شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

محققان دانشگاه‌های آلمان به روشی دست‌ یافته‌اند که با آن می‌توان کیفیت خواب را بهبود بخشید و حافظه را تقویت کرد. کافی است که هنگام کند شدن امواج مغزی، صداهایی همنوا با ریتم این امواج شنیده شود. امواج کند مغزی که در خواب عمیق ظاهر می‌شود برای بازیادآوری آموخته‌های پیشین و تقویت حافظه بسیار اساسی‌اند. […]

چند روز بیشتر به روز مادر نمانده هرکس با توجه به توانش می کوشد در این روز هر چند کوتاه از مادرش قدردانی کند و خستگی از تنش بیرون کند. امسال پیشنهاد های جالبی برای خوشحال کردن مادرها داریم. ۱ – لوازم منزل در تحریم ملتمسانه تقاضا می کنم برای روز مادر لوازم منزل،جارو،پارو،قوری،کتری حتی […]

هنگامی که یک مرد به صورت خوانگیخته و بدون درخواست همسرش برای او گل می برد، به همسرش نشان می دهد که به او اهمیت داده و نیازهای او را درک می کند. این نوع نمادها اهمیت زیادی در ایجاد عشق دارند. ترتیب دادن برنامه ای برای با هم بودن مرد برای زمانی خاص برنامه […]

یک روانشناس برخنداندن روزانه حداقل ۱۰ دقیقه کودک برای پرورش خلاقیت تاکید کرد. ریشه شکل‎گیری خلاقیت، در تربیت فرزند است و تربیت فرزند سخت‏‎ترین کار است. کودکان اگر عزت نفس داشته باشند خلاقیت دارند و یکی از راه‎های افزایش عزت نفس وقت گذاشتن برای کودک است. به‌عنوان مثال برای پرورش گل‎های یک باغچه باید به […]

یک جراح و متخصص ارتوپدی با اشاره به اینکه خصوصیات ذاتی و وراثت مهم‌ترین عوامل در رشد قد است، گفت: تغذیه مادر در دوران جنینی و هم‌چنین تغذیه دوران کودکی بسیار با اهمیت و در افزایش قد افراد در آینده تاثیرگذار است. رحیم تسلیمی با اشاره به اینکه رشد قد در دختران تا ۱۴ سالگی […]

هیچ چیز بدتر از این نیست که پیراهن و یا شلوار مورد علاقه شما روغنی شود مخصوصا” اگر ندانید که چگونه باید این لکه روغن را پاک کنید . اما نگران نباشید چند راه برای ازبین بردن لکه های روغن از روی لباس وجود دارد . دستورالعمل : ۱ – استفاده از مسواک چند قطره […]

متخصصان رژیم غذایی لیست سیاهی از مواد غذایی را جمع آوری کرده اند که نباید در صبح و با شکم خالی خورد. موز و ماست می تواند منجر به بیماری های قلبی عروقی شود. موز حاوی میزان بالایی منیزیم است و عادت خوردن موز در صبح می تواند تعادل کلسیم و منیزیم را بر هم […]

به بندگانم بگو: «سخنى بگویند که بهترین باشد! چرا که (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنها نزاع ودعوا می اندازد، همیشه شیطان دشمن آشکارى براى انسان بوده است! « سخن » ، وسیله وابزاری است که انسان ها را به یکدیگر مرتبط نموده وافکار درونی خود را به هم منتقل میکنند . این سخن گاهی […]

در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی […]

انسان امروزی برای رسیدن به خوشبختی و سعادت، تلاشهای زیادی را انجام می دهد، که گاها منجر به تحمل هزینه های سنگینی نیز می شود، این در حالی است که دین مبین اسلام روشهای کم هزینه ای را برای رسیدن به خوشبختی و آرامش توصیه کرده است، و فقط کافیست انسان با استفاده از مطالعه […]

نوشته‌های با برچسب ‘زناشویی وازدواج’

خانم ها نیازمند این جملات هستند ! ( زندگی سالم )

بدون نظر

خانم ها نیازمند این جملات هستند ! ( زندگی سالم )اگر از آن دسته مردهایی هستید که فکر می کنند، جملات اهمیتی ندارد و تنها چیزی که مهم است درون شماست، کاملا در اشتباهید. باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد و اگر می خواهید همسرتان را خوشحال کنید باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.

تا زمانی که با این احساسات درونی تان جمله ای نسازید و همسرتان را از آنها با خبر نکنید، هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک تان نخواهد افتاد. اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید اما نمی دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید، بهتر است از این توصیه ها کمک بگیرید و با دنیای زنان آشناتر شوید.

چقدر زیبایی

زن ها دوست دارند ظاهرشان را ستایش کنید و گاهی به آنها بگویید که چه چهره زیبایی دارند. حتی اگر همسر شما واقعا به این زیبایی نباشد از اینکه گمان کند در نظر شما این طور به نظر می رسد، احساس غرور خواهد کرد.

البته بی گدار به آب نزنید و بدون آنکه برای حرف تان دلیلی داشته باشید او را ستایش نکنید. چون درست در زمانی که به همسرتان می گویید، چقدر زیبا هستی… او دلیل شما را خواهد پرسید و خواهد گفت از چه نظر؟ پس سعی کنید برای این ادعای تان جزئیاتی را هم مطرح کنید و به این فکر کنید، چه چیز در او زیباتر است و بعد سراغ تعریف کردن بروید.

تو خیلی خاصی

این که همسر شما بشنود که او فردی بی همتاست و هیچ زن دیگری نمی توانسته شما را به این اندازه خوشبخت کند، یک حس فوق العاده به او می دهد. زن ها دوست دارند، بدانند که با تمامی گزینه های دیگری که شاید همسرشان به آنها برای ازدواج درنظر داشته فرق می کنند و آنها ویژگی هایی دارند که از نظر شوهرشان در هیچ کدام از زن های دور بر هم وجود ندارد.

شما باید این خاص بودن را به او گوشزد کنید و بگویید که کدام یک از ویژگی های همسرتان بیش از دیگر ویژگی ها، شما را تحت تاثیر قرار داده. این موضوع نه تنها حس خوب مورد توجه قرار گرفتن و قدردانی شما را به او می دهد بلکه باعث می شود که او تمرکز بیشتری روی ویژگی های مثبتش داشته باشد و برای پررنگ کردن شان تلاش کند.

زن ها دوست دارند از شوهرشان بشنوند که پر از صفات مثبت هستند و این که همسرشان به دلیل همین صفات به آن ها افتخار می کند.

با تو بودن بی نظیر است

زن ها دوست دارند، همسرشان به رابطه ای که دارد افتخار کند و به دلیل آرامشی که در این رابطه دارد هم از آن ها قدردانی کند. این قدردانی ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. مثلا وقتی مردی زودتر از سر کار می آید و به همسرش می گوید، دوست داشتم امروز بیشتر کنار تو باشم یا این که دوست دارم وقتم را بیشتر با تو بگذرانم و باقی مانده کارهایم را هم کنار تو انجام دهم می تواند یک حس فوق العاده را در زنان ایجاد کند.

با شنیدن این قدردانی ها زن برای بیشتر درک کردن همسرش تلاش خواهد کرد و برای این که همسرش در ساعات بیشتری که در خانه است آرامش داشته باشد و این اتفاق را تکرار کند، مصمم تر خواهد شد.

آن ها از این تصور که مردشان دوست دارد ساعتی از روز را تنها کنار او و تنها برای استفاده از وقت ۲نفره شان مشخص می کند بیش از هر چیزی خوشحال می شوند.

دوستت دارم

اگر می خواهید همسرتان از این که دوستش دارید مطمئن شود چاره ای جز گفتن این حرف ندارید اما مهم تر از گفتن این حرف ها عملکرد شماست.

زن ها دوست دارند عشق تان را با کارهای تان نشان دهید. دادن یک شاخه گل، یک هدیه بی مناسبت، پیامک های احوالپرسی طول روز و خیلی کارهای ساده دیگر می تواند تاثیر خاصی روی رابطه شما بگذارد و این زندگی را در چشم همسرتان افتخار آمیزتر کند.

اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، شما باید مراقب تمام حرف هایی که میان تان رد و بدل می شود باشید و فکر نکنید کلمات تاثیر چندانی ندارند.
مهم تر از همه این که باید مراقب قول هایی که به همسرتان می دهید باشید. گرچه پاسخ مثبت شما به خواسته های همسرتان می تواند او را خوشحال کند اما عمل نکردن به وعده های کوچک و بزرگ تان مشکل را چند برابر خواهد کرد و تاثیری منفی روی نگاه همسرتان به شما و رابطه خواهد گذاشت.

متاسفم

برای زن ها مهم ترین اتفاقی که می تواند بعد از یک دعوا یا دلخوری پیش بیاید، شنیدن عذرخواهی مردشان است.
آن ها دوست دارند تاسف واقعی شما را ببینند و بعد از این دلخوری ها مورد دلجویی قرار گیرند. غرورتان را کنار بگذارید و اگر اشتباه کرده اید قبل از توضیح دادن دلایل تان از او عذر خواهی کنید.

اینکه شما بدون گفتن این که پشیمانید شروع به توضیح دادن و دلیل تراشی کنید می تواند ناراحت کننده ترین واکنش بعد از دعوا برای یک زن باشد.
پس اگر نمی خواهید اوضاع را از این که هست خراب تر کنید با یک جمله ای که از ته دل می گویید همه چیز را رو به راه کنید؛ بگویید: ببخشید و متاسفم!

همه چیز را درست می کنم

حتی اگر یک سوپرمن نباشید باید بتوانید به همسرتان اطمینان دهید که همه چیز تحت کنترل است و تا زمانی که در کنارش هستید نمی گذارید زندگی تان را چیزی تهدید کند.
گرچه شما با رفتارهای تان باید این اطمینان را در او ایجاد کنید اما در لحظاتی که او از ته دل غمگین است و احساس اضطراب می کند باید این جمله جادویی را به کار ببرید و به او آرامش دهید.


