس تیمی رو که روی بیشتر آهنگ‌های آلبوم Let Go کار کرده بودن رو جدا کرد Avril در این آلبوم جدید با یه گروه Songwriter غیر قابل تحمل و گیتاریستش Evan Taubenfeld و Songwriter کانادایـــــی Chantal Kreviazuk شــــروع بکار کرد و در تهیه این آلبـــوم با بهم پیوستن این عوامل آلبومی قابل قبول و فرمول دار تری بوجود آورد . Lavigne در آلبـــــوم Under My Skin هیچ فکر و هدف تازه ای وارد نمی‌کنه بلکه چهره‌ی آهنــگ‌های آلبوم قبلی یعنــــی Let Go رو درخــشان‌تر می‌کنه اغلب اوقات صداش رو در یک آهنگ به چند جور و نوع تغیر میده تا مطمئن بشه که شما از خوانندگی اون خســـــته نشدین و زیبایی Chorus ها رو درک می‌کنین . آهنگ اصلی و مهم این آلبوم همون آهنگی که زودتر از خود آلبوم Under My Skin منتشر شد که Don’t Tell Me نام داره میشه گفت که آهنگی هســت که بیشترین شخصیت Avril رو در خودش داره و نشون میده که Avril دنبال چه چیزی هست و منظورش چیـــــه
اون در این Clip با یه بوسه‌ی شرم آور دوست‌پسر شهوتی خودش رو می‌خواد ترک ‌بکنه و همین که شــروع می‌کنه به عنوان یه گیتاریست گیتار میزنه از پسره می‌پرســـه که Did I not tell you that I’m not like that ?girl/The one who gives it all away, yeah/Did you think that I was going to give it up to you یعنـــی اینکه ” آیا به تو نگفتم که من اون دختر نیستم ﴿اون دختری که تو انتظار داری باشم﴾ ” / ” کسی کـه مرتبا و بطور پیوسته اونو به تو میده؟” / ” فکر می‌کردی که می‌خواستم اونو به تو تسلیم کنم؟” نحوه‌ی بیان این مسئله و دیدگاه ممکنه رنج‌اور باشه ولـــی در عوض اون Avril با صدای خوبش از پس این کار بر میاد صدایی که تظاهر به صداقت و درستکاری میکنه


اینگوی یوهان مالمستین (Yngwie Johann Malmsteen)

بدون نظر

لارس یوهان اینگوی لنربک (مالمستین) در آخرین روز ماه ژون ۱۹۶۳ در استکهلم سوئد متولد شد. در همان سال گروه بیتلز از لیورپول پدیدار شد تا اثر ماندگاری بر تاریخ موسیقی به جا گذارد.

 

اینگوی حاصل ازدواج کاپیتان ارتش و مادری هنرمند بود. ازدواج آنها مدت زیادی پس از تولد اینگوی دوام نیاورد و به طلاق انجامید. اینگوی در خانواده ای ساده به همراه پدرش و مادرش ریگمور, برادرش ژورن و خواهرش آنا لوییس زندگی میکرد. اینگوی همیشه مادرش را به خاطر یک دوست پسر قدیمی گناهکار میداند. او بسیار سرکش و گستاخ بود و در هر مساله ای که خشونت و ناهنجاری در آن دخیل بود حضور داشت. اولین کوششهای او برای یادگیری درسهای  پیانو و ترامپت به جایی نرسید. گیتار آکوستکی که مادرش برای تولدش در سن پنج سالگی خریده بود دست نخورده به دیوار آویخته بود. وضع بدین گونه پیش رفت تا در ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۰ اینگوی به صورت اتفاقی برنامه ای را در باره مرگ بزرگترین گیتاریست قرن یعنی جیمی هندریکس دید. اینگوی ۷ ساله با دیدن صحنه های نواختن گیتار توسط او و قربانی کردن گیتارش در شعله های آتش بر افروخته شد و شعله ای در ذهنش روشن شد. در واقع میتوان اینگونهبیان کرد که هندریکس مرد و اینگوی متولد شد.

اینگوی از آن زمان غوطه ور در کارهای گروه های بزرگ آن زمان مثل دیپ پرپل گشت. و ساعتهای زیادی را وقت صرف باز کردن رمزهای مو سیقی و آلات آن می کرد. نواختن قطعه های کلاسیک توسط ریچی بلک مور او را به حیرت در آورد و مانند چراغ  راهنمایی روشنی راهش شد. به راهنمایی خواهرش جذب کارهای بزرگان موسیقی کلاسیک همچون باخ, ویوالدی و موتزارت و ساختار موسیقی کلاسیک گشت تا سبک منحصر به فرد او به شکل گیری برسد. او روزها ساعات بسیار زیادی مشغول تمرین شد و اغلب کنار گیتارش به خواب میرفت. در سن ۱۰ سالگی او فامیلی مادرش یعنی مالمستین را بر روی خود نهاد. و تمام انرژی و توانش را متمرکز موسیقی کرد و بلافاصله از رفتن به مدرسه سر باز زد. او در مدرسه همیشه دردسر بود. واکثرا در حال دعوا و درگیری بود. باید ذکر کنم که بهترین شاگرد در کلاسهای زبان انگلیسی و هنر بود. مادرش که هدیه الهی که خداوند به فرزندش داده بود را درک کرده بود به او اجازه داد تا در خانه بماند و به مدرسه نرود تا سرگرم تمریناتش شود و دیگر سدی راه پیشرفتش را مسدود نکند.

اینگوی با نگاه کردن به ساختار فرمال موسیقی کلاسیک و همچنین اجرای آتشین هندریکس و نگاه کردن به اجرای قطعاتی از پاگانینی توسط ویولونیست روسی او بالاخره درک کرد که چگونه میتواند با دو معشوقه خود یعنی موسیقی کلاسیک و نواختن گیتار بر روی صحنه تشکیل زندگی دهد. در سن ۱۵ سالگی با یک موتور سیکلت وارد سالن اصلی مدرسه شد و مطمئن شد که دیگر به مدرسه باز نخواهد گشت. او تا آن سن چندین بار ترک و بازگشت به تحصیل داشت.

او مدتی در مغازه تعمیرات گیتار کار میکرد. در همان زمان روزی با یک عود قرن هفدهم مواجه شد. شکل خاص دالبری شکل آن توجه اینگوی را جلب کرد و بلافاصله آن را بر روی یک گیتار قدیمی پیاده سازی کرد. نواختن اینگونه گیتار سخت تر از نواختن گیتارهایی با دسته ساده بود ولی در عوض کنترل روی سیمها بسیار بهتر بود. اینگوی این روش را برای خود و برای بهینه سازی سازهایش انتخاب کرد.
در این زمان اینگوی شروع به نواختن در گروه های مختلفی کرد. اجراهای او بردباری گوشهای مردم سوئد که تا آن زمان به آهنگهای گروه هایی همچون آبا گوش میدادند را میطلبید.

وقتی به سن ۱۸ سالگی رسید ارتش به خاطر ضریب هوشی بالایش پیشنهاد همکاری به او را داد. ولی به قول خودش او حاضر بود بمیرد ولی به ارتش نرود.
او به صورتی کاملا جدی به کار موسیقی مشغول شد و با چند تن از دوستانش شروع به کار کردند.

آنها یک دمو شامل ۳ آهنگ برای یک مرکز نشر و پخش موسیقی فرستادند ولی هیچ وقت بیرون نیامد. اینگوی که از این کار بی نتیجه مانده بود شروع به فرستادن دمو هایش به کشورهای دیگر کرد.

یکی از کارهای او به دست گیتاریست و پایه گذار گروه Steeler مارک وارنی رسید و او از اینگوی برای نواختن در گروهش دعوت کرد. واین آغاز کار او بود.

با شکل گیری گروه steeler نخستین آلبوم آنها که به سبک هوی متال بود و اولین میدان حضور جدی و خاطره انگیز برای اینگوی بود وارد بازار شد. خاطره خوش او از این آلبوم را میتوان نواختن گیتار سولو اول آهنگ Hot On Your Heels نام برد.

بعد از مدتی اینگوی به گروه Alcatraz که گروهی با کلاس کاری Rainbow بود رفت. Alcatraz توسط گراهام بونت تشکیل شده بود. همچنین گروه، چند تکنوازی از اینگوی با نامهای Kree Nakoorie, Jet to Jet و Hiroshima را تهیه کرد. محدودیت اینگوی در تکنوازی باعث شد تا او Alcatraz را نیز ترک کند و به فکر یک اثر شخصی باشد.
اولین کار اینگوی Rising Force نام داشت که یک Solo Album بود و امروزه مرجعی برای neoclassical Rock به حساب می آید. این آلبوم یک اثر برجسته است تا جایی که توانست جایگاه شصتم Bilboard Chart را به خود اختصاص داده و نامزدی بهترین instrumental Album را در Grammy Award برای او به ارمغان بیاورد.


طولی نکشید که افکار, معطوف او شد و در رای گیریها به عنوان بهترین
هنرمند جدید انتخاب شد. در سال بعد به عنوان بهترین راک گیتاریست و آلبوم Rising Force بهترین راک آلبوم سال شد.


آلبوم Rising Force به خاطره دو نوازی Keyboard و Giutar توسط اینگوی و دوست قدیمیش جنز جوهانسونن, از زیبایی و قدرت بسیار بالایی برخوردار بود. اجرای کنسرتهای مختلف برای این آلبوم شهرت زیادی براب اینگوی به همراه آورد به علاوه اینکه او سبک جدیدی از نئوکلاسیک راک را در واژه نامه موسیقی درج کرد.
در سال ۱۹۸۶ انتشار آلبوم Trilogy او را به مقامی رساند که تا امروز برای او باقی مانده است. قدرت در نوازندگی و زیبایی اشعار باعث موفقیت دوباره او شد.
در سال بعد در روز ۲۲ ژون ۱۹۸۷ در استانه تولد ۲۴ سالگی اینگوی دچار سانحه شدیدی میشود. او یک هفته به کما میرود و لخته خونی که در سرش بوجود آمده بود به اعصابش لطمه وارد کرد و باعث شد که دست راستش از کار بیفتد. بعد از مدتی او که زندگی حرفه ای خود را در خطر میدید. با تلاش تمام شروع به درمان دستش کرد. در همین زمان بود که خبر در گذشت مادرش که بخش بزرگی از پیشرفتش را مدیون او بود شنید. مادر اینگوی بر اثر سرطان در سوئد در گذشت.