چگونه با هم صحبت کنیم که از کنار هم بودن لذت ببریم..

بدون نظر

در این مقاله توصیه هایی را برای زوج ها مطرح می کنیم تا بتوانند زندگی خانوادگی شان را دوام بیشتری ببخشند در عین این که از کنار هم بودن نیز لذت می برند .
زن و شوهر چگونه می توانند از زندگیشان لذت بیشتری ببرند در عین اینکه در آرامش هستند ، یکدیگر را دوست دارند و در تمام لحظات به فکر همسر خود هستند و هر دو به دنبال راه حلی جهت تداوم بخشیدن به زندگی زناشویی خود هستند؟

بعد از چند سال زندگی زناشویی ، معمولا زوج ها دچار خستگی، روزمرگی، سوء تفاهمات ساده ای که گاهی بسیار بزرگ می شوند و حتی تا مرز طلاق پیش می روند ، صحبت هایی که بسیار تند و زننده هستند و … . تمام توصیفات گفته شده خطرناک و مهلک هستند . این احساس در روابط بین زن و مرد یک سم است زیرا این سم روابط بین زوجین را مسموم می کند و مسلما در این میان زندگی خانوادگی قربانی می شود .

تمام مشاوران خانواده معتقد هستند در هنگامی که بحثی بین زن و شوهر صورت می گیرد باید یکی از زوجین یا هر دو سکوت اختیار کنند تا بتوانند با تمدد اعصاب و آرامش بیشتری به مشکل پیش آمده فکر کنند . زیرا هنگام عصبانیت و بحث های زناشویی معمولا با فریادهای گوش خراش و پرخاش جویانه نسبت به طرف مقابل صدایمان را بلند می کنیم و همین عمل اولین جرقه ای برای شدت گرفتن بحث می باشد پس توصیه اکید می شود که در بحث های زناشویی هنگامی که احساس می کنید صدای شما و همسرتان در حال اوج گرفتن هستند سکوت اختیار کنید و همسرتان را نیز دعوت به سکوت و آرامش کنید تا بتوانید در ساعتی دیگر که آرامش خود را به دست آوردید به دور از احساساتی شدن به موضوع بپردازید.

اکنون به نقاط بسیار باریک و مهم در استحکام روابط زناشویی اشاره می شود که شاید به نظر ساده برسند اما بسیار مهم هستند :

۱ – به صحبت های همسر خود همیشه با دقت گوش بدهید .
زیرا نوع صحبت کردن، بلندی یا کوتاهی صدا ، نوع کلماتی که استفاده می شود به خوبی بیانگر احساس، حالت روانی و درونی همسرتان می باشد . بخصوص این مورد را خانم ها نسبت به همسرانشان باید فراموش نکنند .
اما چرا این توصیه را بعنوان اولین راه حل به شما ارائه کردیم ؟
زیرا آقایان برعکس خانم ها درون گرا هستند ، به ندرت و خیلی کم صحبتهای خود را بروز می دهند اما شما با استفاده از این راه حل می توانید به حالات درونی آنها پی ببرید . جالب است بدانید که مشکل زیادی از زوجین حول این موضوع می گردد که خانم ها از اینکه همسرانشان با آنها درد و دل نمی کنند شکایت دارند و به قولی حرفهایی که در دلشان نهفته است را به آنها بروز نمی دهند و تنها خانم ها هستند که با شوهرانشان صحبت می کنند و همیشه منتظر کلامی از طرف همسرانشان هستند اما این خواسته جواب داده نمی شود تا به صورت یک کمبود و عقده تبدیل می شود . این مشکل و عقده کم کم خود را در روابط عاطفی بین همسران نشان می دهد و خانم نیز دیگر تلاشی در جهت تقویت روابط انجام نمی دهد .

۲ – همیشه در چشمان همسر خود نگاه کنید .
مانند روزهای اولی که با هم ازدواج کرده بودید و عاشقانه یکدیگر را نظاره می کردید . چشم ها تاثیر فوق العاده ای در جذب و استحکام بخشیدن روابط زناشویی دارند .
همیشه با چشمانی عاشقانه همسر خود را نگاه کنید تا او به یاد داشته باشد شخصی در دنیا او را دوست دارد و انتظارش را می کشد .

۳ – همیشه همسرتان را در هر شرایطی که باشید حمایت کنید .
حمایت معنای مختلفی دارد و تنها به معنای حمایت مالی نیست . گاه حمایت احساسی ، حمایت فکری بسیار مهم تر از حمایت های مالی می باشند .
به همسرتان اطمینان دهید که در هر موقعیت و هر زمانی به او اعتماد کامل دارید .

۴ – اجازه دهید همسرتان در رابطه با مشکلاتش صحبت کند حتی اگر شنیدن این مشکلات برای شما خوشایند نباشد یا ناراحت شوید .
برای مثال : اگر همسرتان به شما می گوید که در حال ورشکست شدن می باشد به جای اینکه به او بگویید : نه ! من طاقت ندارم ، جواب فامیل را چه بدهم ، از این پس چطور زندگی کنیم و یا سوالاتی بدین سبک … با همسرتان همدردی کنید اجازه دهید او به صحبت هایش ادامه دهد از او بپرسید حالا چه فکری دارد ؟ چه طور می توانید با هم راه حلی پیدا کنید ؟
فراموش نکنید همسرتان به کمک ،همدلی و همدردی شما نیازمند است نه ملامت و افکاری که دردهای او را مضاعف کنند .

۵ – از همسرتان راجع به علایق ، سلایقش سوال بپرسید
شاید هرگز در این رابطه با شما صحبت نکند اما زمانی که سوال مستقیم پرسیده شود مجبور به پاسخ دادن می شود .

۶ – یاد بگیرید که علاقه خود را به همسرتان بروز بدهید :
گفتن جملاتی مانند : ” دوست دارم _ با آمدن تو زندگیم رنگ و بویی دیگری گرفت _ برایم ارزش مند هستی و …. ” در زندگی زناشویی معجزه می کند .
بسیاری از روابط زناشویی در خانواده های ایرانی به دلیل مشکلات عاطفی منجربه متارکه یا طلاق عاطفی می شود .

۷ – نظرات خود را بدون ترس مطرح کنید :
این مورد بیشتر در خانم ها دیده می شود . بدین معنا که خانم ها از ترس اینکه مبادا از چشم همسر خود بیافتند یا طرد شوند از گفتن نظراتشان ممانعت می کنند . اما با مرور زمان و ادامه یافتن این جریان ، خانم ها دچار مشکلات روحی شدیدی می شوند پس نظرات خود را بدون هیچ گونه ترس و ابای بیان کنید .

۸ – از غر زدن بر سر موضوعات کوچک و بی اهمیت جدا بپرهیزید :
بسیاری از دعواها و بحث های جدی از همین مورد آغاز می شوند . اینکه خانم یا آقا سر موضوع کوچکی آنقدر غر می زند تا عرصه را بر طرف مقابل تنگ می کند و در نتیجه او نیز به دفاع از خود می پردازد


خرده خیانت های زوج ها

بدون نظر

خرده خیانت های زوج هاخیانتهای خانوادگی چیست؟ چقدر شایع است و چرا مردان و زنان، دست به خیانت می زنند؟ سهم زنان از این خیانت ها چقدر است ؟
یک مشاور خانواده معتقد است سهم مردان در خیانتهای زناشویی ۸۰ درصد است و ۲۰ درصد دیگر خیانتکاری را زنان در ایران انجام می دهند.
اصغر کیهان نیا اعلام کرده: “به نظر می رسد قبح خیانت در زنان جامعه ما بیش از مردان است، این موضوع تا جایی است که مراجعات نشان می دهد خیانت در میان مردان ۸۰ درصد و در زنان ۲۰ درصد است .”
این مشاور خانواده، دلیل خیانتهای زن و شوهری را تنوع طلبی ، طراوت طلبی ، امیال سرکوفته کودکی و نوجوانی و احساس محق بودن در مردان می داند و در خیانتهای مربوط به زنان نیز از “مقابله به مثل” خبر می دهد.
وی به مردان توصیه می کند به ۵ نیاز اساسی زنان در زندگی زناشویی توجه کنند تا احتمال خیانتهای زنان کمتر شود. نیازهایی که این مشاور خانواده بر می شمارد استفاده از روش مناسب حرف زدن ، ابراز عشق و محبت ، هدیه دادن در مناسبت ها ، تامین نیازهای مالی، روحی و امنیت روانی زن است.
خیانتهای زن و شوهری: از روابط غیر اخلاقی تا چتهای اینترنتی
برخی رفتارشناسان، تعریف خیانتهای زن و شوهری را بسیار فراتر از چیزی می برند که عرف و قانون آن را می شناسد. از جمله منصور بهرامی عضو ارشد انجمن بین المللی تحلیل رفتار معتقد است: خیانتهای زندگی مشترک شامل خیانت عشقی ، خیانتهای اینترنتی و خیانتهای جنسی می شود.
به گفته این رفتارشناس، خیانت عشقی به رابطه پنهانی توام با پیوند احساسی و صمیمانه یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست گفته می شود.
خیانت جنسی به رابطه نامشروع یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست، گفته می شود و خیانت اینترنتی نیز به گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات فردی متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست از طریق چت و اینترنت اطلاق می شود.
مطابق این تعاریف، پدیده چند همسری ، خیانت محسوب نمی شود، هر چند به اطلاع همسر اول، رسیده نباشد!
چرا خیانت می کنند؟ هزار و یک دلیل دارد
برای خیانت های زن و شوهری، هزار و یک دلیل گفته اند، ولی سرگرمی و ریسک لذت بخش و مفرح را از مهمترین عوامل بروز خیانت می دانند.
با این همه، دلایل دیگری نیز برای خیانتهای خانوادگی مطرح کرده اند. از جمله: درک شدن ، دوست داشته شدن ، احساس آزادی ، استقلال ، سرگرمی و برآورده کردن نیازهای جنسی مولفه های پدید آمدن شروع یک خیانت است. ضمن اینکه نمی توان از پارمترهایی مانند تقویت اعتماد بنفس ، سلطه جویی ، تجربه تازه ، ماجراجویی ، القاء داشتن استحقاق و شایستگی ، رقابت و تنوع طلبی گذشت.
رفتارشناسان می گویند افراد خیانتکار معمولا به شکل غیر منطقی و با اتکا به یک شهوت کورکورانه شیفته فردی می شوند. آنها احساس می کنند بیشترین درصد تفاهم را با یکدیگر دارند و به همین خاطر فرد خائن خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش می زند که به وصال برسد. این نوع رابطه می تواند از چند هفته تا چندین سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو نفر پی می برند، آنطور که تصور می کردند یکدیگر را نمی شناسند. در این نوع روابط معمولا فرد از همسر و یا شریک پیشین خود جدا می شود.


بالاخره کی ازدواج کنیم؟!

بدون نظر

یک سئوال دانشجویی که دائماً در لفافه مطرح می‌شود این است که برنامه کلی دانشجو درباره مسأله ازدواج چه باید باشد؟ برای دانشجو چه سنی مناسب ازدواج است؟ آیا اصلاً دانشجو حق دارد راجع به این موضوع حرف بزند؟ یا حتی فکر کردن در این باره نیز خطا و گناه است؟
اساتیدی که این زمینه صاحبنظر می باشند و سخنی برای گفتن دارند در مورد زمان ازدواج دانشجو دو نظر اساسی می دهند :
۱- توصیه به ازدواج دیر هنگام :
معتقدین به این نظر یک دلیل اساسی و مهم دارند و بر آن پافشاری می‌نمایند و آن اینکه فایده ازدواج دیر هنگام پیشرفت علمی است . می گویند اگر دانشجو از ابتدا به فکر ازدواج و عقد و برو و بیا باشد فکر او دنبال این مسائل کشیده می شود و دیگر نمی تواند پیشرفت علمی داشته باشد. دانشجو باید همه زندگی اش منحصر به درس باشد و هیچ چیز دیگری نباید دانشجو را از درس باز دارد چون او آمده دانشگاه فعلاً باید همه چیز را تعطیل نماید و فکر ازدواج را هم طلاق دهد تا بعد از اینکه به جایی رسید سر فرصت دنبال این مسائل بیفتد و از همه مهمتر اینکه مسائل اقتصادی در ازدواج مساله ساده ای نیست و یک دانشجو اگر بخواهد ازدواج کند باید دنبال شغل برد و در اینصورت درس در حاشیه قرار می گیرد و برای تأیید نظر خود مثالهایی هم از بزرگان ذکر می کنند. خلاصه اینکه دانشگاه جای درس خواندن است نه بنگاه کاریابی نه باشگاه ورزشی نه کارهای جانبی و نه هیچ چیز دیگری . اصل درس است و تحصیل و علم آموزی و همه چیز باید در این راستا قرار گیرد.
۲- توصیه به ازدواج در اولین فرصت ممکن :
معتقدین به این نظریه هم دلائلی دارند که عبارتست از :
الف) دستور اکید ائمه معصومین ازدواج است و در هیچیک از این روایات هم نیامده که اگر کار مهمتری دارید، اگر درس دارید، اگر پول ندارید، فعلاً ازدواج نکنید. بلکه بر عکس تأکید روایات این است که اگر شما قدم بردارید خداوند وسیله اش را هم جور می کند و خودش روزی‌رسان است. لذا با وجود چنین روایات موکدی از معصومین علیهم السلام نمی توانیم مصلحت سازی نموده که نتیجه آن این می شود که نعوذ بالله به عقل و نظر معصومین علیهم السلام نرسیده که چنین قیدهای بزنند و ما آنها را فهمیده ایم ،حتی قرآن کریم برای کسانی که استطاعت ازدواج ندارند نمی فرماید جایگزین ازدواج تقوا یا عفاف داشته باشید بلکه می فرماید : “و لیستعفف الذین لا یجدون نکاحاً حتی یغنیهم الله من فضله”(۱).
می فرماید: «کسانی که نمی توانند نکاح نمایند، عفاف به خرج بدهند تا وقتی که خداوند از فضلش آنها را بهره‌مند نماید». یعنی عفاف نمایند برای این که بر نکاح استطاعت پیدا کنند؛ یعنی عفاف جایگزین نکاح نیست. بلکه این وقفه ای که هنوز لایجدون است هنوز نکاحی پیدا نکرده با عفاف به یجدون نکاحا مبدل نماید. اسلام اصل و اساس را نکاح می‌داند، عفاف را توصیه می‌نماید که حتی یغنیهم الله من فضله بشود.
متأسفانه بعضی از به اصطلاح روانشناسان بی دین نعوذ بالله به جوانان توصیه های زشت خود ارضایی جنسی می‌نمایند تا زمان ازدواج دیر هنگام فعلاً خود را اسیر ننمایند و یا توصیه می کنند . . . .
ب) ازدواج به زندگی جهت می دهد و جوانان را از خودیت و فردیت به جمعیت و مسئولیت سوق می دهد و او را بزرگ و پخته می نمایند.
ج) جوان مسلمان و تحصیل کرده متدین هم باید خود بهترین راه اسلامی را برگزیند و هم اینکه برای جامعه باید فرهنگ سازی نمایند، ما باید در پی ارائه الگوهای پاک اسلامی برای همه جوانهای کشور و جهان باشیم. ما باید پشت این موج ویرانگر فساد و فحشاء، موجی فطری و زلال ایجاد کنیم، باید الگوی سازی برای پسران و دختران جامعه اسلامی نماییم.
د) در جامعه‌ای که انواع و اقسام فسادها و گناهان و جاذبه‌های شیطانی وجود دارد، ازدواج بالاترین مصونیت جوان از تباهی است، چه بسیارند پاکان و خوبان ما که در دامهای شیطانی گرفتار شده‌اند و دیگر نه تنها از درس و تحصیل آنها چیزی مانده بلکه گوهره پاک و معصومانه آنان که بزرگترین سرمایه یک جوان بلکه یک جامعه است بر باد می رفته است.
ه) فتوای همه مراجع عظام است که اگر کسی به واسطه نداشتن همسر به گناه می‌افتد واجب است بر او که ازدواج کند. هر چند آن گناه، گناه چشم باشد یعنی برای بسیاری از جوانان، ازدواج واجب شرعی است. هیچ گاه نمی‌توان فتوا داد چون شخصی درس می‌خواند دانشجو است، پس فعلاً اشکالی ندارد تا گناه کند. این یک واجب شرعی است.
و) امروز از بزرگترین خطراتی که این جامعه و جوانان را تهدید می‌نماید، مسأله غریزه جنسی است. وقتی جوانی گناه کرد از خدا و دین دور می شود. از نظام الهی و اسلامی جدا می شود جوان آلوده هیچگاه نمی تواند مدافع ارزشها باشد. با بحث ازدواج می‌توان جلو هزاران هزار گناه را گرفت. در این صورت دریچه‌های رحمت الهی به جامعه باز می شود. و به جای اینکه غریزه جنسی باعث دین گریزی جوانان در جامعه اسلامی شود بعنوان یک نعمت الهی می تواند باب جذب جوانان به دین و خدا و پیامبر گردد! اگر جوان پاکی که به حکم و رضایت الهی و با خطبه یک فرد روحانی دینی، لذت زندگی پاک را درک کند دین را مایه آزادی به سوی سعادت می‌بیند نه مانند جامعه امروز که بسیاری دین را سد راه آزادی می دانند و ازدواج را اسارت و بی بندوباری را رهایی و آزادگی می‌پندارند.
ز) بالا رفتن معنویت و رشد اخلاقی می تواند در سایه ازدواج بیشتر شود همانطور که در روایات بر ثواب مضاعف اعمال متاهلین تصریح شده است.
– اینها هم دلایل موافقین ولی، با همه این دلایل مشکل برای یک دانشجو همچنان باقی است. چگونه جوانی که می‌خواهد تحصیل کند. ممر درآمد ندارد و … می تواند ازدواج کند؟
برای پاسخ به این سوال چند نکته ذکر می نماییم و یک راه حلی هم که پیشنهاد شده است ارائه می دهیم:
نکته ها
۱- در مورد ازدواج نمی توان یک نسخه واحدی برای همه داد هر کس شرایط مخصوص خود را دارد نمی توان گفت همه در فلان سن ازدواج کنند هر کس یک سن رشدی دارد، فقط می توان سیاستهای کلی ارائه داد تا بر مصادیق تطبیق داده شود.
۲- اگر واقعا دانشجویی غرق در علم آموزی است و هیچگاه به گاه نمی افتد و تمام وقت و فرصت او مشغول تحصیل است لزومی ندارد او را از این حرکت بی وقفه بازداشت باید گذاشت تا انجا که می تواند جلو برود و درس بخواند مانند بسیاری از بزرگان که واقعا عاشق و غرق در درس و تحصیل می شدند ولی البته اینها در اقلیت هستند.
۳- اگر کسی به گناه می افتد ولو به کوچکترین گناه ازدواج برای او واجب لازم و ضروری است حتی اگر لازم باشد ترک تحصیل نماید باید خود را حفظ کند چون هیچ چیزی مهمتر از گناه نکردن و حفظ و صیانت از قلب پاک و سلیم نیست.
· راه حل پیشنهادی: اما نکته اساسی اینکه آیا به هیچ وجه نمی شود راه حلی ارائه داد که بین تحصیل علم و دانش و ازدواج جمع شود؟ حقیقتاً اینگونه نیست. چه بسیار نمونه هایی وجود داشته است که بعد از ازدواج شخص بهتر و بیشتر از گذشته در مسیر دانش و علم و تحقیق قرار گرفته و با نشاط و تلاش بیشتر موفقیت بهتری کسب نموده است.
ازدواج زود هنگام و فاصله انداختن بین عقد و عروسی:
شما، پسر دانشجویی که فرضاً ۷ سال می خواهد در دانشگاه درس بخواند و همچنین دختر خانم دانشجویی که چهار سال تحصیل او برای اخذ لیسانسی طول می کشد را در نظر بگیرید . اگر اینها فرضا بعد از تحصیل ازدواج نمایند خوب چه اشکالی دارد که این آقا با آن خانم به جای اینکه چند سال دیگر ازدواج نمایند از هم اکنون عقد نموده و در زمان مناسب عروسی کنند یعنی همان خرج و مخارج ساده و بسیطی که هر یک پسر یا دختر مجرد هزینه می کنند و غالباً توسط والدین و یا با وام دانشجویی تامین می شود همان وضعیت سابق در زمان عقد ادامه پیدا کنند تا زمان مناسب عروسی یعنی دختر و پسر کما فی السابق در سایه حمایت پدر و مادر فهیم و مسئولیت پذیر رشد می کنند و در تحت هدایتها و حمایتهای انان آماده تشکیل زندگی مشترک شوند در این صورت می توان بین رشد علمی و مزایای ازدواج جمع کرد و الگوی مناسبی را به جامعه ارائه داد . اصلًا چه اشکالی دارد دانشگاه خوابگاهی برای متأهلین در نظر بگیرد؟ و یا پول صندوق دانشجویی را به متأهلین عقد کرده بدهند؟
البته درباره این طرح می توان اشکالات و سئوالات زیادی مطرح کرد که فرهنگ خانواده ها شاید نپذیرند. اگر پسر و دختر با هم تفاهم نداشتند چه می شود؟ و… که برای هر یک از اینها پاسخی می تواند وجود داشته باشد، که در جای خود قابل بحث می باشد.