از طرفی در این زمان اینگوی به خاطر هزینه های سنگین معالجه دستش و عدم فعالیت دچار مشکلات مالی شده بود. با هر تلاشی اینگوی بر تمام مشکلاتش غلبه کرد و بار دیگر به عرصه موسیقی پای گذاشت. حاصل کار آلبوم Odyseey بود. این آلبوم با اینکه کاری دوست داشتنی برای اینگوی نبود ولی با استقبال جهانی روبرو شد. آهنگ و ویدئوی heaven Tonight اینگوی را تا فاصله کوتاهی از آلبوم طلایی بالا  برد.با همراهی جو لین ترنر خواننده سابق گروه Rainbow تور البوم Odyssey آغاز شد. و تمام بلیطهای کنسرت مسکو و لنینگراد پیش فروش شد. بعد از پایان کنسرتها هر یک از اعضای گروه راه خود را رفته و نام Rising Force برای همیشه باز نشسته شد.


با شروع شدن فاز جدیدی از کار اینگوی او یک گروه سوئدی متشکل از  گوران ادمن(Goran edman) کسی که طنین صدایش با ملودیهای اینگوی بسیار سازگار بود. نفر دیگر گروه اسونت هنریسون(svante Henryson ) بود که نوازنده گیتار باس بود و مت اولاسون معروف که نوارنده حرفه ای کیبورد بود. ون نورینگ(Von knorring) نیز به عنوان درامر به گروه دعوت شد. نتیجه کار البوم Eclips بود که به خاطر تبلیغات  نا درست شرکت PolyGram فروش گستردهای در آمریکا نداشت ولی در ژاپن و اروپا بسیار موفق بود. البته در ان زمان شرکت PolyGram نیز با مشکلات مالی روبرو بود و اینگوی به صورتب کاملا دوستانه از این کمپانی جدا شد. و همچنین با انتخاب نیگل توماس به عنوان مدیر جدید قراردادی با Electra Records امضاء کرد.
اینگوی همیشه درباره زندگی خود اینگونه میگوید: زندگی من همیشه مانند یخ و آتش است. گاهی در خوشحالی و موفقیت و گاهی در غم و نا امیدی و در میان این دو جایی برای من نیست.
اولین آلبوم اینگوی برای کمپانی جدیدش Fire And Ice بود که بیانگر احساسات شخصی او و پایدار بر اصول موسیقی کلاسیک بود در همین آلبوم او به آرزوی دیرینه اش یعنی نواختن با ارکستر رسید. که قطعاتی را از باخ در آهنگ No Mercy جای داد. آلبوم Fire And Ice موفقیت بسیار چشمگیری در اروپا و آسیا بدست آورد به طوریکه فقط صذ هزار نسخه ار این آلبوم در ژاپن فروش رفت.
در آستانه تولید آلبوم جدید اینگوی, نیگل توماس مرد. او مدت چهار سال مدیر اینگوی بود. طولی نکشید که Electra Records نیز اینگوی را از صورت کار خود حذف کرد و چند هفته بعداز آن دست راستش در یک حادثه رانندگی شکست. در آگوست همان سال اینگوی قربانی یک اشتباه شد و مدتی بازداشت شد که این اتفاق بسیار خبر ساز بود.
در اکتبر همان سال اتفاقات بد تمام شد و دست اینگوی کاملا خوب شد و قراردادی با کمپانی ژاپنی Poly Canyon Lable امضاء کرد. گروه جدید شامل مایکل وسرا خواننده سابق Loudness, مایک ترنا به عنوان درامر, مت اولاسون برای کیبورد و خود اینگوی نیز برای باس که بعدا از بری اسپارک برای اینکار دعوت شد. که مقدمات کار را برای آلبوم seven Sign فراهم کرد.


مرلین منسن(Marilyn Manson)

۱ نظر

مرلین منسن متولد ۵ جون سال ۱۹۶۹ است.نام واقعی او برین وارنر(Brain warner) است

مرلین منسن(Marilyn Manson)

او در خانواده ای متوسط در کانتون زندگی می کرد.نکته جالب اینکه او در یک مدرسه مذهبی (مسیحی)تحصیل می کرد.منسن در سن ۱۸ سالگی به فلوریدا رفت وشروع کرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش کرد که آن ها را منتشر کند.ولی به این کار ادامه نداد. بعد از آن شخصی بنام scott Mitchell ملاقات کرد که در آن موقع برای گروهی گیتار می زد زندگی هنری منسن از آن زمان آغاز شد. منسن نامش را از مخلوط کردن دو نام آوده است. نام کوچک او یعنی مرلین را ازنام بازیگر زن معروفی به نام Marilyn Monroe گرفته و نام کوچکش را از یک رهبر مذهبی نچندان معروف به نام Charles Manson گرفته است.او در وقت های آزادش نقاشی می کند و می نویسد.همچنین اودارای یک کلکسیون از اعضای مصنوعی بدن انسان است و به این کار بسیار علاقه دارد.نام گروه او که در سال ۱۹۹۰ درست کرد در ابتدا The spooky kids بود ولی بعدها گروه او بی نام گشت وتنها نام مرلین منسن ذکر می شود.خانه او در لوس آنجلس است که یک بار هم از آن بعنوان استودیو برای ضبط آهنگ هایشان استفاده کردند.اصطلاحی برای طرفداران مرلین وجود دارد:Marilyn Manson look که منظور از آن چشم منسن است که در آن لنز قرار داده.منسن خواننده ای است که در دهه ۹۰ با ظهور ناگهانی خودش روح تازه ای در کالبد در حال زوال موسیقی راک دمید و با صدای سازهایی که بیشتر به صدای ارواح شبیه بود سبک تازه ای را به دنیای موسیقی معرفی کردند و بعدا این سبک مورد تقلید گروههای زیادی قرار گرفت.