ضرب المثل در مورد ازدواج!

بدون نظر
زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )
-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

۲- مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

۴- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )

۵- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

۷- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

۸- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

۹- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

۱۰-داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بد اخلاقی محروم گشته‌ای .( ضرب المثل فرانسوی )

۱۱- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می‌شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

۱۲- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

۱۳- برای یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )

۱۴- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )

۱۵- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

۱۶- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی )

۱۷- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

۱۸- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

۱۹- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

۲۰- ازدواج کردن و ازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

۲۱- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )

۲۲- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

۲۳- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

۲۴- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)

۲۵- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )

۲۶- با زنی ازدواج کنید که اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

۲۷- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

۲۸- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” کر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس )

۲۹- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( کریستین )

۳۰- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )


ازدواج مردان جوان با خانمهای مسن!آری یا نه؟

بدون نظر

بعد از سن ۳۵ سالگی سرشار از جوانی می‌شوند. خیلی از زن‌ها تا قبل از این سن، برای طلاق اقدام می‌کنند و می‌گویند ما به مرد هیچ احتیاجی نداریم و دیگر ازدواج نمی‌کنیم
ازدواج مردهای جوان با زن‌های میانسال پدیده نوظهوری نیست. اما باوجود مخالفت خانواده‌ها روزبه‌روز شایع‌تر می‌شود. نگاه جامعه به ‌این پدیده، نگاه مثبت و خوش‌بینانه‌ای نیست و هنوز هم که هنوز است با مقاومت روبه‌رو می‌شود. در میزگرد همشهری مثبت، دکتر بهنام اوحدی روانپزشک ، دکتر افسر افشار نادری جامعه‌شناس، دارای دکترای مدیریت فرهنگی و عضو گروه مطالعات خانواده دانشگاه تهران و دکتر صمیمی اردستانی روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نظرشان را در رابطه با ابعاد روانی و جامعه‌شناختی این مساله بیان کرده‌اند.
سوال: از اینجا شروع ‌کنیم که به نظر شما  چه عواملی باعث گرایش یک مرد جوان به زنی میانسال می‌شود؟
دکتر اوحدی:
کم داشت‌ها در دوره رشدی – پرورشی کودک‌ می‌توانند بستر مناسبی برای این قضیه‌ایجاد کند؛ به عنوان مثال مادری پسرش را به شکلی غیر منطقی به خودش وابسته می‌کند؛ یعنی بیش از حد معمول به او توجه می‌کند. همه نیازهای مالی و عاطفی‌اش را تامین می‌کند. اجازه نمی‌دهد کسی به پسرش از گل نازک‌تر بگوید. محیط امنی را می‌سازد که درآن همه چیز به نفع پسر و در خدمت آسایش اوست. این پسر در انتخاب همسر، سراغ کسی می‌رود که خدمات مادر را به او ارائه کند و نگذارد آب توی دلش تکان بخورد.
از طرفی دیگر مادری رفتار خوب و درستی با پسرش ندارد، در ریز‌ترین و جزیی‌ترین امور شخصی‌اش دخالت می‌کند، اجازه نمی‌دهد برای زندگی خودش تصمیم بگیرد، دائم از او انتقاد می‌کند و با تمام قوا می‌خواهد سرکشی‌های پسر را سرکوب کند. این بار هم پسر، زنی را برای همسری انتخاب می‌کند که از خودش مسن‌تر باشد. حتی زنی از نسل مادر. چرا که می‌خواهد به مادر ثابت کند زنان هم سن یا هم نسل مادر، او را پذیرفته‌اند.
معمولا زنان میانسال زنان موفقی هستند. سال‌ها کار کرده‌اند و از موقعیت مالی و پایگاه اجتماعی هم برخوردارند. پسر با این کار می‌خواهد بگوید آنها طوری قبولش دارند که حاضرند عمری را با او سپری کنند.امروزه تعداد زیادی از مادران در رابطه با فرزند پسرشان دچار یکی از این حالت‌های افراطی می‌شوند. دوران سه تا پنج سالگی مقطع حساسی است و بر خلاف این تصور غلط که مساله هویت در دوره نوجوانی اهمیت پیدا می‌کند، بخش عمده هویت افراد در این دوره شکل می‌گیرد و در نوجوانی به اوج خودش می‌رسد.
دکتر افشار نادری:
البته‌این موضوع فراوانی ندارد. قرن‌هاست مردها با زن‌هایی ازدواج می‌کنند که ۲۰، بلکه ۳۰ سال از خودشان کوچک‌تر هستند و ما هیچ وقت نمی‌پرسیم چرا! آن قدر این مساله عادی به نظر می‌رسد که هیچ کس در پی تحلیل عقده‌های روانی نیست؛ مثلا یکی از هنرپیشه‌های اروپایی در سن ۸۰ سالگی با یک دختر ۲۰ ساله ازدواج کرده بود. چند سال بعد رسانه‌ها نشان می‌دادند که چطور این زن جوان از پیرمرد که بیمار بود، پرستاری می‌کند. وقتی علت را جویا شدند، زن جوان به سادگی گفت که من عاشق این مرد هستم. یک عامل مهم در این میان به دست فراموشی سپرده شده است. آن هم عشق است. خیلی از این ازدواج‌ها به خاطر عشق صورت می‌گیرد. عشق هم که سن و سال نمی‌شناسد.
دکتر صمیمی:
مهم‌ترین عامل دخیل در این مساله، احساسات است. دوره جوانی دوره اوج احساسات است. تصمیمات بیش از آنکه منطقی و بر پایه استدلال باشند متاثر از عواطف هستند. در ازدواج‌های نامتعارف ممکن است فرد صرفا برای به‌دست آوردن طرف مقابل چشم بر مشکلات و موانع ازدواج ببندد. والدین جوان‌ها این جور مواقع می‌گویند: «پسر یا دخترمان جوان است. احساسات کورش کرده».
سوال: جامعه چه نقشی در پر رنگ‌تر یا کم رنگ‌تر شدن این پدیده بازی می‌کند؟
دکتر اوحدی:
متاسفانه در جامعه ما مهارت‌های زندگی نه به دخترها و نه به پسرها آموزش داده نمی‌شود. حالا در این مورد خاص دختری بیست و چند ساله را تصور کنید که تا چند ماه دیگر دندانپزشک می‌شود و شاگرد اول دانشگاه است اما نمی‌داند در صورت لزوم چطور باید یک نامه اداری بنویسد. تا به حال یک بار قبض آب و برق را نپرداخته است. به طور کلی نمی‌تواند حق خودش را از جامعه بگیرد. دائم باید کسی مراقب او باشد تا صدمه نبیند. بعضی پسرها فکر می‌کنند چرا با دخترهایی ازدواج کنیم که نمی‌توانند گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند. پس‌ترجیح می‌دهند با زنی که رشد شخصیتی پیدا کرده است و از پس زندگی و مشکلات آن بر می‌آید، زندگی کنند. کسی که یار شاطر باشد نه بار خاطر.
دکتر افشار نادری:
دخترهای امروز جامعه ما الگوی مشخصی برای زندگی‌شان ندارند. آنها در دانشگاه تحصیل می‌کنند. شغل پیدا می‌کنند. فشار غیر مستقیم جامعه به آنها می‌گوید که باید شوهر کنند که  اگر این کار را نکنند، از طرف دوستان و اطرافیانشان مورد تمسخر قرار می‌گیرند. زندگی سنتی را جدی نمی‌گیرند و با تمام قوا با آن مبارزه می‌کنند اما موقع ازدواج که می‌رسد مهریه بالایی را مطالبه می‌کنند. کسی که تا به امروز ادعای مدرن بودن را داشته درست موقع ازدواج از الگوهای سنتی تبعیت می‌کند آن هم در شرایطی که بر خلاف زن سنتی درآمد مستقلی دارد. بعد از ازدواج هم زیر بار خانه‌داری نمی‌رود. استدلال خیلی از پسرها برای ازدواج با زنان بزرگ‌تر از خودشان همین است؛ آنها همسر هم سنی را نمی‌خواهند که نه خانه‌دار است که وقتی خسته از کار روزانه به خانه بر می‌گردند، محیط گرم و آرامی را برایشان فراهم کرده است نه یک زن مدرن است که توقعات زن مدرن را داشته باشد و هزینه‌های آنچنانی روی دستش نگذارد.
زن‌ها هر چه بیشتر به عقب برمی‌گردیم، کم توقع‌تر و سازگارتر هستند. پس پسر جوان می‌رود و یک زن میانسال را که به الگوی سنتی و موفق شبیه‌تر است، انتخاب می‌کند. پیش‌بینی جامعه‌شناس‌ها می‌گوید که متاسفانه در آینده جامعه‌ای خواهیم داشت با زن‌های تحصیلکرده پر مدعا و مردانی بی‌سواد اما پولدار. در چنین جامعه‌ای ازدواج به حداقل خواهد رسید و اگر فکری به حال ازدواج‌های پایدار نکنیم، دچار بی‌نظمی غیرقابل مهاری خواهیم شد. چیزی درباره شوک آینده شنیده‌اید؟ در آینده ما فقط بچه‌های آزمایشگاهی را به تایید خواهیم رساند. بچه‌ها به هم پز خواهند داد که خواهر و برادر آزمایشگاهی دارند و اگر کسی خواهر و برادر خونی و طبیعی داشته باشد مورد عجیبی خواهد بود و مورد تمسخر قرار خواهد گرفت.
سوال:خیلی‌ها شرایط اقتصادی را در بروز چنین پدیده‌ای دخیل می‌بینند. نظر شما چیست؟
دکتر اوحدی:
البته شرایط نابسامان اقتصادی یکی از عوامل موثر در این امر است. شما با رانندگان تاکسی اگر صحبت کنید، می‌بینید که شمار زیادی از آنها صاحبان کارگاه‌ها و گاهی کارخانه‌دار بوده‌اند که از ۲۰ نفر گرفته تا ۱۵۰۰ کارگر و کارمند داشته‌اند. اما ورشکست شده‌اند و برای امرار معاش چاره‌ای جز مسافر کشی و کار در تاکسی تلفنی ندارند. یک جوان تازه فارغ‌التحصیل شده که دیگر جای خود دارد. خودش که هیچ مال و مکنتی ندارد. از طرفی آن‌قدر فشارهای اقتصادی شدید هستند که فکر می‌کند اگر بخواهد با دختری هم سن خودش ازدواج کند باید مسؤولیت تامین مخارج و هزینه‌های او را هم به دوش بکشد. این طور می‌شود که به فکر ازدواج با زنی با وضعیت مالی بهتر می‌افتد. زن‌ها اوضاعشان خیلی بهتر از مردهاست. استخدام زن‌ها طی چند سال اخیر به چند دلیل زیاد شده است. اولویت با خانم‌هاست چون آنها منضبط‌ترند، از کار نمی‌دزدند، توقع حقوقی به نسبت کمتر از مطالبات مردها را دارند، در عین حال که برای آینده‌شان برنامه‌ریزی می‌کنند، ولخرجی نمی‌کنند، اهل پس‌انداز کردن هستند، وام می‌گیرند و خانه و ماشین می‌خرند و زندگی مستقلی را برای خودشان می‌سازند.