اعضای گروه مارلین منسون

Twiggy Ramirez او بیسیتست گروه است و Giner Fish او درامر گروه است و Madonna Wayne Gacy نوازنده کیبور گروه بر عهده دارد و John همکنون گیتریست مرلین است


ریکی مارتین(Ricky Martin)

بدون نظر

اسم اصلی:انریکومارتین مورالس

شهرت: کیکی (Kiky)

شغل: خواننده – بازیگر

تاریخ تولد: ۲۴ دسامبر ۱۹۷۱

محل تولد: سن خوان – پورتوریکو

شناسنامه ریکی مارتین Ricky Martin

جوایز کسب کرده: جایزه Grammy خواننده آمریکای لاتین۱۹۹۹ / بهترین طراح حرکات موزون و بهترین ترانه پاپ از سری MTV 1999 / بهترین کلیپ به انتخاب تماشاگران MTV برای ترانه Livin lavida loca از کشور روشیه و کشورهای آمریکای لاتین و آمریکا در سال ۱۹۹۹ / بهترین ترانه پاپ از سوی Billboar برای ترانه Nobody wants to be lonely  در سال ۲۰۰۰

هنرپیشه محبوب: رابرت دونیرو

فیلم مورد علاقه: پدرخوانده

طراح لباس محبوب: جورجیو آرمانی

ترانه محبوب: Fragile  از استینگ (Sting)

محل زندگی: کالیفرنیا

آخرین فیلم: نقش آفرینی در فیلمی باحال و هوای فیلم داستان وست ساید

 ریکی مارتین(Ricky Martin)

انریکو مارتین مورالس یا همان ریکی مارتین معروف در دوازده سالگی به دلیل غیبتهای غیر موجه بسیار و نیز دعوا و کتک کاری با معلمان و هم شاگردیها از مدرسه اخراج شد! از خوش اقبالی او در مدت کمتر از یک هفته ریکی به گروه جوان و نو پای اسپانیایی _ انگلیسی Menvdo پیوست و به زودی رهبری گروه را به دست گرفت.

طی پنج سالی که ریکی عضو گروه بود به یکی از آرزوهای دیرین خویش جامه عمل پوشاند و نخستین کنسرت وی با استقبال بی نظیر جوانان روبرو شد و در مدت کمتر از ۶ ساعت تمامی بلیطهای کنسرت پیش فروش رسید.

در سال ۱۹۸۹ وی گروه Menvdo را ترک کرد و به پورتوریکو زادگاه خود بازگشت و پس از مدتها دوری ار درس و مدرسه تحصیل را ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم شد. در همین سالها به جهت چهره و ظاهر جذاب در شش آگهی ظاهر شد و با استقبال چشمگیر عموم روبرو شد.

در خلال همین سالها ریکی مارتین در یک سریال دنباله دار مزیکال تحت عنوان Mama Ama El Rock حضور یافت و آنرا بدل به پربیننده ترین و محبوبترین سریال سال کرد.در سال ۱۹۹۲ ریکی در سریال مکزیکی or una Estvella llz Alcan که به صورت روزانه پخش می شد ایفای نقش کرد و خب نتیجه آن نیز معلوم است! موفقیت چشمگیر این سریال باعث شد تا سازندگان آن دست به تهیه یک فیلم سینمایی با همین عنوان بزنند. درخشش خیره کننده ریکی در نقش پابلو و هنرنمایی زیبا و به یادماندنی وی در این فیلم جایزه معروف Heraldo   را که همتراز جایزه اسکار می باشد برای او به ارمغان آورد.

ریکی مارتین در سال ۱۹۹۳ در سریال کمدی آمریکایی Getting by  حضور یافت و به دنبال آن در مجموعه تلویزیونی “قایق عشق” و “پابرهنه در بهشت” ایفای نقش کرد. هر سه این سریالها جزو کارهای محبوب آن سالها به شمار می روند. آگهی تبلیغاتی ریکی مارتین برای شرکت پپسی کولا با هنرنمایی وی و جنت جکسون ساخته شد , یکی از بهترین تیزرهای آن سال محسوب می شد.

در همان سالها در یک برنامه تلویزیونی از رکی سؤال شد که بین بازیگری و خوانندگی کدامیک را ترجیح می دهد و او با خنده پاسخ داد:

” البته خوانندگی ولی اگر دمی مور بخواهد با او همبازی خواهم شد!”