دکتر افشار نادری:
شرایط اقتصادی هم یکی دیگر از عوامل است. اما با توجه به نقش خانم‌ها در خارج از خانه و اینکه معمولا دارای شغل و در آمد هستند، این احتمال بالا می‌رود که مردی به خاطر ثروت یک زن حاضر به ازدواج با او شود.
از سویی دیگر، یک زن میانسال چطور می‌پذیرد که با مردی که از خودش خیلی کوچک‌تر است ازدواج کند؟
دکتر اوحدی:
از عهد باستان تا به امروز مردها همه چیز را با پول می‌خرند. گاهی زنی که در جایگاه مردانه قرار گرفته و دارای قدرت است هم همین کار را می‌کند. با ازدواج با یکی جوان‌تر از خودش زیبایی و نیروی جوانی او را می‌خرد. زن‌ها _ خلاف تصور رایج _ بعد از سن ۳۵ سالگی  سرشار از جوانی می‌شوند. خیلی از زن‌ها تا قبل از این سن، برای طلاق اقدام می‌کنند و می‌گویند ما به مرد هیچ احتیاجی نداریم و دیگر ازدواج نمی‌کنیم. اما وقتی به سنین میانسالی می‌رسند، فشارهای جسمی را احساس می‌کنند. نکته دیگر اینکه نمی‌شود هیجان‌خواهی را نادیده گرفت. شخصیت دو جزء دارد؛ سرشت و منش. سرشت کاملا ژنتیکی است.
از لحظه‌ای که نطفه بسته می‌شود، به وجود می‌آید و از چهار جزء تشکیل می‌شود؛
۱٫ تازه خواهی و تنوع طلبی.
۲٫ پاداش مداری.
۳٫ پشتکار و سختکوشی.
۴٫ مقابله با آسیب‌ها.
منش هم سه جزء دارد و رشدی و پرورشی است:۱٫ همکاری. ۲٫ خودفراروی۳ خود راهبری.
دکتر صمیمی:
می‌تواند علل مختلفی داشته باشد. اما به نظر من باز هم عاطفه عاملی موثر است. درست است که گفتیم دوره جوانی احساسات در اوج خود هستند اما نه به‌این معنا که یک میانسال خالی از احساس است و همه تصمیمات زندگی‌اش مبتنی بر عقل است. خلأهای عاطفی و وابستگی‌های عاطفی ممکن است فرد را در موقعیتی قرار دهد که چنین تصمیمی بگیرد.
دکتر افشار نادری:
نباید با دید بدی به‌این موضوع نگاه کرد. آنها هم ممکن است مثل بقیه ازدواج‌های معمولی شرایط را بررسی کنند و دست به ازدواج بزنند. شاید آن مردها که قرار است همسران خانم‌های میانسال شوند دارای امتیازات و ویژگی‌های مثبتی هستند که یک زن می‌پذیرد نگاه‌های سنگین جامعه را تحمل کند و دست به‌این ازدواج بزند.
سوال: آقای دکتر اوحدی، تیپ‌های شخصیتی خاصی از زنان دست به چنین ازدواج‌هایی می‌زنند؟
دکتر اوحدی:
بله، زن‌هایی که شخصیت خودشیفته دارند. آنها خود را مرکز اتفاقات جهان می‌دانند و به زیبایی خودشان بسیار اهمیت می‌دهند. حتما دیده‌اید خانم‌هایی را که به محض ورود به دهه ۴۰  زندگی‌شان بیشتر ورزش می‌کنند. مراقب تناسب اندام خود هستند. دائما رژیم می‌گیرند، با کرم‌های جور واجور از پوستشان مواظبت می‌کنند و حاضر نیستند با پیری کنار بیایند. پیوستن به یک مرد جوان باعث می‌شود تا روحیه‌شان بالا برود و دیگران هم مبادا این فکر را به مخیله‌شان راه بدهند که آنها دیگر کانون توجه نیستند. زن‌هایی با شخصیت نمایشگر هم همین عملکرد را دارند. قضاوت دیگران درباره آنها بسیار مهم است. وقتی با مرد جوان، رشید و زیبایی در خیابان راه می‌روند، می‌خواهند نظر دیگران را جلب کنند و به آنها ثابت کنند که به قدری جذاب و زیبا هستند که مردجوانی که می‌توانست با  زن جوان‌تر و شاداب‌تر از او ازدواج کند، او را انتخاب کرده است.
سوال:وقتی از عشق صحبت می‌کنیم همه چیز مثبت و خوب است. اما آیا احتمال نمی‌رود که حتی با وجود عشق، اختلاف سنی بتواند خطر شکست ازدواج را بالا ببرد؟
دکتر افشار نادری:
اختلاف سنی همان‌قدر می‌تواند باعث شکست یک زندگی شودکه دیگر عوامل می‌توانند. اصولا توصیه ما ازدواج‌های همسالان است. قدیم، جامعه‌پذیری یک فرد از ابتدا تا به انتهای عمر به یک شکل ادامه پیدا می‌کرد. پدیده‌ای به اسم نو ناخواهی در زندگی‌شان جاری بود؛ به عبارت دیگر میلی به‌ایجاد تغییر در زندگی‌شان نمی‌دیدند. اگر دقت کرده باشید، پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها باوجود اصرار‌های نوه پنج ساله‌شان که به کامپیوتر وارد است، هیچ میلی به نشستن پای کامپیوتر ندارند اما امروز این طور نیست. سرعت در هر بخشی از بخش‌های زندگی تعیین کننده است. عوامل ایجاد سرعت رسانه‌ها هستند. تلفن، اینترنت و ماهواره با به روز کردن اطلاعات و داده‌هایش در هر دقیقه و ساعت، دنیای عجیبی را ساخته اند؛ به خاطر همین است که توصیه می‌شود کسانی که می‌خواهند با هم ازدواج کنند، متولد یک سال باشند. افراد، سال به سال با هم فرق می‌کنند؛ یعنی مثلا متولدین سال ۶۰ با متولدین ۶۲ به لحاظ روحیات و شرایط متفاوت هستند. اگر دو نفر بخواهند با هم زیر یک سقف زندگی کنند و دنیای هر کدام برای دیگری غریبه باشد، دیر یا زود زندگی‌شان به بن‌بست خواهد رسید. اما اختلاف سنی یک عامل قطعی و صددرصد برای شکست یک زندگی مشترک نیست. اگر آن‌طور که تصور می‌شود، ازدواج‌هایی از این دست مثل میکروب باشند، سازگاری و عدم سازگاری بدن هر شخص است که او را بیمار می‌کند. ممکن است بدن کسی آن قدر قوی باشد که میکروب آسیبی به سلامتش نرساند. اما دیگری را از پا در بیاورد. در حقیقت ظرفیت خود افراد میکروب را خطرناک یا بی‌خطر می‌کند.
دکتر اوحدی:
اما من به عنوان یک روان‌شناس ازدواج هم سن را توصیه نمی‌کنم. اصلا برای ما سه سال بزرگ‌تر و سه سال کوچک‌تر همان هم سن تلقی می‌شود. به نظر من یک مرد می‌تواند با زنی ۱۵ سال کوچک‌تر و ۱۵ سال بزرگ‌تر از خودش ازدواج کند. همه چیز بستگی به سازگاری دو طرف دارد. پیش آمده که یک دختر ۲۶ ساله با مردی ۴۰ ساله ازدواج می‌کند و در کنار هم به خوبی زندگی می‌کنند. چون آن دختر می‌تواند  در کنار همسرش صفحه‌های سنگی با صدای خش خش قمرالملوک وزیری گوش کند، با او فیلم‌های سیاه و سفید تماشا کند و از بازی همفری بوگارت و اینگرید برگمن لذت ببرد. مرد هم می‌تواند ساسی مانکن و تتلو گوش کند و فیلم‌های روز را در سینما به اتفاق همسرش ببیند.
دکتر افشار نادری:
البته به شرطی که ‌این تفاهم ساختگی و دروغین نباشد؛ یعنی وقتی طرفین می‌گویند که علایق مشترک دارند، تظاهر نکرده باشند. چون بعد از مدتی که عشق کم رنگ‌تر می‌شود، افراد به زندگی‌های طبیعی و پیشین خود باز می‌گردند. در این حالت خیلی زود اختلاف‌ها آشکار می‌شوند و در بیشتر موارد زندگی از هم می‌پاشد.
دکتر اوحدی: اگر ازدواج‌های همسالان ایده‌آل بود که دادگاه‌های خانواده ‌این طور شلوغ نبودند.
دکتر افشار نادری:
این را هم در نظر داشته باشیم که جامعه ما یک جامعه در حال گذار است. آدم‌ها بسیار منزوی هستند. خارج از منزل، با محیطی خشک روبه‌رو هستند که عاطفه در آن نقشی بازی نمی‌کند. کسب منفعت مالی فرد را وادار می‌کند تا سخت کار کند اما وقتی به خانه می‌رود، نمی‌خواهد باز هم در محیطی عاری از محبت و عاطفه وقتش را بگذراند.
دکتر صمیمی:
در کنار صحبت‌های دوستان، این را هم اضافه کنیم که یک زن تمایل دارد تا در زندگی به کسی تکیه کند. یک زن هر قدر مستقل، به تکیه‌گاه احتیاج دارد؛ کی یک مرد می‌تواند تکیه‌گاه خوبی برای همسرش باشد؟ وقتی که از نظر رشد عقلی یا هم‌سطح با زن باشد، یا کمی رشدیافته‌تر. اما نمی‌شود قاعده مشخصی برایش تعریف کرد؛ ممکن است مردی آن قدر در زندگی تجربه کسب کرده باشد که حتی اگر سنش کمتر از زن باشد، در اداره مشکلات و مسایل جاری زندگی از او قدرتمند‌تر عمل کند.
سوال: در یک چنین ازدواج‌هایی، نظر خانواده‌ها روی زندگی زوج چه تاثیری می‌گذارد؟
دکتر افشار نادری:
زندگی مثل بازی فوتبال است. برای خودش قواعدی دارد که نمی‌توانیم نادیده‌شان بگیریم. طبیعتا ازدواج مردی با زنی بزرگ‌تر از خودش یک نابهنجاری تلقی می‌شود. اگرچه منع قانونی برای این کار وجود ندارد اما قوانین یا مکتوبند که قانون است و یا قوانین نانوشته‌اند و هنجار هستند. معمولا خانواده‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهند. هیچ دلیل منطقی‌ای هم پشت مخالفتشان نیست. صرف غیرمتعارف بودن باعث ایجاد مخالفت می‌شود. اما گفتیم که جامعه ما فردگراست و کسی نمی‌تواند در برابر خواسته‌های فردی آن هم وقتی پشتوانه فکری ندارند، بایستد. پس پسرها خلاف نظر خانواده ازدواج می‌کنند.
دکتر اوحدی:
عقده اودیپی واژگون به‌این معناست که مادر و پدر فرزند به فرزندانشان وابسته هستند.
دکتر افشار نادری:
خانواده با فرزندش قطع رابطه می‌کند اما وقتی می‌بینند که زندگی فرزندشان در مسیر خوبی پیش می‌رود از مواضع خود کوتاه می‌آیند و اوضاع بهتر می‌شود. تا زمانی که بپذیرند.
سوال: فرزندان این ازدواج‌ها در آینده دچار مشکل می‌شوند؟
دکتر افشار نادری:
نه. چه مشکلی؟! مگر وقتی پدرها ۲۰ سال از مادرها بزرگ‌تر بودند، بچه‌ها دچار مشکل خاصی می‌شدند؟ در این مورد خاص هم همین طور است. این بچه‌ها شاهد رفتار پدر و مادر خود هستند. اگر رابطه والدین با هم خوب نباشد، کودک آسیب می‌بیند. همان طور که کودک یک پدر و مادر همسن در صورت بروز اختلاف بینشان دچار مشکل می‌شود.
دکتر اوحدی:
اصلا مگر بچه هر روز شناسنامه پدر و مادرش را چک می‌کند؟ اتفاقا این مادرها دارای شخصیت‌های محکمی هستند و توانمندی بالایی در اداره امور و مشکلات از خود نشان می‌دهند. طبیعی است وقتی بچه مادرش را این طور می‌بیند از او درس می‌گیرد و تحسین‌اش می‌کند.
دکتر افشار نادری: تنها در یک صورت مشکلی برای این بچه‌ها پیش می‌آید؛ آن هم وقتی است که والدین خودشان دائم از اختلاف سنی‌شان حرف می‌زنند و آن را علنا به مسایل و مشکلاتشان مربوط می‌دانند.
دکتر صمیمی:
من ندیده‌ام تا به حال هیچ تحقیق مدونی در این باره انجام شده باشد اما دلیلی وجود ندارد که آن بچه‌ها با همسالان خودشان فرقی بکنند. پدر و مادر اگر در نقش‌های پدر و مادری موفق عمل کنند اهمیتی ندارد که اختلاف سنی پدر و مادر چقدر  بشود. مگر در جامعه نمی‌بینیم مادرهایی را که بیست و چند ساله هستند ولی از الگوهای‌ تربیتی ۵۰ سال قبل پیروی می‌کنند؛ بنا بر این  بینش و شخصیت افراد مهم است.