سریال بیمارستان عمومی عنوان آخرین مجموعه تلویزیونی است که ریکی در آن ایفای نقش کرد. یک سریال خانوادگی و دراماتیک که پرمخاطب ترین و محبوبترین مجموعه تلویزیونی بخ انتخاب جوانان بود و تاکنون نیز نیز چندین بار از شبکه های مختلف تلویزیونی آمریکا نمایش داده شده است.

البته از صدای ریکی در ورسیون اسپانیایی انیمیشن “هرکول” نیز استفاده شده است.

یکی دیگر از هنرنمایی های ریکی مارتین بازی در نقش ماریوس , در نمایشنامه بینوایان, در برادوی است. او در طول زمان سه ساعته نمایش نزدیک به هفت ترانه را زیبایی تمام اجرا کرد و مورد تحسین منتقدین قرار گرفت. ترانه Chairs Empty tables at Empty  در این نمایش جوایز متعددی را برای او به ارمغان آورد. ریکی در ۲۴ فوریه سال ۱۹۹۹ در چهل و یکمین دوره اهدا جوایز Grammy نامزد دریافت جایزه بهترین اجرای پاپ لاتین شد. بعد از یک ساعت و بیست دقیقه انتظار مجری برنامه, ریکی مارتین را معرفی و به صحنه فراخواند. ریکی با ترانه La copa de La Vide و همراهی گروه مخصوص خود زیبایی, شکوه و عظمت موسیقی پاپ آمریکای لاتین را به نمایش گذاشت. پس از آن مجری اسامی کاندیداهای دریافت جایزه را اعلام کرد: خوزه فلیسیانو , خوان گابریل , انریکو ایگلسیاس و ریکی مارتین. و جایزه تعلق می گیرد به ریکی مارتین برای ترانه Vuelve. پس از آن ریکی روی صحنه می رود و فریاد می زند: ” من یک جایزه Grammy دارم, از خدا متشکرم” . او سپس ادامه داد: ” آنچه امشب آغاز شد و اتفاق افتاد زمینه ساز آینده خواهد بود و تاریخ گواهی خواهد کرد.”

فروش ۵میلیون نسخه از آلبوم وی در همان سال ریکی مارتین را در صدر جدول موسیقی آمریکای لاتین قرار داد. آلبومهای این هنرمند پورتوریکویی تاکنون بیش از ۱۵ میلیون نسخه در جهان فروش داشته است.

ترانه های La Copa de La Vide در جام جهانی فوتبال سال ۱۹۹۸ , A Latinfever در سال ۱۹۹۹ و Vuelve از بهترینهای ریکی به شمار می آید.

گروهی که ریکی مارتین را در تهیه و ضبط ترانه هایش یاری می کنند همگی از سرشناس ترین افراد در زمینه موسیقی پاپ هستند: ” رابی روزا تهیه کننده, امیلیو استفان مدیر کمپانی میامی , دزموند چایلد ترانه سرای خوانندگان مشهوری چون جان بون جووی , آئرو اسمیت و مدونا به علاوه یک استدیو با پیشرفته ترین تجهیزات ضبط صدا.”

البته ریکی می گوید: من دوست ندارم زیاد تکنیکی کار کنم چون احساس حرف اول را در موسیقی می زند و متأسفانه تکنولوژی, عشق و حس را از کارها می گیرد.


شانیا تواین(Shania Twain)

بدون نظر

شانیا تواین

اگوست سال ۱۹۶۵

(Windsor/Ontario)

خواننده سبک POP- COUNTRY شانیا تواین در اگوست سال ۱۹۶۵ در (Windsor/Ontario) به دنیا آمد و در شهر کوچک (Ontario) Timmins ترقی کرد، جایی که او از بچگی با تشویق پی در پی خوانواده اش شروع به نواختن گیتار کرد . او موسیقی را خیلی دوست داشت و بیشتر وقت خود را صرف نواختن گیتار می کرد . او همراه با خانواده اش در سن ۸ سالگی به Sudbury نقل مکان کردند . مادر و پدرش او را تشویق به شرکت در فستیوال ها و نواختن در جشن های خانوادگی می کردند ، آنها دوباره به Timmins باز گشتند و شانیا در آنجا به دبیرستان رفت و همچنین به طور نیمه وقت درMc Donalds مشغول به کار شد .

پس از گرفتن مدرک تحصیلی او در سن ۲۱ سالگی به تورنتورفت و در آنجا مشغول به کار شد تا اینکه حادثه ای غم انگیز برای او پیش آمد پدر و مادر او در یک تصادف فوت کردند این مسئله به او فشار زیادی آورد و او مجبور شد موسیقی را کنار بگذارد . در این تصادف برادرش مارک نیز صدمه دید و در بیمارستان بستری شد . او به سرعت کار خود را در تورنتو کنار گذاشت و به تیمینس باز گشت . خواهر بزرگ شانیا Jill می گوید آن زمان برای شانیا زمان استرس و ترس بود . مارک هم اکنون در ونکوور تکنسین کامپیوتر است . دوستان و خانواده شانیا او را هنوز به نام مادرش (Eilleen) می خوانند . پس از مدتی خواهر شانیا خانه پدری را فروخت. در سال ۹۵ زمانی که او بر روی آلبوم(The Woman In Me) کار می کرد ، تهیه کننده این آلبوم Robert John mutt Lang بود،

سر انجامShania و Lange عاشق یکدیگر شدند و با هم ازدواج کردند . همه این موضوع را تائید می کنند که این دو تا کنون هیچ مشکلی با هم نداشتند و اگر هم روزی پیش آید برای همه تعجب بر انگیز خواهد بود . بعد از پشت سر گذاشتن تور شانیا تصمیم گرفت تعطیلاتی را به همراه همسرش در جایی که کانون گرم زندی اش شکل گرفته بود سپری کند ( کاخی در سوئیس). پس از مدتی او در آگوست سال ۲۰۰۱ پسری به نام (Eja ) به دنیا آورد . شانیا اشاره به موضوع جالبی در رابطه با ضبط کارهای خود داشته است و آن اینکه تهیه این کار ها از موسیقی دان های هندی ، آمریکای و ایتالیایی که برای تهیه یک کار خوب کمک شایانی داشته اند استفاده کرده است . در انتهای راه به یک شعر فوق العاده از پروژه جدید Im Gonna Getcha good می رسیم . این شعر اینگونه تحلیل می شود و خود شانیا معتقد است : این شعر کاملا آشکار است و کلا درباره دختری است که می داند چه چیزی میخواهد و او با اینکه می داند چه چیز هایی در انتظارش است میرود تا به خواسته های خویش برسد .

او یک تور در سال ۲۰۰۳ خواهد داشت که معتقد است در آن موفقیت هایی به دست خواهد آورد .

هر یک از آلبوم های او با تعداد کپی ها ی بالایی فروخته شده است . اما خود او می گوید ((هدف من فروش بالای آلبوم هایم نیست بلکه واقعا دوست دارم بدانم نظر مردم نسبت به کار های من چیست ؟))

آلبوم Women In Me او حدود ده میلیون کپی داشته است . او در آن زمان در های زیادی را به سوی آینده برای خواننده های زن کشورش گشود . همچنین این آلبوم که نام برده شد و همچنین آلبوم های Any Man Of Mine و Whose Bed Have Your Boots Been Underدر ۸ کشورنواخته شدند.

ازجمله آلبوم های که برای آن سخت کار شد Whose Bed Have Your Boots Been Under و Any Man Of Mine و آلبوم موفق The Woman In Me و No One Need To Know و If You Are Not In It For Love با متحد شدن سبک پاپ کانتری و شیوه راک، شانیا یکی از ستاره های سر شناس سال ۱۹۹۰ شد . آلبوم Come On Over در سال ۱۹۹۷ عرضه شد . آلبوم مشهور در سال ۱۹۹۷ عرضه شد . آلبوم مشهور Youre Still One و Love Gets Me Every TimeوYou’ve Got A Way و Honey Im Home و That Don’t Im Press Me Much بیش از ۳۴ میلیون کپی از آن ها فروخته شد و گواهینامه رسمی از صنعت ضبط آمریکا به خاطر بزرگترین فروش آلبوم ها را به او اهدا کردند .

در حرف ها ی شانیا اعتماد به نفس موج میزند و این نشان می دهد که هر کس با یک شکست هیچ وقت نباید کار خود را توقف کند : من وقتی نگاهی به دوران بچگی خودم میکنم درد و غم را همراه خود م حمل نکردم و من احساس می کنم کسی دیگر جای من این دوران های سخت را متحمل شده است . همچنین من مرحله های غم انگیزی را طی کرده ام ولی باز فکر می کنم کسانی دیگر در آن مراحل بودند . اما هر چه بود جالب بوده . گاهی گرم شدم وگاهی سرد . و او در آخر می افزاید : من برخی اوقات احساس می کنم الان سومین مرحله از زندگی من است.


دورز(The Doors)

بدون نظر

The doors of perception

سبک خوانندگی:راک

سالهای فعالیت:دهه ۶۰

سبک خوانندگی:راک

سالهای فعالیت:دهه ۶۰

اعضای گروه:

خواننده:جیم موریسون

گیتار:رابی کریگر

ارگ،پیانو و کیبورد باس:رای مانزارک

طبل:جان دنسمور

 

این گروه که یکی از بانفوذترین و بحث انگیزترین گروههای دهه شصت میباشد درلوس انجلس امریکا توسط دو دانشجوی فیلم یو سی ال ای به نامهای جیم موریسون و رای مانزارک بنیاد نهاده شد.نام گروه الهام گرفته ازنام کتابیست که بوسیله ادوس هاکسلی نوشته شده بود به نام:

The doors of perception

که خود این نام هم قرض گرفته از خطی از شعر ویلیام بلیک شاعر معروف قرن هجدهم است.بعد از مدتی، دیگر اعضای گروه به نامهای رابی کریگر و جان دنسمور به گروه ملحق شدند.گروه هرگز نوازنده باس استخدام نکرد و رای مانزارک با ارگ الکترونیک خود جای نوازنده باس را پر کرد و صدای عمیق و شعرهای تاثیر گذار جیم موریسون قدرت گروه بود.گروه در سال ۱۹۶۶ قراردادی را با شرکت الکترا ریکوردز امضا کرد و البوم اول خود به نام خود گروه را منتشر کرد.