گفتگو، شرط لازم یک رابطه زناشویی رضایت‌بخش

بدون نظر

مطلب زیر توصیه های خانم لورا بلتران (Laura Beltran)، روان درمانگر مسا‍‌یل جنسی است.زوجهای جوان توصیه های ایشان را حتما مطالعه نمایند

بسیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کا فی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و…. قابل مشاهده می باشد . سیمرغ با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوجهای جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده است .
رابطه جنسی گاهی از اوقات می‌تواند نامطلوب و یا حتی دردناک باشد. با این حال اغلب به جای اینکه در مورد آن صحبت کنیم، سکوت می‌کنیم و چیزی نمی‌گوییم، چرا که نمی‌دانیم چگونه در مورد روابط جنسی‌مان باب گفتگو را باز کنیم.
ولی افرادی هستند که راه های برقراری گفتگو را در این رابطه با استفاده از کلمات مناسب پیدا کرده‌اند.
مطلب زیر توصیه های خانم لورا بلتران (Laura Beltran)، روان درمانگر مسا‍‌یل جنسی است.
از مهمترین توصیه‌های خانم بلتران برای داشتن یک رابطه جنسی رضایت‌بخش، گفتگو در باره این رابطه است. به نظر او اگر افراد در مورد رابطه جنسی‌شان اصلاً صحبت نکنند و یا کم صحبت کنند، از داشتن یک رابطه خوب محروم می‌مانند.
به اعتقاد لورا بلتران حتماً باید به طرف مقابل گفت که ازچه چیزی خوشمان می‌آید و چه چیزهایی برای ما نامطلوب هستند.
مشکل اینجاست که در اغلب موارد جرات گفتگو در مورد رابطه جنسی را نداریم، چون قبل از هر چیز نمی‌خواهیم طرف مقابل را برنجانیم و از سوی دیگر اغلب خجالت می‌کشیم و به خودمان می‌گوییم که این چیزها قابل بیان نیستند.
گاهی هم چیزی نمی‌گوییم چون دوست داریم همه چیز خود بخود و بدون درخواست، آنطور که می‌خواهیم پیش برود.
به عقیده خانم بلتران، صرف دوستن داشتن و عاشق یکدیگر بودن لزوماً موجب سازگاری جنسی نمی‌شود. او همچنین تاکید می‌کند که سازگاری جنسی بین دو فرد، از پیش وجود ندارد و با هم به لذت جنسی رسیدن را می‌توان آموخت.
او می‌گوید، باوجود اینکه انقلاب جنسی موجب شد مسایل جنسی وارد عرصه جامعه شوند ولی در حوزه خصوصی صحبت در مورد این مسایل هنوز به راحتی امکان‌پذیر نیست.
خانم بلتران فکر می‌کند که با طرح بیش از حد مسایل جنسی در رسانه‌ها، الگوهای جنسی جدیدی به افراد تحمیل شده است. مثلاً تعیین تعداد روابط جنسی در هفته یا مدت زمانی که برای هر رابطه باید صرف شود و مواردی از این دست.
مشکل اینجاست که این الگوها افراد را نسبت به بی‌عیب و ایراد بودن خود نگران می‌کند. همین نگرانی ممکن است مانع گفتگوی آزاد بین دو نفر شده، رابطه را از حالت طبیعی آن خارج کند و به آن جنبه تصنعی و ساختگی بدهد.
به نظر لورا بلتران نباید فراموش کرد که گذشت زمان نقش بسیار مهمی در ایجاد سازگاری جنسی بین دو نفر ایفا می‌کند و باید طرفین به هم فرصت شناخت لازم برای رسیدن به همخوانی جنسی را بدهند. از سوی دیگر نباید این زمان را نامحدود تلقی کرد و تنها بعد از گذشت ماه‌ها، مسائل نامطلوب را یادآور شد. این امر می‌تواند بیش از اینکه به رابطه کمک کند، مساله‌ساز شود. به عنوان مثال شخص می‌تواند نتیجه‌گیری کند که طرف مقابل تظاهر می‌کرده و در واقع لذتی از رابطه جنسی نمی‌برده است.
خانم بلتران معتقد است که قانونمندی‌های جهانی و راه‌حل های معجزه‌آسا برای برخورداری از یک رابطه جنسی رضایت‌بخش وجود ندارد و هر زوج باید راه و روش خاص خود را برای رسیدن به لذت جنسی پیدا کند.
برای این متخصص روابط جنسی، مهمترین اصل برای داشتن یک رابطه رضایت بخش، گفتگو است، ولی نه هر گفتگویی. باید کلمات را سنجید و به دقت انتخاب کرد. او توصیه می‌کند که وقتی در مورد رابطه جنسی صحبت می‌کنیم به روشنی خواسته‌هایمان را بگوییم و از کنایه زدن و در لفافه صحبت کردن پرهیز کنیم.
چگونگی بیان کردن مسائل می‌توانند نقش مهمی در حل آنها داشته باشند. انتقاد باید سازنده باشد. به عنوان مثال به جای اینکه بگویید تو خشنی و من این کاری که می‌کنی را دوست ندارم، می‌توان گفت، وقتی با لطافت برخورد می‌کنی لذت می برم. باید به طرف مقابل راه‌های جدید نشان داد و او را راهنمایی کرد. به این ترتیب در دفعات بعدی او بهتر می‌تواند خود را با خواسته‌های شما تطبیق دهد.
خانم بلتران توصیه می‌کند که برای گفتگو در مورد مسائل جنسی، باید زمان مناسبی را نیز انتخاب کرد. برای مثال ایرادهای طرف مقابل را درست بعد از اتمام رابطه جنسی بر شمردن، ممکن است بیش از هر چیز موجب برانگیختن خشم او شده و یا او را بیازارد و رابطه بعدی را دشوارتر کند.
صحبت کردن در مورد مسائل جنسی به نظر خانم بلتران برای مردها به مراتب دشوارتر از خانم‌هاست چرا که اغلب مردها حرف زدن در مورد اینگونه مسائل را یا نیاموخته‌اند و یا تنها در قالب شوخی و فخر فروشی در جمع دوستانشان به اینگونه مسائل اشاره کرده‌اند.
او فکر می‌کند که مراجعه به مجلات امروزی هم هیچ کمکی در این زمینه نمی‌کند، چرا که استناد به مطالب آنها بیش از هر چیز، مردان را در مقابل فهرست بلندبالایی از کارهایی که باید تنها و تنها به یک شیوه انجام داد قرار می‌دهد. شرایطی که در آن دیگر به هیچ وجه نمی‌توان از میل و لذت شخصی صحبت کرد.
به نظر خانم بلتران افراد قبل از هر چیز باید بدانند چه چیزی موجب لذتشان می‌شود و دریابند چگونه می‌توانند لذت ببرند.
اغلب، مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرد، لذت خود را فراموش می‌کند و تمام وقت خود را در طی رابطه، وقف لذت طرف مقابل می‌کند. به نظر این متخصص، در روابط جنسی کمی خودخواهی بد نیست و از طرف دیگر کلیشه‌ها را نیز باید کنار گذاشت.
به عنوان نمونه بسیاری از زن‌ها فکر می‌کنند که مرد به تنهایی تعیین کننده کیفیت رابطه جنسی است و بهتر است، نقش فعال را در این رابطه دونفری به او محول کرد. از طرف دیگر آنها دوست دارند با مردی طرف باشند که افکار مردسالارانه نداشته باشد. برخوردی دوگانه که موجب سردرگمی مردها می‌شود. برای پرهیز از این مشکل، خانم بلتران معتقد است، زنان نیز باید در رابطه جنسی و برای رسیدن به لذت، نقش فعالی ایفا کنند.