البوم اول در عصر خود یکی از هیجان انگیزترین البومها بود. گروه مانند هیچ یک از گروه های هم دوره خود نبود.

جان موریسون به دلیل شعرهایش ،نحوه خواندنش و حضور جادویی اش در کنسرتها خیلی زود تبدیل به یک ستاره شد.البوم دوم هم به موفقیت البوم اول رسید.

مانزارک و موریسون برای یکی از تک اهنگ ها به نام

Break on through

کلیپی رو کارگردانی کردند که سنگ بنایی در توسعه کلیپ های موسیقی محسوب میشود.

البوم سوم کمی با انتقاد همراه بود وگفته شد که تقلیدی از کارهای اولیه است.گروه بعد از ان دو البوم دیگر با موریسون پر کردند.

تمرکز گروه از همان ابتدای کار بر روی خواننده گروه به دلیل گیرایی خاص او بود اما او از همان اغاز بی ثباتی خود را ثابت کرده بود.در سال ۱۹۶۶ موریسون به دلیل کارهای نامتعارف در کنسرتی در میامی دستگیر شد.حادثه ای که تقریبا گروه را از خط اصلی خود خارج کرد.اما با اینحال گروه البوم ها و تک اهنگهای موفق دیگری را در سال ۱۹۷۱ بیرون داد.با تکمیل البوم

L.A woman

موریسون به پاریس رفت و در انجا به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر جان سپرد.گروه سعی کرد که بدون او ادامه دهد اما بالاخره انها از هم جدا شدند.جیم موریسون در نیمه دهه هشتاد به همان اندازه دهه شصت یک ستاره بود.کمپانی الکترا در طول سالها تعداد بسیار زیادی از البوم ها و کنسرت های زنده انها را به فروش رساند و همچنین کتابفروشی ها پر از کتابهایی از بیوگرافی گروه و جیم موریسون بود.

در سال ۱۹۹۱ الیور استون بر اساس سرگذشت گروه فیلمی را ساخت که در ان وال کیلمر نقش موریسون را بازی کرد.

همچنین بسیاری ار ترانه های انها به صورت ریمیکس در بازی های رایانه ای و ویدیویی استفاده شده است!


کرنبریس (The Cranberries)

بدون نظر

هسته اصلی تشکیل گروه در شهرLimerick ایرلند تشکیل شد.زمانی که Dolores O`Riordan با Noel و Micheal Huganو Feargle Lawler برخورد کرد.آن ۳ به صورت نیمه جدی گروهی تشکیل داده بودند که آشنایی با Dolores آنها را صاحب هدف مهمی کرد.اسم گروه را The Cranberry saw us نامیدند و اولین قدم جدی آنها ضبط دو قطعه Linger و Dreams بود. در سال ۱۹۹۳ Stephan Street به عنوان تهیه کننده همکاری خود را با گروه آغاز کرده و درست در فوریه سال بعد با همکاری او Cranberries اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان Every body els is doing it عرضه نمود.در این آلبوم که با استقبال عمومی خوبی هم روبرو شد، قطعاتی مانند Pretty , Sundy Dreams, وLinger وجود داشت. آمریکایی ها و انگلیسیها استقبال زیادی از این آلبوم کردند. پس از آلبوم کمی از هیجان و انگیزه گروه برای کار کاسته شده بود اما همکاری آنها با گروه Bell در تور سال ۱۹۹۳ آنها سبب دلگرمی مجدد گروه شد؛ سپس در ۱۰ ژوئن همان سال آنها مجددا توری ۶ هفته ای با گروه انگلیسی The The برگزار کردند. در ادامه Cranberries بدون هیچ استراحتی شروع به ضبط دو قطعه از آلبوم جدید خود با نامهای Ode to Famliy و Zombie در استودیو لندن نمودند. پس از یک وقفه کوتاه کار ضبط آلبوم در اغاز ۱۹۹۴ به پایان رسید و در ماه جولای همان سال Dolores O`Riordan با Don Bertun کانادائی مدیر برنامه های تور Cranberries ازدواج کرد.

پس از انتشار آلبوم No need to Argue در اکتبر، گروه صاحب شهرت فراوانی گردید. در این آلبوم که بدون شک شاهکار آنها وشاید یکی از شاهکارهای موسیقی Rock است، ما شنونده آثار بدیع و پر محتوائی هستیم.این بار نیز Stephan Street به عنوان مهندس صدا و تهیه کننده گروه را همکاری کرد. در آلبوم سال ۱۹۹۶ گروه Cranberries با نام To the Faithful Departed افراد بیشتری گروه را یاری کردند؛ حضور تنظیم کننده مشهوری چون Micheal Kamen و همچنین نوازندگان برجسته ای چون: Micheal Bucklyساکسفون باریتون Richi Buckly , ساکسفون تنور Bruce Fairborn , ترومپت , Randy Rain Reusche پرکاشن و همچنین Mike Poltinikoff به عنوان مهندس صدا فصل تازه ای را در فعالیتهای گروه گشود . این آلبوم نیز حاوی قطعات بر جسته ای چون Salvation , Joe , Bosnia ,….. بود که با بهره گیری از بهترین اشعار توانائی گروه را در ارائه موسیقی متفاوت و جذاب نمایان ساختند. آلبوم سال ۱۹۹۹ نیز با وقفه ای ۲ ساله به بازار عرضه شد.این البوم با نام Bury the Hatchet درNew York میکس نهائی گردید .آلبومهای سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ گروه نیز با نامهای Wake Up and Smell The Coffee و Treasure Box منتشر گردید.