ازدواج برای سلامتی خوب است!!

بدون نظر

قدیم‌ها شنیده بودیم که می‌گفتند ازدواج برای سلامتی خوب است و ازدواج مانع انحراف افراد در زندگی اجتماعی آنها می‌شود؛ حالا دانشمندان می‌گویند ازدواج کردن واقعا در حفظ تندرستی انسان‌ها تأثیر دارد.
آنها می‌گویند حتی ازدواج باعث زنده ماندن پس از عمل بای پس قلب می‌شود. ازدواج مزیت‌هایی برای سلامتی دارد که ازجمله آن می‌توان به طول عمر، استرس اندک و احتمال پایین ابتلا به بیماری‌های قلبی، دیابت و افسردگی نام برد.
به گزارش سی‌ان‌ان، طبق یک تحقیق جدید که در آمریکا انجام شده به مزایای ازدواج می‌توان زنده ماندن پس از انجام عمل‌های جراحی سنگین قلب را نیز اضافه کرد. تحقیقات نشان می‌دهد افراد متاهل پس از انجام عمل بای‌پس سرخرگ قلبی ۱۵سال بیشتر از افراد مجرد عمر می‌کنند.
احتمال زنده ماندن پس از عمل قلب در افرادی که زندگی زناشویی موفقی دارند بیشتر از افرادی است که زندگی ناموفقی دارند. نکته جالب توجهی که در تحقیق دانشمندان روشن شد این است که مردان به‌طور کلی چه زندگی زناشویی موفقی داشته باشند و چه ناموفق باشند بیش از زنان احتمال زنده‌ماندن دارند.
متیو‌ام برگ، از دانشگاه کلمبیا در نیویورک می‌گوید:شاید دلیل آن این نکته باشد که زنان بیشتر حالت حمایت‌کننده در خانواده دارند و وابستگی‌شان از این لحاظ کمتر است، اما مردان همین که کسی را در اطراف خود داشته باشند احتمال زنده ماندن‌شان پس از عمل بیشتر است.
وی می‌افزاید:ما افراد مجرد را پس از عمل بای پس هنگامی مرخص می‌کنیم که مطمئن شویم دوستان یا خانواده‌شان درخانه از آنها به‌خوبی مراقبت می‌کنند و دور و بر بیمار قرار دارند، چون افرادی که حالت حمایت‌گرانه وعاطفی با بیمار دارند در بهبودی حال بیمار بسیار مؤثر خواهند بود.
همچنین براساس نتایج تحقیق جدیدی که در سازمان اجتماعی آمریکا صورت گرفته، طلاق و ازدواج هر دو می‌توانند باعث افزایش وزن شوند، به‌خصوص در ۲سال اول پس از ازدواج یا طلاق این افزایش وزن ناگهانی بیشتر ممکن است رخ دهد و عمدتا نیز زنان در معرض چنین تغییری قرار دارند.
به گزارش بی‌بی‌سی، این افزایش وزن می‌تواند برای سلامتی فرد عواقبی نیز داشته باشد.تحقیق مذکور که روی بیش از ۱۰هزار نفر و در حد فاصل سال‌های ۲۰۰۸- ۱۹۸۶ انجام شده تغییرات در قد و وزن افرادی که به تازگی ازدواج کرده یا طلاق گرفته بودند را با افراد مجرد مقایسه کردند.
آنها همچنین میزان سلامتی هر فرد را با میزان تحصیلات، وضعیت شغلی و رفاه شخص مورد بررسی قرار دادند. محققان به این نتیجه رسیدند هرنوع تغییری در وضعیت تاهل بدون در نظر گرفتن نتیجه آن شوکی برای تغییر وزن فرد محسوب می‌شود.البته عواملی مانند تغییر مکان زندگی یا نوع غذاهایی که می‌خوریم نیزدراین مسئله تأثیر‌گذار است اما واکنش بدن هرفرد نیز نسبت به این تغییرات متفاوت است. واکنش بعضی از افراد در قبال این تغییرات کاملا مثبت است.در همین حال ژورنال سلامت و رفتار اجتماعی بررسی‌ای را منتشر کرد که در آن سابقه ازدواج و سلامت حدود ۹هزار مرد و زن در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ را مورد پیگیری قرار داده بود. این بررسی که براساس کار پژوهشگران دانشگاه شیکاگو انجام شده بود، نشان داد هنگامی که افراد ازدواج کرده دوباره مجرد می‌شوند به‌علت طلاق یا به‌علت مرگ همسر به زوال سلامت جسمی دچار می‌شوند و شاید هرگز به‌طور کامل بهبود پیدا نکنند.
این مردان و زنان نسبت به آنهایی که هنوز در میانسالی به زندگی با نخستین زن یا شوهرشان ادامه می‌دادند، ۲۰درصد بیشتر دچار بیماری‌های مزمنی مانند دیابت و بیماری قلبی شده بودند. افراد طلاق گرفته یا بیوه شده همچنین پیری ناخوشایندتر ومشکلات بیشتری حین بالا و پایین رفتن از پله‌ها یا پیاده‌روی در مسافت‌های طولانی داشتند.
لیندا جی وایت، جامعه‌شناس دانشگاه شیکاگو و یکی از پژوهشگران در این بررسی می‌گوید: «معنای این یافته‌ها این نیست که افراد را ترغیب کنیم به ازدواجی که واقعا باعث بدبختی آنها شده، ادامه دهند اما زن و شوهر باید سخت‌ تلاش کنند تا وضع ازدواج‌شان را بهبود بخشند.»
وایت می‌گوید: «داده‌های ما بیانگر این است که حتی برای مشکلات زناشویی که به‌نظر جزئی می‌آیند، مداخله زودرس و سعی برای حل و فصل کردن آنها کاری عاقلانه است.»
همچنین محققان دریافته‌اند در حالی که براساس مطالعات انجام شده یک ازدواج موفق باعث بهبود سریع زخم‌ها و جراحات فیزیکی بدن می‌شود یک ازدواج ناموفق می‌تواند منجر به تضعیف عملکرد سیستم ایمنی بدن شود.
محققان دانشگاه ایالتی اوهایو با بررسی تعدادی از زوج‌های آمریکایی در این زمینه دریافتند که وقتی زن و شوهرها در مورد مشکلاتشان با یکدیگر صحبت می‌کنند و نسبت به یکدیگر حالت خنثی ندارند، این امر باعث می‌شود که زخم‌های آنها سریع‌تر بهبود پیدا کند؛ اما برعکس چنانچه زندگی زناشویی اغلب با انتقاد، تمسخر و طعنه زدن و توهین زن و شوهر نسبت به یکدیگر همراه باشد مدت زمان بهبود زخم‌های بدن تا ۴۰درصد طولانی‌تر می‌شود.
به گفته این محققان، حتی یک مشاجره ساده میان زن و شوهرها نیز می‌تواند روند بهبود زخم را کند و آرام کند. این پژوهش‌ها همچنین می‌گوید زوج‌هایی که حالت تهاجمی ‌و ناآرام نسبت به یکدیگر دارند اغلب سیستم ایمنی آنها تضعیف می‌شود و بیشتر از زوج‌هایی که در زندگی حامی‌ و پشتیبان هم هستند دچار بیماری‌های دستگاه تنفسی می‌شوند.به علاوه به گفته یک روانشناس کانادایی از دانشگاه تورنتو، ازدواج موفق می‌تواند سلاحی برای مقابله با استرس و فشارهای روحی ناشی از شغل و کار روزانه باشد. شما ممکن است نتوانید از استرس کار رهایی یابید اما بهره‌مندی از یک روابط زناشویی خوب و متعادل می‌تواند تأثیرات منفی ناشی از کار را به حداقل برساند.