بلَک‌آیدْ پیز(The Black Eyed Peas)

بدون نظر

به انگلیسی: The Black Eyed Peas،

لوبیاهای چشم‌بلبلی

سبک هیپ‌هاپ، رپ، پاپ و R&B

تاریخ شکل‌گیری۱۹۸۹

بلَک‌آیدْ پیز(The Black Eyed Peas)

بلک‌آیدْ پیز (به انگلیسی: The Black Eyed Peas، ترجمهٔ فارسی: لوبیاهای چشم‌بلبلی) یک گروه موسیقی آمریکایی در سبک هیپ‌هاپ، رپ، پاپ و R&B است.

تاریخ شکل‌گیری این گروه به سال ۱۹۸۹ برمی‌گردد.

این گروه آمریکایی در مدت کوتاهی توانسته است که مقبولیت جهانی پیدا کند.اعضای گروه عبارتند از : «Will.i.am» و «Apl.de.ap» ،«Taboo» ،«Fergie».

این گروه در سال ۲۰۰۳ با آلبوم «Elephunk» توانست موفقیت بی نظیری را در بین دیگر گروههای هیپ‌هاپ بدست آورد. هفت و نیم میلیون نسخه از این آلبوم به سرعت در سراسر دنیا به فروش رفت.این آلبوم نامزد ۴ جایزه گِرَمی شد که توانست یک جایزه را دریافت کند.

در سال ۲۰۰۵ آلبوم چهارم به نام «Monkey Business» نیز ۱ جایزه از Grammy گرفت.


ایس آف بیس(Ace Of Base)

بدون نظر

سبک موسیقی :‌ Pop , Dance , Reggae

اعضای گروه : Malin Berggren وJenny Berggren وJonas Berggren وUlf Ekberg

ملیت :‌ سوئدی

هترین Single ها از لحاظ جدول فروش در اروپا : “All That She Wants” و “The Sign” و “Don’t Turn Around” و “Life Is A Flower” و “Cruel Summer” و “Unspeakable” و “Da Capo”

سال شروع به کار : ۱۹۹۳

آخرین آلبوم : “Da Capo” در سال ۲۰۰۲

دو سوئدی بلند پرواز که گاه گاهی هم با کامپیوتر یه کارایی هم میکردن..Ulk و Jonas یه روز تصمیم گرفتن یه آهنگی رو با Synth های جدید کامپیوتری ارزان قیمت بسازن…در این حین بود که اونا دنبال خواننده میگشتن و چه کسایی بهتر از خواهر هایJonas که هم خوش قیافه بودند و هم صدای خوبی داشتند…این شد که در سال ۱۹۹۳ گروه کاره خودش رو با “All That She Wants” شروع کرد به امید روزی که به موفقیت برسه..ولی در همون ابتدا این Single به صدر جدول فروش کشورهای اروپایی رفت و حتی در استرالیا و آمریکا هم در Top Ten قرار گرفت.. و این شد که انتظارات از این گروه بیشتر شد …در ادامه با “Wheel Of Fortune”, “Happy Nation”, “Waiting For Magic” کاره خوشون رو ادامه دادن و طرفداران زیادی هم پیدا کردن…بالاخره در اواخر سال ۱۹۹۳ البوم اول به بازار اومد و فروش زیادی هم داشت…خود اعضای گروه هم باور نمی کردن که بتونن در عرض مدت یکسال به چنین موفقیتی برسند….خودشون رمز موفقیتشون رو در سادگی و روانی شعر های اون میدونن …..ولی خب همه ما میدونیم آهنگ های ترکیبی Pop/Reggae همیشه خوب از آب در نمی یاد ولی رمز ترکیب این دو رو اونا میدونستن….در سال ۱۹۹۵ هم با البوم THE BRIDGE تونستن موفقیت هایی رو بدست بیارن ولی همه منتظر آهنگ هایی شبیه به همون البوم اول و به نوعی جدید هم بودن ..برای همین بود که در سال ۱۹۹۸ البوم إFLOWERS به طور کلی با همه ی البوم های اونا فرق داشت….آهنگ های جدیدی مثل Cruel Summer , Life Is A Flower باعث شد که باز هم بازار اونا گرم بشه….ولی همه منتظر البوم بعدی بودن….به دلایلی گروه ۴ سال البوم نداد و دلیلش رو هم من نمی دونم ولی به هر حال انتظار ها به پایان رسید و گروه در سال ۲۰۰۲ با البوم Da Capo به صدر جدول فروش بازگشت….این بار البوم پر بود از آهنگ های از سبک قدیم گروه و آهنگ های فوق العاده ای که جدید بودن….نمونه اونUnspeakable که واقعا فوق العاده اس و یا خوده Da capo که Dance هست و واقعا زیباست…این البوم آخر رو حتما گوش بدین فوق العاده اس…


صفحه 1 از 212