مردان خانواده دوست را بشناسید!

بدون نظر

شاید مهمترین دلیلی که باعث شده فکر کنیم مردها نسبت به حفظ خانواده خود کم همت تر از زنان اند، مسئله بی وفایی برخی از مردان خانواده دار است.

آیا زندگی خانوادگی آن اندازه که برای زنان اهمیت دارد برای مردها مهم نیست؟ آیا عواطف مردها سست تر از زنان است؟ و آیا پایبندی زنان به خانواده و کوششان برای حفظ خانواده بیش از مردان است؟

معمولا به نظر می رسد آنکه می گریزد مرد است و آنکه می ماند زن. آنکه بی خیال است مرد است و آنکه نگران است زن. آنکه جدی نمی گیرد مرد است و آنکه پیگیر می شود زن.
اما آیا واقعا همین طور است؟ حقیقت این است که مردها اگر خانواده دوست تر از زنان نباشند در این زمینه کمتر از زنان هم نیستند. اما نمایش این خانواده دوستی در مردان و زنان بسیار متفاوت است.

گفتنی است مردها به آن اندازه که به نظر می آید، قوی نیستند. مردها هم مثل زنان، خیلی از نگرانی ها را تجربه می کنند، ولی نشان نمی دهند و درباره آن حرف نمی زنند. شاید این رفتار نوعی ملاحظه ی پنهانی باشد. زیرا در صورت ابراز، موجب نگرانی های شدید زنان می شوند.

وقتی زنان مشکلاتشان را با همسرانشان در میان می گذارند و نگرانیها را گزارش می کنند، در واقع این پیام را منتقل می کنند، که تو تکیه گاه زندگی و رافع مشکلات هستی. بدیهی است که چنین کسی درک خواهد کرد که نباید نگرانیهایش را بروز دهد.

مردها برای وفاداری به خانواده هزینه می کنند
شاید مهمترین دلیلی که باعث شده فکر کنیم مردها نسبت به حفظ خانواده خود کم همت تر از زنان اند، مسئله بی وفایی برخی از مردان خانواده دار است.
اما لازم به ذکر است که اگر چه مردان، بیش از زنان، به همسرانشان خیانت می کنند، باز هم از این حرف پایداری زنان و سستی مردان نتیجه نمی شود. زیرا وضعیت زنان و مردان در جامعه با هم یکسان نیست تا بتوان عکس العملشان را با هم مقایسه کرد.
باید دید آیا همان اندازه که مردان متاهل در معرض تحریک و وسوسه قرار می گیرند، زنان متاهل هم در معرض تحریک و وسوسه قرار دارند؟

(بیشتر…)


آیا نداشتن وفاداری زناشویی ژنتیکی است؟

بدون نظر

به نوشته مجله تایم ژوهشگران در دانشگاه ایالتی نیویورک در بینگامتون در آمریکا ارتباط ژن‌های معینی را با رفتارهای لذت‌جویانه شناسایی کرده‌اند….
یک بررسی جدید نشان می‌دهد که ژن‌ها مربوط به رفتارهای لذت‌جویانه ‌ممکن است با بی‌بندوباری جنسی و خیانت زناشویی نیز همراهی داشته باشند.
به نوشته مجله تایم ژوهشگران در دانشگاه ایالتی نیویورک در بینگامتون در آمریکا ارتباط ژن‌های معینی را با رفتارهای لذت‌جویانه شناسایی کرده‌اند.به گفته آنها ظاهرا ژنی که مسئول ساخت یک نوع خاص از گیرنده ناقل عصبی دوپامین در مغز (DRD4) با عدم وفاداری ارتباط دارد.
دوپامین یکی از مهمترین ناقل‌های عصبی در مغز است که در پدیده‌های بسیاری از جمله انگیزش، پاداش روانی و ارضای جنسی دخیل است. دانشمندان از قبل می‌دانستند که ژن DRD4 با رفتارهای لذت‌جویانه مانند قماربازی و نوشیدن مشروبات الکلی و علاقه به تماشای فیلم‌های وحشتناک ارتباط دارد.بنابراین حدس زدند که ممکن است این ژن در بی‌و‌بندوباری جنسی هم دخیل باشد.
رفتار جنسی انسانی نه تنها میان جمعیت‌های متفاوت بلکه درون هر جمعیت نیز گوناگونی بسیاری دارد. دانشمندان تا به آگاهی چندانی از چگونه اثر ژن‌ها بر تفاوت‌های فردی در رفتارهای جنسی نداشته‌اند.
جاستن گارسیا، دستیار دکتری در رشته زیست‌شناسی و بهداشت تکاملی در دانشگاه بینگامتون در نیویورک و همکارانش برای بررسی این موضوع یک گروه نمونه ۱۸۱ نفری از مردان و زنان را انتخاب کردند و سابقه جنسی مفصلی از آنها گرفتند. آنها همچنین نمونه‌های DNA از آنها جمع آوری کردند. هنگامی که این پژوهشگران مشخصات DNA این افراد را با سابقه جنسی آنها مورد مقایسه قرار دادند، دریافتند که رابطه‌ای میان ژن DRD4 و رفتارهای جنسی وجود دارد.
به گفته آنها افرادی که یک نسخه معین از ژن DRD4 را داشتند، با احتمال بیشتری سابقه بی‌بندوباری جنسی و عدم‌وفاداری زناشویی را گزارش کرده بودند.
گارسیا می گوید:‌” به نظر می‌رسد انگیزش برای این کارها از یک نظام پاداش و تنبیه در مغز ناشی می‌شود که در آن آزاد شدن دوپامین صورت می‌گیرد.” به گفته او سه عنصر اساسی همراه با  آزادی ناگهانی دوپامین در مغز خطرپذیری بالا، پاداش قابل‌توجه و برانگیختگی از راه‌های گوناگون است. و هر سه این عوامل به طور آشکارا در ماجراجویی جنسی دخیل هستند.
با این حال گارسیا تاکید می‌کند: “این یافته‌ها به معنای آن نیست که هر کسی این نسخه ژن را داشته باشد، حتما به همسرش خیانت می‌کند. این ژن‌ها بهانه‌ای برای عدم وفاداری نیستند؛ کشف آنها باعث باز شدن چشم‌اندازی به چگونگی تاثیر زیست‌شناسی ما بر طیف گسترده‌ای از رفتارهای ماست.
این پژوهشگران در عین حال می‌گویند بررسی‌های مفصل‌تری لازم است تا این یافته‌ها‌ را ثابت کند. به گفته آنها در این مرحله نمی‌توان به یقین گفت رابطه سببی میان این رفتار جنسی و این خصوصیت ژنتیکی وجود دارد.اما به نظر می‌رسد ژنتیک نقشی در چگونگی در رفتارهای ما و نحو تصمیم‌گیری‌ها‌یمان داشته باشد.


صفحه 1 از 41234